آرنو برتران:
جالبترین بخش ابتکار ۵ مادهای چین و پاکستان برای پایان دادن به جنگ علیه ایران، احتمالاً آن چیزی است که در مورد تنگه هرمز بیان میکند.
اول از همه، این طرح خواستار «اجازه دادن به تردد زودهنگام و ایمن کشتیهای غیرنظامی و تجاری» شده است؛ این بدان معناست که شناورهای نظامی به عمد [از این قاعده] مستثنی شدهاند.
برای آبراهی که نیروی دریایی ایالات متحده دههها به گونهای در آن فعالیت کرده که انگار این حق الهی آنهاست – همان اصل معروف «آزادی کشتیرانی» – این موضوع بسیار پرمعناست: این چارچوب در عمل، نیروی دریایی آمریکا را از صحنه حذف میکند.
ثانیاً، این طرح خواستار «بازگرداندن تردد عادی» در هرمز شده است که به نظر میرسد این عبارت به عمد مبهم طراحی شده است: مفهوم «عادی» چیست؟ در اینجا گفته نشده «تردد آزاد و بدون مانع» یا «بازگشت به وضعیت پیشین» (status quo ante). کلمه «عادی» میتواند شامل مواردی مانند نوعی عوارض عبور در هرمز باشد، مشابه آنچه ایران پیشنهاد داده که میخواهد برقرار کند. این میتواند «نرمالِ» جدید باشد.
آنچه از این متن استنباط میکنم، نوعی ردِ موضع ایران است که میگوید هرمز فقط باید به روی تردد کشورهای «دوست» باز باشد؛ اما در عین حال، آنها [چین و پاکستان] با این موضوع که ایران نقشی حاکمیتی و رسمی بر تنگه داشته باشد – که احتمالاً شامل شکلی از ترانزیت تنظیمشده یا دریافت عوارض است – موافق هستند.
در اصل، آنچه چین و پاکستان به آن اشاره میکنند، نه وضعیت پیشینِ «آزادی کشتیرانی» آمریکایی است و نه محاصره زمان جنگِ ایران؛ بلکه یک گزینه سوم است: پارادایمی مشابه کانال سوئز برای هرمز. الگویی که در آن حاکمیت ایران بر تنگه به رسمیت شناخته میشود، اما تردد برای تمام ترافیک تجاری در ازای پرداخت هزینه، آزاد است.
اگر جهت حرکت به این سمت باشد، این سند ۵ مادهای صرفاً یک طرح صلح نیست؛ بلکه اولین پیشنویس از خلیج فارسِ پساآمریکایی است. پیش از این افراد زیادی این جنگ را «لحظه سوئزِ آمریکا» (Suez moment) نامیدهاند؛ هرمزی که تحت حاکمیت ایران و با سیستم دریافت عوارض اداره شود، این مقایسه را کاملاً به واقعیت تبدیل میکند.
ایکس/ فرهاد قدوسی
محتوا و منبع این مطلب لزوما مورد تائید و یا تکذیب راوی جهان نیست.



