رسانه تخصصی روابط بین الملل (دیپلماسی پلاس)

نگاهی به آنسوی واردات احتمالی غلات از آمریکا

Diplomacyplus.ir/?p=12806
آیا کشوری با سابقه طولانی استفاده از ابزارهای اقتصادی و مالی برای اعمال فشار سیاسی، باید به یکی از بازیگران اصلی امنیت غذایی ایران تبدیل شود؟

در نگاه نخست، واردات ذرت، سویا یا گندم از آمریکا یک معامله تجاری عادی به نظر می‌رسد. اما در روابطی که بیش از چهار دهه تحت تأثیر تحریم، فشار اقتصادی، عملیات مخفی و تقابل سیاسی قرار داشته، هیچ موضوعی صرفاً اقتصادی نیست. به همین دلیل، بحث احتمال تخصیص دارایی‌های آزادشده ایران به خرید محصولات کشاورزی آمریکا باید از زاویه امنیت ملی و امنیت غذایی مورد بررسی قرار گیرد.

باید یادآور شد مسئله اصلی کیفیت یا قیمت محصولات آمریکایی نیست مسئله این است که آیا کشوری که بارها از ابزار اقتصاد برای اعمال فشار سیاسی استفاده کرده، می‌تواند شریک مطمئنی در حوزه‌ای راهبردی همچون امنیت غذایی باشد؟

سابقه بدعهدی؛ امنیت غذایی بخشی از راهبرد فشار

این نکته حائز اهمیت است تجربه تاریخی نشان می‌دهد که واشنگتن بارها تجارت و دسترسی به کالاهای حیاتی را به ابزاری برای تحقق اهداف ژئوپلیتیکی تبدیل کرده است. تحریم‌های گسترده علیه ایران، عراق، کوبا، ونزوئلا و حتی برخی متحدان آمریکا نشان داده‌اند که در صورت تعارض منافع، اقتصاد و تجارت می‌توانند به سرعت به ابزار فشار سیاسی تبدیل شوند.

نمونه مهم برای ایران، تجربه توافق هسته‌ای و خروج یکجانبه آمریکا از آن است. در حالی که ایران تعهدات خود را اجرا می‌کرد دولت دونالد ترامپ از توافق خارج شد و مجموعه‌ای از تحریم‌های بی‌سابقه را بازگرداند.

این اتفاق از نگاه بسیاری از تصمیم‌گیران ایرانی یک پیام روشن داشت: توافقات و تعهدات واشنگتن ممکن است با تغییر دولت‌ها دستخوش تغییر شود.

نمونه دیگر،توقیف و مسدودسازی دارایی‌های ایران در کشورهای مختلف تحت فشار آمریکا است. حتی منابعی که متعلق به ملت ایران بوده‌اند در عمل بارها با محدودیت‌های سیاسی مواجه شده‌اند. بنابراین این نگرانی وجود دارد که وابسته شدن بخشی از امنیت غذایی کشور به یک تأمین‌کننده خاص، در آینده به اهرم فشار جدیدی تبدیل شود.

همچنین از منظر راهبردی، امنیت غذایی امروز بخشی از مفهوم «بازدارندگی ملی» محسوب می‌شود. همان‌گونه که کشورها تلاش می‌کنند در حوزه انرژی، فناوری و صنایع دفاعی وابستگی خود را کاهش دهند، در حوزه غذا نیز تنوع‌بخشی به منابع تأمین یک ضرورت امنیتی است.

تجربه جنگ اوکراین نشان داد که اختلال در صادرات غلات چگونه می‌تواند بازارهای جهانی را دچار شوک کند و دولت‌ها را با بحران‌های اجتماعی و اقتصادی مواجه سازد.

در چنین شرایطی، پذیرش فرمولی که دارایی‌های آزادشده ایران را به خرید محصولات کشاورزی آمریکا گره بزند، می‌تواند نوعی وابستگی ساختاری ایجاد کند، وابستگی‌ای که شاید در کوتاه‌مدت اقتصادی به نظر برسد، اما در بلندمدت ابعاد سیاسی و امنیتی پیدا خواهد کرد.

باید افزود نکته مهم دیگر این است که ایران امروز گزینه‌های متعددی برای تأمین غلات و نهاده‌های دامی در اختیار دارد روسیه، برزیل، آرژانتین، قزاقستان و برخی کشورهای آسیایی از جمله تأمین‌کنندگان مهم بازار جهانی هستند. بنابراین هیچ ضرورت راهبردی وجود ندارد که منابع مالی ایران صرفاً در مسیر خرید از آمریکا هزینه شود.

معامله ترامپی؛ فروش غلات برای خرید پایگاه انتخاباتی

همچنین اگر فرض کنیم یکی از شروط غیررسمی یا رسمی هر توافق احتمالی، هدایت بخشی از دارایی‌های آزادشده ایران به سمت خرید محصولات کشاورزی آمریکا باشد، در این صورت موضوع دیگر صرفاً یک معامله تجاری نخواهد بود؛ بلکه به یک دستاورد سیاسی برای دولت آمریکا، به‌ویژه شخص دونالد ترامپ، تبدیل خواهد شد.

ترامپ در داخل آمریکا با دو انتقاد هم‌زمان روبه‌رو است. نخست، مخالفانی که او را به ورود به یک تقابل پرهزینه با ایران متهم می‌کنند و معتقدند این سیاست هزینه‌های اقتصادی و امنیتی فراوانی برای آمریکا داشته است. دوم، منتقدانی که هرگونه توافق احتمالی با ایران را «امتیازدهی بدون دستاورد» توصیف می‌کنند و آن را عقب‌نشینی از شعارهای انتخاباتی می‌دانند.

باید افزود در چنین فضایی، اگر دولت آمریکا بتواند اعلام کند که میلیاردها دلار از دارایی‌های آزادشده ایران دوباره به اقتصاد آمریکا بازگشته و صرف خرید ذرت، سویا، گندم و دیگر محصولات کشاورزان آمریکایی شده است، این موضوع به‌راحتی می‌تواند به یک ابزار تبلیغاتی قدرتمند تبدیل شود. ترامپ قادر خواهد بود ادعا کند که نه‌تنها ایران را وادار به پذیرش توافق کرده، بلکه منابع مالی ایران نیز به تقویت تولیدکنندگان و کشاورزان آمریکایی کمک کرده است.

نکته اهمیت این مسئله زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم ایالت‌های کشاورزی آمریکا، از جمله آیووا، نبراسکا، کانزاس و داکوتا، از پایگاه‌های مهم سیاسی جمهوری‌خواهان محسوب می‌شوند.

حمایت اقتصادی از کشاورزان این ایالت‌ها، همواره یکی از محورهای اصلی رقابت‌های انتخاباتی در آمریکا بوده است.

از این منظر باید افزود، هر قرارداد بزرگ صادرات محصولات کشاورزی می‌تواند به یک سرمایه سیاسی برای کاخ سفید تبدیل شود؛ به‌ویژه در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، جایی که کنترل مجلس نمایندگان و سنا می‌تواند سرنوشت ادامه سیاست‌های دولت را تعیین کند.

الگوی رفتاری چین با ترامپ

همچنین از سوی دیگر تجربه چین در جنگ تعرفه‌ای با آمریکا نیز درس مهمی در این زمینه ارائه می‌دهد. پکن به‌خوبی درک کرده بود که خرید گسترده محصولات کشاورزی آمریکا، صرفاً یک معامله اقتصادی نیست، بلکه می‌تواند به ترامپ امکان دهد آن را به‌عنوان موفقیت سیاست فشار حداکثری معرفی کند. به همین دلیل، چین در سال‌های اوج جنگ تعرفه‌ای، بخش قابل توجهی از واردات سویا، ذرت و دیگر محصولات کشاورزی خود را به سمت برزیل، مکزیک،آرژانتین و سایر تأمین‌کنندگان سوق داد؛ حتی در مواردی که این تغییر با افزایش هزینه یا پیچیدگی بیشتر در زنجیره تأمین همراه بود. برای پکن، جلوگیری از تبدیل شدن به ابزار تبلیغاتی رقیب، بخشی از راهبرد کلان رقابت با واشنگتن محسوب می‌شد.

این تجربه نشان می‌دهد که در رقابت قدرت‌های بزرگ، تجارت کشاورزی نیز بخشی از جنگ روایت‌ها و نبرد مشروعیت سیاسی است. گاهی یک قرارداد خرید غلات، بیش از آنکه ارزش اقتصادی داشته باشد، ارزش نمادین و سیاسی پیدا می‌کند.

بر همین اساس، اگر ایران بدون برخورداری از حق انتخاب آزاد، دارایی‌های خود را صرف خرید محصولات کشاورزی آمریکا کند، این اقدام تنها یک معامله اقتصادی نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند در فضای سیاسی آمریکا به‌عنوان شاهدی بر موفقیت سیاست فشار، تحریم و مذاکره اجباری معرفی شود. چنین روایتی نه‌تنها به تقویت جایگاه داخلی دولت آمریکا کمک می‌کند، بلکه ممکن است زمینه را برای تداوم همین الگو در قبال ایران یا دیگر کشورها نیز فراهم سازد.

در نهایت، پرسش اصلی این نیست که آیا محصولات کشاورزی آمریکا قابل مصرف هستند یا خیر؛ پرسش اصلی این است که آیا کشوری با سابقه طولانی استفاده از ابزارهای اقتصادی و مالی برای اعمال فشار سیاسی، باید به یکی از بازیگران اصلی امنیت غذایی ایران تبدیل شود؟

از منظر منافع ملی پاسخ محتاطانه آن است که ایران ضمن حفظ حق تجارت با همه کشورها، از هرگونه سازوکاری که دارایی‌های ملی را به خرید اجباری از یک تأمین‌کننده خاص گره می‌زند پرهیز کند.

امنیت غذایی زمانی پایدار خواهد بود که بر تنوع منابع استقلال تصمیم‌گیری و کاهش وابستگی‌های راهبردی استوار باشد نه بر توافقاتی که ممکن است با تغییر شرایط سیاسی در واشنگتن دچار دگرگونی شوند/ الوقت.

مجتبی علیان

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط