رسانه تخصصی روابط بین الملل (دیپلماسی پلاس)

در گفتگو با یک کارشناس روابط بین الملل مطرح شد:

سیاست خارجی ایران در مسیر نظم چندقطبی؛ از مقاومت هوشمند تا تلاش برای نقش‌آفرینی راهبردی

Diplomacyplus.ir/?p=13009
در ادامه گفت‌وگوی راوی جهان با دکتر طیبه محمدی‌کیا، پژوهشگر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در چارچوب پرونده ویژه «سه دهه سیاست خارجی ایران در دوره رهبری آیت‌الله خامنه‌ای؛ دستاوردها، چالش‌ها و میراث راهبردی»، به بررسی جایگاه ایران در نظم بین‌الملل در حال گذار، دستاوردها و چالش‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و چشم‌انداز آینده آن پرداخته‌ایم. در بخش دوم این گفت‌وگو، موضوعاتی همچون میزان انطباق سیاست خارجی ایران با روند چندقطبی شدن جهان، ارزیابی راهبرد کلان جمهوری اسلامی ایران و سه مفهوم کلیدی «مقاومت وجودی»، «عمق تمدنی» و «مصلحت هوشمند» مورد بررسی قرار گرفته است.

پرونده ویژه راوی جهان/ شماره دوم: سه دهه سیاست خارجی ایران در دوره رهبری آیت‌الله خامنه‌ای؛ دستاوردها، چالش‌ها و میراث راهبردی

 


خلاصه مصاحبه:

  • دکتر طیبه محمدی‌کیا، استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، در بخش دوم گفت‌وگو با راوی جهان، به بررسی تطبیق سیاست خارجی ایران با تحولات ساختاری نظام بین‌الملل و گذار از نظم تک‌قطبی به چندقطبی پرداخته است.
  • وی معتقد است ایران با بهره‌گیری از راهبردهایی مانند نگاه به شرق، توسعه همکاری با قدرت‌های نوظهور و تقویت بازدارندگی، تلاش کرده جایگاه خود را در نظم در حال شکل‌گیری جهانی تثبیت کند.
  • این استاد دانشگاه مهم‌ترین دستاورد سیاست خارجی ایران در سه دهه گذشته را حفظ استقلال راهبردی، توسعه نفوذ منطقه‌ای و شکل‌گیری الگوی «مقاومت هوشمند» می‌داند.
  • به باور او، چالش آینده سیاست خارجی ایران، ایجاد توازن میان مقاومت، تعامل بین‌المللی و تبدیل ظرفیت‌های امنیتی و ژئوپلیتیکی به قدرت اقتصادی و نهادی است.

 

بخش دوم

راوی جهان: با توجه به گذار نظام بین الملل از الگوی تک قطبی به روندهای چند قطبی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در این دوره تا چه اندازه توانسته خود را با این تحولات ساختاری تطبیق دهد؟

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره رهبری شهید آیت الله خامنه ای، در مواجهه با گذار نظام بین الملل از الگوی تک قطبی (Unipolarity) به نظم در حال ظهور چند قطبی  (Multipolarity)، توانسته است سطح قابل توجهی از انطباق و سازگاری راهبردی را از خود نشان دهد. این روند را می توان در قالب راهبرد   پوشش ریسک هویت محور   (Identity-Driven Hedging)  و   تعامل ضد هژمونیک   (Counter-Hegemonic Engagement) مورد تحلیل قرار داد. در این چارچوب، جمهوری اسلامی ایران نه تنها خود را با تغییرات ساختاری نظام بین الملل هماهنگ کرده، بلکه در برخی حوزه ها به عنوان یکی از کنشگران پیشرو (Pioneer) در شکل گیری نظم جدید ایفای نقش کرده است؛ هرچند بهره برداری کامل از ظرفیت های این تحول مستلزم برخورداری از هوشمندی راهبردی (Strategic Prudence) در سطحی بسیار بالا است.

در ادبیات روابط بین الملل، گذار از نظام تک قطبی به نظم چند قطبی، نتیجه کاهش برتری هژمونیک ایالات متحده آمریکا پس از پایان جنگ سرد و همزمان افزایش نقش قدرت های نوظهور، از جمله چین و روسیه، و همچنین شکل گیری نهادهای بین المللی جایگزین مانند سازمان همکاری شانگهای (Shanghai Cooperation Organization) و گروه بریکس (BRICS)  است. این تحول ساختاری، فضای بیشتری را برای قدرت های متوسط (Middle Powers) و بازیگران منطقه ای فراهم کرده است تا به جای پیروی کامل از قدرت مسلط (Bandwagoning) یا موازنه سازی سنتی  (Balancing)، از راهبرد پوشش ریسک (Hedging) بهره گیرند؛ راهبردی که بر ترکیب تعامل انتخابی و مقاومت فعال استوار است.

جمهوری اسلامی ایران این تحول را در مراحل مختلف به خوبی شناسایی و متناسب با آن سیاست گذاری کرده است. در دوره حاکمیت نظم تک قطبی، به ویژه در فاصله دهه ۱۹۹۰ تا حدود سال ۲۰۱۰، کشور با فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی گسترده ای مواجه بود. سیاست فشار حداکثری  (Maximum Pressure) ، تحریم های فراگیر و تلاش برای محدود سازی ظرفیت های راهبردی ایران، از مهم ترین ویژگی های این دوره به شمار می رفت. در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر مقاومت نامتقارن (Asymmetric Resistance) ، توسعه توانمندی های بومی، تقویت صنایع دفاعی، گسترش توان موشکی و دستیابی به ظرفیت های هسته ای در سطح آستانه ای، توانست از تضعیف موجودیت خود جلوگیری کند. در این مقطع، اصل   نه شرقی، نه غربی   به معنای پرهیز از وابستگی به هر یک از بلوک های قدرت و رد پیروی از هژمون (Rejection of Bandwagoning)  تفسیر می شد.

با آغاز روند گذار به نظم چند قطبی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیز وارد مرحله جدیدی شد. اتخاذ سیاست   نگاه به شرق   (Look East Policy)، عضویت دائم در سازمان همکاری شانگهای، پیوستن به گروه بریکس، انعقاد اسناد همکاری بلند مدت با جمهوری خلق چین و فدراسیون روسیه و همچنین تلاش برای بهره برداری از پیامدهای ژئوپلیتیکی جنگ اوکراین، از مهم ترین جلوه های این تحول محسوب می شوند. این اقدامات نشان می دهند که جمهوری اسلامی ایران تلاش کرده است از ظرفیت های نظم چند قطبی برای تنوع بخشی به شرکای راهبردی (Diversification of Partnerships)، کاهش آسیب پذیری در برابر تحریم های غربی و افزایش استقلال در سیاست خارجی استفاده کند. این رویکرد، ترکیبی از موازنه نرم (Soft Balancing) از طریق نهادهای غیر غربی و پوشش ریسک سخت (Hard Hedging) از طریق حفظ و تقویت بازدارندگی نظامی است.

از منظر نظری نیز جمهوری اسلامی ایران در برخی زمینه ها فراتر از انطباق صرف حرکت کرده و به عنوان یکی از پیشگامان نقد نظم تک قطبی شناخته می شود. نقد زود هنگام هژمونی لیبرال (Liberal Hegemony)، تاکید بر ضرورت شکل گیری نظم عادلانه چند قطبی و حمایت از رویکردهای انتقادی روابط بین الملل (Critical International Relations) و نظریه های پسا غربی (Post-Western International Relations Theories)، از جمله ابعاد این رویکرد محسوب می شوند.

همچنین جمهوری اسلامی ایران با شکل دهی و تقویت محور مقاومت (Axis of Resistance)، الگوی متفاوتی از قدرت منطقه ای را ارائه کرده است. این تجربه نشان داد که قدرت های متوسط نیز می توانند با استفاده از ابزارهای نامتقارن، هزینه های اعمال هژمونی را افزایش دهند و بر روندهای امنیتی منطقه تاثیرگذار باشند. علاوه بر این، تبدیل فشارهای ناشی از تحریم ها به فرصتی برای تقویت خودباوری (Self-Reliance)، توسعه ظرفیت های داخلی و گسترش همکاری با بلوک های نوظهور، از دیگر جلوه های انطباق سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با شرایط جدید نظام بین الملل به شمار می رود.

با وجود این دستاوردها، تحقق کامل اهداف این راهبرد همچنان با محدودیت ها و چالش هایی همراه است. یکی از مهم ترین این چالش ها، احتمال افزایش وابستگی اقتصادی نامتقارن (Asymmetric Interdependence) به برخی شرکای راهبردی، به ویژه چین، است که در صورت مدیریت نادرست می تواند شکل جدیدی از وابستگی را ایجاد کند. از سوی دیگر، حفظ تعادل میان مقاومت هویتی و تعامل عمل گرایانه (Pragmatic Engagement) با قدرت های جهانی، برای جلوگیری از اتکای بیش از اندازه به یک قطب قدرت (Over-Hedging)، ضرورتی راهبردی به شمار می رود.

همچنین بهره برداری حداکثری از فرصت های نظم چند قطبی، مستلزم ارتقای دیپلماسی اقتصادی (Economic Statecraft)، توسعه دیپلماسی عمومی (Public Diplomacy)، تقویت نهادسازی منطقه ای (Regional Institution-Building) و افزایش توان تصمیم گیری راهبردی است تا جمهوری اسلامی ایران تنها بهره بردار منفعل (Passive Beneficiary) نظم جدید نباشد، بلکه به یکی از شکل دهندگان فعال (Active Shaper) آن تبدیل شود.

در چارچوب نظری روابط بین الملل، این سطح از انطباق را می توان مصداق   راهبرد کلان انطباق پذیر   (Adaptive Grand Strategy)  دانست؛ راهبردی که عناصر سازه انگاری، به ویژه هویت مقاومتی، را با محاسبات واقع گرایانه (Realist Calculation)  درباره توزیع قدرت در نظام بین الملل تلفیق می کند. در یک نگاه کلی باید گفت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در این دوره توانسته است انطباقی نسبتا موفق و آینده نگر با روند گذار به نظم چند قطبی ایجاد کند و از این تحول برای تقویت استقلال، افزایش بازدارندگی، توسعه نفوذ منطقه ای و گسترش روابط راهبردی خود بهره گیرد. این سیاست، جمهوری اسلامی ایران را از شرایط انزوای تحمیلی در نظم تک قطبی به جایگاه یکی از بازیگران موثر در نظم نوظهور جهانی نزدیک کرده است. با این حال، استمرار این موفقیت در گرو برخورداری از هوشمندی راهبردی، انعطاف مبتنی بر مصلحت، تنوع بخشی به شرکای بین المللی و تبدیل ظرفیت های مقاومت به قدرت اثرگذاری بر دستور کار نظم آینده است. این عوامل می توانند زمینه ساز تثبیت جایگاه جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از بازیگران تاثیرگذار در نظم چند قطبی آینده باشند.

 

راوی جهان: اگر بخواهید سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره رهبری شهید آیت الله خامنه ای را در یک ارزیابی راهبردی جمع بندی کنید، مهم ترین دستاوردها، مهم ترین چالش ها و مهم ترین میراث این دوره برای سیاست خارجی ایران را چه می دانید؟

ارزیابی راهبردی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره رهبری شهید آیت الله خامنه ای را می توان در قالب   دکترین مقاومت هوشمند   (Smart Resistance Doctrine) تبیین کرد. این دکترین بر مبانی واقع گرایی دفاعی (Defensive Realism)، هویت انقلابی، استقلال راهبردی و اصل مصلحت اندیشی استوار بوده و سیاست خارجی را به ابزاری برای حفظ موجودیت نظام، صیانت از تمامیت ارضی، تامین امنیت ملی و پاسداری از استقلال کشور تبدیل کرده است. در این چارچوب، سیاست خارجی تنها وسیله ای برای مدیریت روابط خارجی نیست، بلکه بخشی از راهبرد کلان جمهوری اسلامی ایران در جهت تضمین بقا، افزایش قدرت ملی و حفظ منافع بلند مدت کشور محسوب می شود.

یکی از مهم ترین دستاوردهای این دوره، شکل گیری و تثبیت محور مقاومت (Axis of Resistance) به عنوان مهم ترین دستاورد راهبردی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است. این شبکه را می توان نمونه ای از دفاع پیشرو  (Forward Defense)، بازدارندگی توسعه یافته نامتقارن (Asymmetric Extended Deterrence) و منطقه گرایی ترکیبی (Hybrid Regionalism)  دانست. محور مقاومت با ایجاد عمق راهبردی، انتقال کانون تهدیدها به خارج از مرزهای جغرافیایی کشور و افزایش هزینه اقدامات خصمانه علیه جمهوری اسلامی ایران، نقش مهمی در ارتقای امنیت ملی ایفا کرده است. همچنین این شبکه موجب شده است جمهوری اسلامی ایران از جایگاه یک بازیگر صرفا ملی به کنشگری با نفوذ منطقه ای و فرامنطقه ای ارتقا یابد. افزون بر این، در برخی اسناد و توافق های سیاسی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده نیز واقعیت میدانی و نقش تاثیرگذار این محور به صورت غیر مستقیم مورد توجه قرار گرفته و به عنوان بخشی از واقعیت های امنیتی منطقه پذیرفته شده است.

دستاورد مهم دیگر، حفظ استقلال و موجودیت کشور در شرایط فشار حداکثری (Maximum Pressure) است. جمهوری اسلامی ایران با وجود تحریم های گسترده اقتصادی، فشارهای سیاسی، جنگ های نیابتی، عملیات های امنیتی و تهدیدهای مستقیم نظامی، توانسته است موجودیت نظام، تمامیت ارضی و استقلال تصمیم گیری خود را حفظ کند. توسعه توانمندی های بومی در حوزه موشکی، پهپادی، صنایع دفاعی و فناوری هسته ای در سطح آستانه ای، موجب افزایش توان بازدارندگی و ارتقای ظرفیت دفاعی کشور شده است.

از دیگر دستاوردهای مهم این دوره، انطباق سیاست خارجی با روند شکل گیری نظم چند قطبی (Multipolarity) است. اتخاذ سیاست نگاه به شرق (Look East Policy)، عضویت در سازمان همکاری شانگهای (Shanghai Cooperation Organization) و گروه بریکس (BRICS)، توسعه همکاری های راهبردی با قدرت های نوظهور و تلاش برای تنوع بخشی به شرکای بین المللی، نشان دهنده سازگاری تدریجی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با تحولات ساختاری نظام بین الملل است.

مجموع این دستاوردها موجب شده است جمهوری اسلامی ایران از جایگاه یک قدرت منطقه ای محدود، به بازیگری تاثیرگذار با قدرت تصمیم گیری مستقل (Independent Agency) در معادلات منطقه ای و بین المللی تبدیل شود. در کنار این دستاوردها، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با چالش های مهمی نیز مواجه بوده است. یکی از مهم ترین این چالش ها، افزایش هزینه های اقتصادی و اجتماعی ناشی از تحریم های گسترده و استمرار رقابت های منطقه ای است. اعمال محدودیت های اقتصادی، کاهش دسترسی به بازارهای جهانی و هزینه های ناشی از مبارزه با سلطه، فشارهای قابل توجهی بر اقتصاد داخلی، رشد اقتصادی، سرمایه گذاری و برخی شاخص های مشروعیت سیاسی و اجتماعی وارد کرده است. چالش دیگر، آسیب پذیری نسبی شبکه مقاومت در برابر تحولات امنیتی جدید بر اساس فناوریهای هوشمند است. هرچند محور مقاومت طی سال های گذشته توانسته است انعطاف پذیری و تاب آوری (Resilience) قابل توجهی از خود نشان دهد، اما حملات مستقیم و غیر مستقیم علیه برخی اجزای این شبکه، به ویژه در سال های اخیر، نشان داده است که حفظ کارآمدی و انسجام آن نیازمند بازسازی مستمر، افزایش هماهنگی و تقویت ظرفیت های دفاعی و امنیتی است. از دیگر چالش ها، مدیریت همزمان مقاومت و تعامل است. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران همواره ناگزیر بوده است میان رویکرد مقاومت در برابر نظام سلطه و تعامل عمل گرایانه (Pragmatic Engagement) با دولت ها و بازیگران منطقه ای و بین المللی تعادل برقرار کند. این تعادل در برخی مقاطع با دشواری هایی همراه بوده و گاه زمینه ساز افزایش تنش ها، کاهش سطح همکاری های بین المللی یا شکل گیری نوعی انزوای نسبی شده است. چالش مهم دیگر، خطر گسترش بیش از اندازه تعهدات منطقه ای (Over-Extension) است. افزایش دامنه مسئولیت ها و حضور منطقه ای، در محیطی که بسیاری از بازیگران از ثبات و استقلال کافی برخوردار نیستند، می تواند هزینه های امنیتی، اقتصادی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران را افزایش دهد و ضرورت بازنگری مستمر در اولویت های راهبردی را دو چندان سازد.

در یک کلام مهم ترین میراث سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در این دوره را می توان نهادینه شدن فرهنگ مقاومت هوشمند به عنوان الگویی بومی برای سیاست خارجی دانست. این رویکرد نشان داده است که یک قدرت متوسط نیز می تواند با اتکا بر ظرفیت های داخلی، بهره گیری از قدرت سخت و نرم، شبکه سازی هویتی، توسعه بازدارندگی نامتقارن و حفظ استقلال در تصمیم گیری، جایگاه خود را در محیط بین المللی تثبیت کند. در این چارچوب، محور مقاومت به عنوان یک دارایی راهبردی (Strategic Asset)  ماندگار، فراتر از یک ائتلاف امنیتی صرف ارزیابی می شود. این شبکه نشان داده است که بازیگران متوسط می توانند با تلفیق قدرت سخت نامتقارن، سرمایه اجتماعی، پیوندهای هویتی و اراده سیاسی مستقل، در برابر ساختارهای هژمونیک مقاومت کرده و حتی بر محاسبات قدرت های بزرگ تاثیر بگذارند. میراث دیگر این دوره، شکل گیری الگویی از   استقلال مقاوم   (Resilient Autonomy)  در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است. این الگو، آرمان گرایی هویتی را با واقع گرایی عملی تلفیق کرده و نشان داده است که مقاومت می تواند از یک رفتار صرفا تدافعی به راهبردی فعال، سازنده و آینده نگر تبدیل شود. در چنین چارچوبی، سیاست خارجی علاوه بر حفظ امنیت و استقلال، ظرفیت ایفای نقش در شکل دهی به نظم منطقه ای و بین المللی را نیز پیدا می کند.

جان سخن این که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در این دوره، با وجود چالش های متعدد داخلی و خارجی، توانسته است در تحقق اهداف بنیادینی همچون حفظ بقا، صیانت از استقلال، ارتقای بازدارندگی و افزایش نفوذ منطقه ای موفق عمل کند. همچنین این دوره میراثی از مقاومت هوشمند، استقلال راهبردی و نقش آفرینی فعال در محیط منطقه ای و بین المللی بر جای گذاشته است که می تواند در آینده نیز به عنوان یکی از مهم ترین سرمایه های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مورد استفاده قرار گیرد.

 

راوی جهان: اگر بخواهید سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره رهبری شهید آیت الله خامنه ای را تنها با سه کلیدواژه توصیف کنید، آن سه مفهوم چه خواهند بود و چرا؟

اگر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره رهبری آیت الله خامنه ای را بتوان تنها در قالب سه مفهوم بنیادین توصیف کرد، شایسته ترین کلیدواژه ها عبارت اند از: مقاومت وجودی(Existential Resistance)، عمق یا ژرفنای تمدنی (Civilizational Depth)  و مصلحت هوشمند  (Strategic Expediency). این سه مفهوم، در کنار یکدیگر چارچوب نظری و عملی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را شکل داده اند و بیانگر تلاش مستمر برای حفظ موجودیت کشور، صیانت از تمامیت سرزمینی، تامین منافع ملی و مدیریت هوشمندانه تحولات نظام بین الملل هستند. در ادامه به شرح این سه کیلدوازه می پردازیم:

نخستین کلیدواژه، مقاومت وجودی است که هسته اصلی دکترین مقاومت هوشمند (Smart Resistance Doctrine) را تشکیل می دهد. این مفهوم بیانگر آن است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر حفظ موجودیت، استقلال و امنیت کشور در محیطی آنارشیک و رقابتی استوار است. در ادبیات روابط بین الملل، این مفهوم تلفیقی از واقع گرایی دفاعی (Defensive Realism) با تاکید بر بقا (Survival) و سازه انگاری هویتی (Constructivist Identity Politics) با تاکید بر امنیت هویتی (Ontological Security) محسوب می شود. در این چارچوب، محور مقاومت به عنوان مهم ترین جلوه عملی این راهبرد، با ایجاد دفاع پیشرو (Forward Defense) و بازدارندگی توسعه یافته (Extended Deterrence) ، توانسته است تهدیدها را از مرزهای جغرافیایی کشور دور ساخته و هزینه اقدامات خصمانه علیه جمهوری اسلامی ایران را افزایش دهد. اهمیت این مفهوم در آن است که بدون مقاومت وجودی، حفظ استقلال تصمیم گیری و استقلال راهبردی جمهوری اسلامی ایران در محیطی که بسیاری از دولت های منطقه درجات مختلفی از وابستگی به قدرت های خارجی دارند، با دشواری جدی مواجه می شد. از این رو، مقاومت وجودی را می توان تضمین کننده بقای بلند مدت نظام و یکی از پایه های اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دانست.

دومین کلیدواژه، عمق تمدنی است که بر احیای تمدن نوین ایرانی اسلامی (Revival of New Iranian-Islamic Civilization)  و پیوند میان سیاست خارجی و اهداف تمدنی تاکید دارد. در این رویکرد، سیاست خارجی صرفا ابزاری برای تامین امنیت یا منافع کوتاه مدت نیست، بلکه وسیله ای برای تقویت هویت تمدنی، افزایش نفوذ فرهنگی و گسترش قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران نیز به شمار می رود. در میان نظریه های روابط بین الملل، این رویکرد را می توان با سازه انگاری و نگرش سازه انگاری تمدنی (Civilizational Constructivism) و منطقه گرایی پسا غربی (Post-Western Regionalism) تبیین کرد. بر اساس این دیدگاه، هویت تمدنی یکی از منابع اصلی مشروعیت، قدرت نرم و نفوذ بلند مدت کشورها محسوب می شود. در این چارچوب، محور مقاومت و مجموعه نیروهای همسو، تنها ابزارهای امنیتی نیستند، بلکه بخشی از پیوندهای تمدنی جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقه نیز به شمار می روند. اهمیت این مفهوم در آن است که منافع ملی را از افق کوتاه مدت فراتر برده و آن را در چارچوب اهداف تمدنی و تاریخی تعریف می کند. چنین رویکردی زمینه تقویت مشروعیت داخلی، افزایش نفوذ منطقه ای و ارتقای جایگاه جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یک دولت دارای ظرفیت تمدنی فراهم می سازد.

سومین کلیدواژه، مصلحت هوشمند است که بیانگر انعطاف هدفمند در چارچوب اصول ثابت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است. این مفهوم بر پایه سه گانه   عزت، حکمت و مصلحت   شکل گرفته و معادل نوعی واقع گرایی عمل گرا (Pragmatic Realism) یا راهبرد کلان انطباق پذیر (Adaptive Grand Strategy) در ادبیات روابط بین الملل به شمار می رود. مصلحت هوشمند امکان برقراری تعادل میان مقاومت وجودی و تعامل انتخابی (Selective Engagement) را فراهم می کند. این اصل موجب شده است سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره های مختلف، از مذاکرات هسته ای و توافق برجام (Joint Comprehensive Plan of Action) گرفته تا توسعه روابط با قدرت های شرقی و بهره گیری از فرصت های نظم چند قطبی، بتواند متناسب با شرایط بین المللی تصمیم گیری کند، بدون آنکه اصول هویتی و راهبردی خود را کنار بگذارد.

اهمیت این مفهوم در آن است که بقای عملی سیاست خارجی را در محیط متغیر نظام بین الملل تضمین می کند. بدون وجود این انعطاف، مقاومت ممکن بود به رفتارهای پرهزینه و ماجراجویانه تبدیل شود و اهداف تمدنی نیز از واقعیت های محیط بین المللی فاصله بگیرند. از این رو، مصلحت هوشمند را می توان حلقه اتصال میان آرمان گرایی و واقع گرایی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دانست. سه مفهوم مقاومت وجودی، عمق تمدنی و مصلحت هوشمند در کنار یکدیگر، تصویری منسجم از دکترین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره رهبری آیت الله خامنه ای ارائه می کنند. مقاومت وجودی، بقا و امنیت کشور را تضمین می کند؛ عمق تمدنی، جهت گیری بلند مدت و هویتی سیاست خارجی را مشخص می سازد؛ و مصلحت هوشمند، امکان انطباق با تحولات محیط بین المللی را فراهم می آورد.

سرانجام سخن این که برآیند این سه مؤلفه، شکل گیری الگویی از استقلال مقاوم (Resilient Autonomy) در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است که در آن آرمان های هویتی با واقع گرایی راهبردی تلفیق شده اند. این الگو تلاش دارد ضمن حفظ استقلال و امنیت ملی، جمهوری اسلامی ایران را به یکی از بازیگران تاثیرگذار و شکل دهنده نظم منطقه ای و نظم در حال ظهور چند قطبی تبدیل کند و میراثی پایدار برای سیاست خارجی کشور برجای گذارد.

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط