وی افزود: آنچه آمریکا از آن به عنوان محاصره دریایی ایران یاد میکند، تفاوت اساسی با مسدودسازی کامل تنگه هرمز دارد. بسته شدن کامل این گذرگاه راهبردی، جریان انرژی و تجارت جهانی را مختل میکند و هزینههای سنگینی برای کشورهای صادرکننده نفت در خلیج فارس، اقتصادهای بزرگ آسیایی مانند چین، هند و ژاپن و همچنین بازار جهانی انرژی به همراه خواهد داشت. در مقابل، محاصره هدفمند ایران بیشتر با هدف افزایش فشار اقتصادی بر تهران و کاهش ظرفیت مقاومت اقتصادی کشور دنبال میشود.
این تحلیلگر مسائل بینالملل تصریح کرد: آمریکا در چارچوب تقابل کنونی، تنها به ابزار نظامی تکیه ندارد و فشار اقتصادی را نیز به عنوان یکی از اهرمهای اصلی خود دنبال میکند. محاصره دریایی در کنار تحریمها، با هدف افزایش فشار بر اقتصاد ایران و ایجاد نارضایتی داخلی طراحی شده است. در مقابل، واکنش ایران نیز متناسب با سطح تهدید خواهد بود. تجربه تحولات اخیر نشان میدهد تهران از امکان محدودسازی یا کنترل تردد در تنگه هرمز به عنوان یک ابزار بازدارنده استفاده میکند، نه لزوماً اقدامی دائمی و بدون بازگشت.
حریرفروش در پایان خاطرنشان کرد: تجربه دورههای گذشته نشان داده که چنین اقداماتی معمولاً تا زمان ادامه درگیریها ادامه مییابد و تصمیمی دائمی نیست، زیرا اقتصاد ایران و شرکای اصلی آن، از جمله چین، نیز به این مسیر دریایی وابسته هستند. بنابراین سناریوی محتملتر آن است که ایران و آمریکا از موضوع تنگه هرمز به عنوان اهرمی برای افزایش فشار یا کسب امتیاز در روند تقابل و مذاکرات احتمالی استفاده کنند به گونهای که شدت اقدامات متقابل، تابعی از سطح تنش میان دو طرف باشد.



