پرونده ویژه راوی جهان/ شماره دوم
گزارش ویژه//
* تهیه شده در هیئت تحریریه راوی جهان
مقدمه؛ سیاست خارجی ایران در یک دوره تاریخی
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در سه دهه گذشته، یکی از پیچیدهترین و پرچالشترین نمونههای سیاست خارجی در منطقه غرب آسیا بوده است. این دوره که از سال ۱۳۶۸ و آغاز رهبری شهید آیتالله سید علی خامنهای آغاز میشود، همزمان با تحولات بنیادین در نظام بینالملل، پایان جنگ سرد، ظهور نظم تکقطبی به رهبری آمریکا، جنگهای منطقهای، ظهور بازیگران غیردولتی، تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه و در سالهای اخیر حرکت تدریجی جهان به سوی نظم چندقطبی بوده است.
بررسی سیاست خارجی ایران در این دوره، صرفاً مطالعه مجموعهای از تصمیمهای دیپلماتیک یا روابط با کشورهای مختلف نیست؛ بلکه بررسی یک فرآیند راهبردی است که در آن جمهوری اسلامی تلاش کرده میان چند مؤلفه مهم توازن برقرار کند: حفظ استقلال راهبردی، تأمین امنیت ملی، تثبیت جایگاه منطقهای، مدیریت فشارهای خارجی، توسعه روابط اقتصادی و سازگاری با تغییرات نظام جهانی.
در این سه دهه، سیاست خارجی ایران دورههای متفاوتی را تجربه کرده است؛ از دوران بازسازی پس از جنگ تحمیلی و تلاش برای کاهش تنشهای خارجی، تا دوره افزایش فشارهای بینالمللی، بحران هستهای، گسترش نقش منطقهای، تحریمهای گسترده اقتصادی و در سالهای اخیر تلاش برای تقویت روابط با قدرتهای غیرغربی و همسایگان.
به همین دلیل، ارزیابی سیاست خارجی ایران در این دوره نیازمند نگاهی فراتر از رویدادهای مقطعی است؛ نگاهی که روندها، تغییرات ساختاری، دستاوردها و چالشهای بلندمدت را مورد بررسی قرار دهد.
۱. آغاز یک دوره جدید؛ ایران پس از جنگ و جهان پس از جنگ سرد
آغاز رهبری شهید آیتالله سید علی خامنهای در سال ۱۳۶۸ مقارن با یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر ایران و جهان بود. جمهوری اسلامی ایران به تازگی یک جنگ هشتساله را پشت سر گذاشته بود؛ جنگی که علاوه بر خسارتهای انسانی و اقتصادی، تجربهای عمیق در حوزه امنیت ملی و سیاست خارجی برای کشور ایجاد کرده بود.
در سطح داخلی، مهمترین اولویت جمهوری اسلامی در این دوره، بازسازی اقتصادی، تقویت زیرساختها و بازگشت کشور به شرایط عادی پس از جنگ بود. در سطح خارجی نیز ضرورت کاهش تنشهای منطقهای و ایجاد فضای مناسب برای بازسازی، اهمیت ویژهای داشت.
همزمان، نظام بینالملل نیز در حال تغییر بنیادین بود. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ پایان جنگ سرد را رقم زد و ایالات متحده برای مدتی به عنوان تنها ابرقدرت جهانی ظاهر شد. این شرایط جدید، محیط بینالمللی متفاوتی برای ایران ایجاد کرد؛ محیطی که در آن آمریکا موقعیت برتری پیدا کرده بود و بسیاری از معادلات امنیتی جهان، بهویژه در خاورمیانه، تحت تأثیر سیاستهای واشنگتن قرار داشت.
در چنین شرایطی، سیاست خارجی ایران با چند هدف اصلی مواجه بود:
* بازسازی روابط خارجی پس از جنگ
* حفظ استقلال سیاسی در برابر فشارهای خارجی
* جلوگیری از انزوای بینالمللی
* مدیریت رابطه با قدرتهای بزرگ
* تثبیت جایگاه منطقهای ایران
دهه نخست این دوره را میتوان دوران تلاش برای تثبیت جایگاه جمهوری اسلامی در محیط جدید بینالمللی دانست؛ دورهای که در آن ایران تلاش کرد ضمن حفظ اصول بنیادین خود، فضای بیشتری برای تعامل خارجی ایجاد کند.

۲. اصول ثابت سیاست خارجی ایران در سه دهه گذشته
اگرچه دولتهای مختلف با رویکردها و اولویتهای متفاوت در عرصه سیاست خارجی فعالیت کردند، اما برخی اصول ثابت در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران طی این دوره قابل مشاهده است.
استقلال راهبردی
یکی از مهمترین عناصر سیاست خارجی ایران، تأکید بر استقلال در تصمیمگیری خارجی بوده است. این اصل که ریشه در تجربه تاریخی ایران و همچنین گفتمان انقلاب اسلامی دارد، باعث شده جمهوری اسلامی تلاش کند از قرار گرفتن در چارچوب ائتلافهای وابسته به قدرتهای بزرگ پرهیز کند.
امنیت ملی و بازدارندگی
تجربه جنگ ایران و عراق، نقش مهمی در شکلگیری نگاه امنیتی ایران داشته است. در نتیجه، توسعه ظرفیتهای دفاعی، افزایش توان بازدارندگی و ایجاد عمق راهبردی منطقهای به یکی از مؤلفههای مهم سیاست خارجی ایران تبدیل شد.
چندجانبهگرایی
در برابر ساختار قدرت تحت رهبری آمریکا، ایران تلاش کرده روابط خود را با مجموعهای متنوع از بازیگران توسعه دهد؛ از کشورهای اروپایی گرفته تا روسیه، چین، کشورهای آسیایی، آمریکای لاتین و کشورهای همسایه.
توجه به محیط پیرامونی
غرب آسیا همواره مهمترین حوزه امنیتی ایران بوده است. تحولات عراق، افغانستان، خلیج فارس، سوریه، لبنان و فلسطین بخش مهمی از سیاست خارجی ایران در این دوره را شکل دادهاند.
- ایران و آمریکا؛ مهمترین محور تقابل
رابطه ایران و آمریکا بدون تردید مهمترین پرونده سیاست خارجی جمهوری اسلامی در سه دهه گذشته بوده است. پس از قطع روابط دیپلماتیک در سال ۱۳۵۹، روابط دو کشور وارد مرحلهای از تقابل ساختاری شد که موضوعات مختلفی از امنیت منطقهای تا برنامه هستهای را دربر گرفت.
در دهه ۱۳۷۰، تلاشهایی برای کاهش تنش میان تهران و واشنگتن شکل گرفت، اما اختلافات بنیادین درباره نظم منطقهای، سیاستهای امنیتی، نقش آمریکا در خاورمیانه و مسائل دوجانبه مانع از تغییر اساسی روابط شد.
پس از حمله آمریکا به افغانستان و عراق، محیط امنیتی منطقه تغییر کرد. سقوط حکومتهای مخالف آمریکا در شرق و غرب ایران، از یک سو فرصتهایی برای افزایش نفوذ منطقهای ایران ایجاد کرد، اما از سوی دیگر حضور نظامی گسترده آمریکا در منطقه را به یک چالش امنیتی تبدیل کرد.
پرونده هستهای ایران نیز به مهمترین نقطه اختلاف میان تهران و واشنگتن تبدیل شد. این موضوع در نهایت به تحریمهای گسترده اقتصادی و شکلگیری مذاکرات چندجانبه منجر شد.
توافق هستهای سال ۲۰۱۵ میان ایران و گروه ۱+۵ نقطه مهمی در مسیر دیپلماسی هستهای بود، اما خروج آمریکا از توافق در سال ۲۰۱۸ بار دیگر روابط دو کشور را وارد مرحلهای از تنش شدید کرد.
در مجموع، رابطه ایران و آمریکا در این دوره نشاندهنده یک رقابت چندلایه بوده است؛ رقابتی که تنها به اختلافات سیاسی محدود نمیشود، بلکه به تعریف نظم منطقهای و جایگاه هر یک از طرفین در خاورمیانه بازمیگردد.
۴. روابط با اروپا؛ میان همکاری و اختلاف
اروپا در سیاست خارجی ایران طی سه دهه گذشته جایگاه متفاوتی نسبت به آمریکا داشته است. تهران همواره تلاش کرده میان اروپا و آمریکا تفاوت قائل شود و از ظرفیتهای اقتصادی و سیاسی کشورهای اروپایی استفاده کند.
در دهه ۱۳۷۰ و اوایل دهه ۱۳۸۰، روابط ایران و اروپا در حوزههای اقتصادی و سیاسی توسعه یافت. گفتوگوهای انتقادی و مذاکرات هستهای نمونهای از تلاش برای مدیریت اختلافات از مسیر دیپلماسی بود.
با این حال، پرونده هستهای، مسائل حقوق بشری، تحولات منطقهای و فشارهای آمریکا، روابط ایران و اروپا را پیچیدهتر کرد.
پس از توافق برجام، اروپا تلاش کرد نقش مستقلی در حفظ توافق ایفا کند، اما محدودیتهای ساختاری و فشارهای آمریکا باعث شد ظرفیت اروپا برای ایفای نقش مستقل محدود باقی بماند.
تجربه سه دهه روابط ایران و اروپا نشان میدهد که اگرچه اروپا از نظر اقتصادی و فناوری برای ایران اهمیت داشته است، اما در مسائل امنیتی و راهبردی، همچنان تحت تأثیر روابط فراآتلانتیک با آمریکا قرار دارد.
۵. سیاست همسایگی؛ از ضرورت امنیتی تا اولویت راهبردی
یکی از مهمترین تحولات سیاست خارجی ایران در سالهای اخیر، افزایش توجه به همسایگان بوده است.
ایران با ۱۵ کشور همسایه زمینی و دریایی، از موقعیتی برخوردار است که روابط منطقهای نقش مستقیمی در امنیت و توسعه اقتصادی آن دارد.
در دورههای مختلف، روابط ایران با همسایگان فراز و نشیبهای زیادی داشته است؛ از همکاریهای گسترده با برخی کشورها تا رقابت و اختلاف با برخی دیگر.
در سالهای اخیر، سیاست توسعه روابط با کشورهای منطقه، بهویژه کشورهای عربی خلیج فارس، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. توافق ایران و عربستان برای ازسرگیری روابط دیپلماتیک نمونهای از تلاش برای کاهش تنشهای منطقهای و بازتعریف روابط همسایگی بود.
با این حال، چالشهایی مانند رقابتهای ژئوپلیتیکی، اختلافات امنیتی و حضور قدرتهای خارجی همچنان بر روابط منطقهای ایران تأثیرگذار است.
۶. سیاست منطقهای ایران؛ از عمق راهبردی تا چالشهای منطقهای
سیاست منطقهای جمهوری اسلامی ایران یکی از مهمترین ابعاد سیاست خارجی ایران در دوره رهبری شهید آیتالله خامنهای بوده است. موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در قلب غرب آسیا، همجواری با مناطق بحرانی، اهمیت انرژی، تنگه هرمز و نزدیکی به کانونهای اصلی بحرانهای منطقهای، باعث شده است که تحولات پیرامونی همواره بخش مهمی از محاسبات امنیتی ایران را شکل دهد.
در این دوره، سیاست منطقهای ایران بر چند مؤلفه اصلی استوار بوده است: جلوگیری از شکلگیری تهدیدات نزدیک به مرزها، افزایش عمق راهبردی، حمایت از متحدان منطقهای و تلاش برای حفظ موازنه قدرت در برابر رقبای منطقهای و فرامنطقهای.
تحولات عراق پس از سال ۲۰۰۳ یکی از مهمترین نقاط عطف در سیاست منطقهای ایران بود. سقوط حکومت صدام حسین، یکی از اصلیترین رقبای منطقهای ایران، تغییر بزرگی در موازنه قدرت ایجاد کرد. ایران تلاش کرد از شرایط جدید برای توسعه روابط سیاسی، اقتصادی و امنیتی با عراق استفاده کند.
جنگ سوریه نیز نقطه عطف دیگری در سیاست منطقهای ایران محسوب میشود. تهران با استدلال حفظ امنیت ملی، مقابله با گسترش گروههای تروریستی و حمایت از دولت متحد خود وارد بحران سوریه شد. این حضور، جایگاه منطقهای ایران را افزایش داد، اما همزمان هزینههایی را نیز به همراه داشت.
در لبنان، یمن و دیگر بحرانهای منطقهای نیز ایران تلاش کرده است نقش مؤثری در معادلات امنیتی ایفا کند. این رویکرد بخشی از راهبرد بازدارندگی و تأمین امنیت پیشدستانه ایران بوده است؛ اما منتقدان معتقدند گسترش تعهدات منطقهای، منابع قابل توجهی مصرف کرده و گاهی زمینه تنش با دیگر بازیگران را فراهم کرده است.
در مجموع، سیاست منطقهای ایران در این دوره را باید در چارچوب رقابت ژئوپلیتیکی گستردهتر در خاورمیانه تحلیل کرد؛ منطقهای که در آن بازیگران متعددی از ایران و عربستان تا آمریکا، اسرائیل، ترکیه، روسیه و چین در حال رقابت برای تعریف نظم آینده هستند.

۷. محور مقاومت؛ ابزار قدرت منطقهای
یکی از شناختهشدهترین مؤلفههای سیاست خارجی ایران در سه دهه گذشته، شکلدهی و توسعه شبکهای از روابط با گروهها و بازیگران همسو در منطقه بوده است؛ موضوعی که در ادبیات سیاسی ایران با عنوان «محور مقاومت» شناخته میشود.
این راهبرد بر این نگاه استوار است که امنیت ایران تنها در مرزهای جغرافیایی آن تعریف نمیشود و تحولات منطقهای میتواند مستقیماً بر امنیت ملی کشور اثرگذار باشد. بر اساس این دیدگاه، حضور و نفوذ منطقهای ایران ابزاری برای افزایش قدرت بازدارندگی و جلوگیری از انتقال تهدیدها به داخل کشور است.
حزبالله لبنان، گروههای فلسطینی، برخی بازیگران سیاسی و نظامی در عراق و نیروهای همسو در سوریه، بخشهایی از این شبکه منطقهای را تشکیل دادهاند.
محور مقاومت توانسته است موازنه قدرت منطقهای را تغییر دهد، هزینه اقدامات نظامی علیه ایران را افزایش دهد و نفوذ ایران را در معادلات خاورمیانه تقویت کند.
تحولات سالهای اخیر، بهویژه جنگ غزه و افزایش تنشهای منطقهای، بار دیگر اهمیت این راهبرد را در مرکز توجه قرار داده است.
۸. پرونده هستهای؛ مهمترین آزمون دیپلماسی ایران
پرونده هستهای ایران را میتوان مهمترین پرونده دیپلماتیک جمهوری اسلامی در دوره رهبری شهید آیتالله سید علی خامنهای دانست؛ پروندهای که بیش از دو دهه روابط ایران با قدرتهای جهانی، بهویژه آمریکا و اروپا، را تحت تأثیر قرار داده است.
آغاز مناقشه هستهای به اوایل دهه ۱۳۸۰ بازمیگردد؛ زمانی که فعالیتهای هستهای ایران در مرکز توجه جامعه جهانی قرار گرفت. از آن زمان، این پرونده از یک موضوع فنی به یک مسئله امنیتی و سیاسی بینالمللی تبدیل شد.
ایران همواره تأکید کرده است که برنامه هستهای آن اهداف صلحآمیز دارد و حقوق کشورها برای بهرهبرداری از انرژی هستهای باید محترم شمرده شود. در مقابل، برخی کشورهای غربی نگرانیهایی درباره ابعاد احتمالی این برنامه مطرح کردهاند.
سالهای مذاکرات فشرده میان ایران و گروه ۱+۵ در نهایت به توافق برجام در سال ۲۰۱۵ منجر شد. این توافق یکی از مهمترین دستاوردهای دیپلماسی چندجانبه در این دوره محسوب شد؛ زیرا توانست برای مدتی میان محدودیتهای هستهای ایران و رفع بخشی از تحریمهای اقتصادی توازن ایجاد کند.
با این حال، خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ و بازگشت تحریمها، نشان داد که توافقهای بینالمللی تا چه اندازه تحت تأثیر تغییرات سیاسی داخلی قدرتهای بزرگ قرار دارند.
پرونده هستهای برای سیاست خارجی ایران چند درس مهم داشت: اهمیت دیپلماسی چندجانبه، نقش اعتمادسازی در روابط بینالملل، محدودیتهای نظام تحریم و همچنین دشواری ایجاد توافق پایدار میان بازیگرانی با اختلافات راهبردی عمیق.
۹. نگاه به شرق؛ از ضرورت تاکتیکی تا انتخاب راهبردی؟
یکی از مهمترین روندهای سیاست خارجی ایران در سالهای اخیر، توسعه روابط با قدرتهای شرقی، بهویژه چین و روسیه، بوده است.
این سیاست در ابتدا تا حد زیادی تحت تأثیر افزایش فشارهای غرب و تحریمهای آمریکا قرار داشت، اما به تدریج ابعاد راهبردی بیشتری پیدا کرد. تغییر ساختار نظام بینالملل، ظهور چین به عنوان یک قدرت اقتصادی جهانی و تلاش روسیه برای ایفای نقش مستقل در نظام جهانی، فرصتهایی برای گسترش همکاریهای ایران با این کشورها ایجاد کرد.
چین برای ایران از نظر اقتصادی، انرژی، تجارت و سرمایهگذاری اهمیت ویژهای دارد. روابط دو کشور در سالهای اخیر در قالبهایی مانند سند همکاری بلندمدت و مشارکت در ابتکار کمربند و جاده توسعه یافته است.
روسیه نیز در حوزههای امنیتی، نظامی و سیاسی یکی از شرکای مهم ایران بوده است. همکاری دو کشور در سوریه نمونهای از تعامل راهبردی در یک بحران منطقهای بود.
با این حال، روابط با شرق نیز با چالشهایی همراه بوده است. تفاوت منافع، محدودیتهای اقتصادی، رقابت میان قدرتها و نگاه عملگرایانه این کشورها به روابط خارجی، نشان میدهد که همکاری با شرق نیز نیازمند مدیریت دقیق و واقعبینانه است.
در مجموع، سیاست نگاه به شرق را میتوان بخشی از تلاش ایران برای تنوعبخشی به روابط خارجی و کاهش آسیبپذیری در برابر فشارهای غرب دانست.
۱۰. عضویت در نهادهای منطقهای و بینالمللی؛ تلاش برای حضور در نظم جدید
در سالهای اخیر، ایران تلاش کرده است حضور خود را در سازمانها و ترتیبات منطقهای و بینالمللی تقویت کند.
عضویت دائم ایران در سازمان همکاری شانگهای و پیوستن به گروه بریکس، بخشی از این روند محسوب میشود.
این اقدامات از منظر سیاست خارجی ایران، فرصتی برای افزایش همکاری اقتصادی، تقویت ارتباط با کشورهای غیرغربی و مشارکت فعالتر در روند شکلگیری نظم چندقطبی جهانی است.
با این حال، عضویت در این نهادها به خودی خود تضمینکننده دستاوردهای اقتصادی و سیاسی نیست. میزان بهرهبرداری ایران از این ظرفیتها به عواملی مانند اصلاحات اقتصادی، توسعه روابط بانکی، افزایش تجارت خارجی و توانایی ایجاد پیوندهای پایدار اقتصادی بستگی دارد.
۱۱. تحریمها و دیپلماسی اقتصادی؛ مهمترین چالش سیاست خارجی
یکی از مهمترین ویژگیهای سیاست خارجی ایران در این دوره، مواجهه مستمر با نظام تحریمهای بینالمللی بوده است.
تحریمهای آمریکا و برخی کشورهای غربی، بهویژه پس از بحران هستهای، تأثیرات گستردهای بر اقتصاد ایران گذاشتهاند. کاهش درآمدهای نفتی، محدودیتهای بانکی، دشواری جذب سرمایهگذاری خارجی و کاهش تعاملات اقتصادی از پیامدهای این وضعیت بوده است.
در مقابل، ایران تلاش کرده است با توسعه تجارت منطقهای، همکاری با کشورهای همسو، استفاده از ظرفیت همسایگان و سازوکارهای مالی جدید، اثرات تحریمها را کاهش دهد.
تجربه سه دهه گذشته نشان میدهد که سیاست خارجی بدون پشتوانه اقتصادی با محدودیتهای جدی مواجه است. توان اقتصادی، یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی در جهان امروز است و موفقیت سیاست خارجی در گرو پیوند میان دیپلماسی سیاسی و دیپلماسی اقتصادی خواهد بود.
۱۲. دستاوردها و چالشهای سه دهه سیاست خارجی ایران
ارزیابی سیاست خارجی ایران در دوره رهبری شهید آیتالله خامنهای نیازمند توجه همزمان به دستاوردها و چالشهاست.
مهمترین دستاوردها:
تثبیت جایگاه منطقهای
ایران توانسته است به یکی از بازیگران اصلی معادلات امنیتی غرب آسیا تبدیل شود و نقش قابل توجهی در تحولات منطقهای ایفا کند.
حفظ استقلال راهبردی
در شرایط فشارهای گسترده خارجی، ایران توانسته است سیاست خارجی مستقلی را دنبال کند و از قرار گرفتن در چارچوب ائتلافهای قدرتهای بزرگ اجتناب کند.
توسعه روابط با قدرتهای غیرغربی
گسترش روابط با چین، روسیه و برخی کشورهای آسیایی، بخشی از تلاش ایران برای ایجاد توازن در روابط خارجی بوده است.
تجربه گسترده دیپلماتیک
از مذاکرات هستهای تا مدیریت بحرانهای منطقهای، دستگاه سیاست خارجی ایران تجربههای مهمی در حوزه دیپلماسی کسب کرده است.
مهمترین چالشها:
محدودیت تعامل با غرب
تنش پایدار با آمریکا و اختلافات گسترده با برخی کشورهای اروپایی، فرصتهای اقتصادی و سیاسی ایران را محدود کرده است.
فشار اقتصادی تحریمها
تحریمها یکی از مهمترین موانع توسعه اقتصادی و بهرهگیری کامل از ظرفیت سیاست خارجی بودهاند.
توازن میان امنیت و توسعه
یکی از مهمترین چالشهای سیاست خارجی ایران، ایجاد توازن میان اهداف امنیتی و ضرورتهای توسعه اقتصادی بوده است.
تصویر بینالمللی
نحوه بازنمایی سیاستهای ایران در افکار عمومی جهانی و رقابت روایتها، یکی دیگر از چالشهای مهم این دوره بوده است.

۱۳. میراث سیاست خارجی برای آینده
سه دهه سیاست خارجی ایران در دوره رهبری شهید آیتالله سید علی خامنهای، مجموعهای از تجربهها، موفقیتها و درسهای راهبردی را بر جای گذاشته است.
مهمترین میراث این دوره را میتوان در چند محور خلاصه کرد:
نخست، ایران نشان داده است که توانایی حفظ استقلال راهبردی و نقشآفرینی در محیط منطقهای را دارد.
دوم، تجربه این دوره نشان داده است که قدرت نظامی و امنیتی، اگرچه برای حفظ منافع ملی ضروری است، اما بدون قدرت اقتصادی و دیپلماسی فعال نمیتواند به تنهایی اهداف بلندمدت را محقق کند.
سوم، تحولات نظام جهانی نشان میدهد که سیاست خارجی آینده ایران نیازمند ترکیبی از واقعگرایی، انعطاف دیپلماتیک و استفاده هوشمندانه از فرصتهای نظم چندقطبی خواهد بود.
در نهایت، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دهههای آینده با یک پرسش اساسی روبهرو خواهد بود: چگونه میتوان میان حفظ اصول راهبردی، کاهش هزینههای تقابل، توسعه اقتصادی و افزایش نقش ایران در نظم جهانی جدید توازن ایجاد کرد؟
پاسخ به این پرسش، بخش مهمی از آینده سیاست خارجی ایران را شکل خواهد داد.



