کمپین «Rise Above the Lies» وابسته به سازمان آمریکایی Christians United for Israel (CUFI) در ظاهر با شعار مقابله با «اطلاعات نادرست» و «افزایش یهودستیزی در فضای مجازی» معرفی میشود، اما در یک خوانش انتقادی و رسانهمحور، این پروژه را باید بخشی از منظومه گستردهتر جنگ روایتها در عرصه سیاست بینالملل و بهویژه منازعه فلسطین و اسرائیل دانست؛ جنگی که در آن، رسانهها، نهادهای مذهبی و شبکههای سیاسی همسو نقش مهمی در بازتعریف حقیقت و شکلدهی افکار عمومی جهانی ایفا میکنند. در این چارچوب، آنچه بهعنوان «مبارزه با دروغ» معرفی میشود، در عمل میتواند به سازوکاری برای مدیریت ادراک عمومی و کنترل روایتهای انتقادی نسبت به سیاستهای اسرائیل تبدیل شود، بهگونهای که مرز میان نقد سیاسی و «نفرتپراکنی» عمداً یا عملاً مخدوش میشود.
در ادبیات این کمپین، یک دوگانه صریح میان «حقیقت» و «دروغ» ترسیم شده است؛ دوگانهای که در نگاه اول ساده و اخلاقی به نظر میرسد، اما در سطح گفتمانی، کارکردی پیچیدهتر دارد. این ساختار دوگانه موجب میشود که هر روایت خارج از چارچوب رسمی یا همسو با سیاستهای اسرائیل، بهسرعت در دسته «اطلاعات غلط» قرار گیرد و از دایره مشروعیت رسانهای خارج شود. در چنین فضایی، حتی نقدهای مبتنی بر گزارشهای حقوق بشری یا تحلیلهای دانشگاهی درباره وضعیت فلسطینیها نیز میتواند ذیل برچسبهای امنیتی یا اخلاقی بازتعریف شود؛ روندی که از منظر تحلیل گفتمان انتقادی، نوعی «انحصار در تولید حقیقت» و محدودسازی تنوع روایتها محسوب میشود.

از سوی دیگر، این کمپین بهطور آشکار از ترکیب زبان دینی و سیاسی برای مشروعیتبخشی به مواضع خود استفاده میکند. حضور چهرههایی مانند John Hagee و استفاده از ادبیاتی مبتنی بر «وظیفه ایمانی»، «حقیقت مقدس» و «مبارزه با نفرت» نشان میدهد که حمایت از اسرائیل در این چارچوب صرفاً یک موضع سیاسی نیست، بلکه به سطح یک الزام دینی و اخلاقی ارتقا داده میشود. این همنشینی دین و سیاست، در تحلیلهای انتقادی بهعنوان یکی از ابزارهای مهم در سیاست خارجی ایالات متحده و لابیهای حامی اسرائیل شناخته میشود که از طریق آن، سیاستهای ژئوپلیتیکی در قالب ارزشهای معنوی بازتولید و تثبیت میشوند.
در همین راستا، مسئله فلسطین در این نوع روایتسازیها از یک منازعه تاریخی-سیاسی پیچیده به یک مسئله تقلیلیافته در قالب «مبارزه با نفرت» یا «تهدید اطلاعات غلط» تبدیل میشود. این تغییر چارچوب، پیامد مهمی دارد و آن حذف تدریجی زمینههای تاریخی، حقوقی و سیاسی اشغال و مقاومت از گفتمان عمومی جهانی است. در نتیجه، به جای تمرکز بر ساختارهای قدرت، اشغال، شهرکسازی و بحران انسانی، تمرکز اصلی بر «مدیریت روایت» و «کنترل گفتار» قرار میگیرد.
نکته قابل توجه دیگر، استفاده گزینشی از منابع معتبر مانند موزه یادبود هولوکاست آمریکا یا پایگاههای پژوهشی غربی است. اگرچه این منابع در ذات خود معتبر و علمی هستند، اما در چنین کمپینهایی اغلب در چارچوبی انتخابشده و جهتدار به کار میروند؛ به این معنا که تنها بخشهایی از تاریخ یا دادهها برجسته میشود که با روایت از پیش تعیینشده همخوانی دارد. این نوع استفاده گزینشی از منابع، از منظر روششناسی علوم اجتماعی، میتواند به تولید «دانش جهتدار» منجر شود که ظاهر علمی دارد اما در عمل در خدمت یک چارچوب ایدئولوژیک خاص قرار گرفته است.
در سطح کلانتر، میتوان گفت پروژههایی مانند «Rise Above the Lies» بخشی از معماری رسانهای گستردهتری هستند که هدف آن، تثبیت روایت غالب درباره اسرائیل در افکار عمومی جهانی و همزمان بیاعتبارسازی روایتهای رقیب است. در این معماری، رسانههای جریان اصلی، نهادهای مذهبی همسو و شبکههای سیاسی محافظهکار در یک همافزایی عمل میکنند تا تصویر مشخصی از منازعه خاورمیانه ارائه دهند؛ تصویری که در آن اسرائیل عمدتاً در جایگاه قربانی تاریخی قرار میگیرد و نقدهای ساختاری نسبت به سیاستهای آن به حاشیه رانده میشود.
در نهایت، تحلیل اینگونه کمپینها نشان میدهد که مسئله اصلی در عرصه رسانهای معاصر صرفاً «اطلاعات درست یا غلط» نیست، بلکه رقابت بر سر تعریف خودِ حقیقت است. در چنین فضایی، حقیقت نه یک امر ثابت و بیطرف، بلکه محصولی اجتماعی و سیاسی است که در بستر قدرت، رسانه و ایدئولوژی شکل میگیرد و بازتولید میشود؛ و دقیقاً به همین دلیل، پروژههایی از این دست را باید نه صرفاً ابزار اطلاعرسانی، بلکه بخشی از میدان گستردهتر سیاستگذاری روایت در نظام بینالملل دانست.
**دکتر نیروانا مهرآیین
کارشناس و تحلیلگر مسائل حقوق بین الملل




