قاضی اندرو ناپولیتانو: . منظورم این است که ترامپ دیگر هیچ راه فراری ندارد، دارد؟
پروفسور جان میرشایمر:او راه خروج خوبی ندارد. منظورم این است که او اساساً میتواند در برابر خواستههای ایران تسلیم شود، اما بهای گزافی را به اسرائیل و لابی در ایالات متحده خواهد پرداخت.
دیدگاه من در این مورد، آقای قاضی، این است که برای اینکه ترامپ تسلیم شود، آنچه باید اتفاق بیفتد این است که اقتصاد، اقتصاد بینالملل، اقتصاد جهانی باید در آستانه سقوط به پرتگاه باشد. باید به اندازه کافی خسارت در سراسر جهان ایجاد شود تا رئیسجمهور ترامپ به سادگی به اسرائیلیها بگوید: «دیگر کافی است. ما باید این را تمام کنیم.»
و به همین دلیل است که من مدتهاست استدلال کردهام که از دیدگاه ایران، هر چه این جنگ بیشتر طول بکشد، بهتر است.
🔻فکر میکنم ایرانیها در واقع برای رفتن به اسلامآباد نادانی کردند. اگر من جای آنها بودم، به اسلامآباد نمیرفتم.🔻
من فقط جنگ را ادامه میدادم چون آنها در موضع قدرت بودند. و هر چه جنگ بیشتر طول بکشد، اهرم فشار بیشتری دارند.
و فکر میکنم در مقطعی اگر جنگ به اندازه کافی طول بکشد و اوضاع اقتصادی به اندازه کافی بد شود، ترامپ چارهای جز درگیری با لابی و اسرائیل نخواهد داشت تا آنها را مجبور به پذیرش نوعی توافق صلح معنادار کند.
اما اگر هرگز به آن نقطه نرسیم، این وضعیت همینطور ادامه خواهد یافت.
قاضی اندرو ناپولیتانو: خب، رئیسجمهور با معضل وحشتناکی روبروست. در این باره هیچ شک و تردیدی نیست. آیا فکر میکنید او درک میکند؟ این سوال احمقانهای از جانب من است. آیا فکر میکنید او درک میکند؟ چه کسی میداند او چه میفهمد؟ آیا اطرافیان او میدانند که هدف نتانیاهو تجزیه ایران است، همانطور که امآی۶ (MI6)، سیا (CIA) و اسرائیلیها سوریه را تجزیه کردند؟
پروفسور جان میرشایمر: مطمئنم که میدانند. منظورم این است که ما در مورد مشاوران او صحبت میکنیم و من حتی تصور میکنم خود او هم—آنها به خوبی درک میکنند که در وضعیت ناامیدکنندهای هستند و ما باید از این درگیری خارج شویم. باید به خاطر داشته باشید که این آمریکاییها بودند که برای نشست اسلامآباد فشار آوردند، نه ایرانیها. ایرانیها با این نشست همراهی کردند، اما این آمریکاییها بودند که خواهان آن بودند.
قاضی اندرو ناپولیتانو: اما آن نشست فقط نمایشی بود. منظورم این است که ونس هیچ اختیاری نداشت و توسط آن دو صهیونیست تحت نظر بود. او به نتانیاهو گزارش میداد و خواستههایش وقیحانه بود.
پروفسور جان میرشایمر: بله. اما آنچه شما در اینجا نادیده میگیرید این است که ترامپ بین دو نیرو گرفتار شده است: یکی ایرانیها و نیاز به پایان دادن به این وضعیت، و دوم تمایل اسرائیل برای نابودی ایران.
بنابراین، آنچه اتفاق میافتد این است که ترامپ سهشنبه گذشته میگوید که قرار است آتشبس داشته باشیم. این در ۷ آوریل است. او میگوید: «ما آتشبس خواهیم داشت.» و میگوید که ما در واقع بر اساس طرح ۱۰ مادهای ایران مذاکره خواهیم کرد.
و این در آن لحظه بسیار امیدوارکننده به نظر میرسد. اما بعد، در طول هفته و در جریان خود مذاکرات، آنچه واقعاً رخ میدهد این است که اسرائیلیها و لابی وارد عمل میشوند و ترامپ عقبنشینی میکند. و به جای مذاکره با ایرانیها در اسلامآباد بر اساس طرح ۱۰ مادهای که ایرانیها روی میز گذاشته بودند، او برخلاف آنچه گفته بود انجام میدهد و بر اساس طرح ۱۵ مادهای که آمریکاییها قبلاً ارائه کرده بودند و شامل تمام خواستههای حداکثری اسرائیل است، مذاکره میکند.
پس آنچه میبینید این است که در نهایت ما موضع اسرائیل را میپذیریم و این اساس مذاکرات میشود؛ و این اتفاقی است که همیشه میافتد.
هر زمان که ما هرگونه انعطافی نشان میدهیم یا تمایلی به مدارا با ایرانیها داریم، اسرائیلیها و لابی وارد میشوند و ما موضع تندی را اتخاذ میکنیم که منعکسکننده منافع اسرائیل است. و همانطور که نخستوزیر نتانیاهو روشن کرد، ما در تمام مسیر به او گزارش میدهیم.
و آیا فکر نمیکنید وقتی ما به رئیسمان، نخستوزیر نتانیاهو گزارش میدهیم، او دقیقاً برای ما روشن میکند که چه میخواهد و ما سلام نظامی میدهیم و آنچه او میخواهد را انجام میدهیم؟ و هر زمان که او حس کند ما داریم از خط خارج میشویم و با ایرانیها بیش از حد انعطاف به خرج میدهیم، با رئیسجمهور ترامپ تماس میگیرد و با لحنی صریح به او میگوید که باید به خط بازگردد. رئیسجمهور ترامپ سلام نظامی میدهد، به خط بازمیگردد و ما به اینجا میرسیم.
🟣آیا ایرانیها متوجه هستند که ایالات متحده از خط مشی اسرائیل پیروی میکند؟
قاضی اندرو ناپولیتانو: متعجبم که آیا نتانیاهو ترامپ را فریب داده یا او را تهدید کرده است؟
پروفسور جان میرشایمر: احتمالاً ترکیبی از هر دو است. فکر میکنم اگر به گزارش نیویورک تایمز در مورد اینکه گفتگوها بین اسرائیلیها و آمریکاییها قبل از جنگ، پیش از ۲۸ فوریه چگونه بوده نگاه کنید، به نظر میرسد اسرائیلیها ترامپ را فریب دادهاند (گول زدهاند). آنها او را متقاعد کردند که میتوانند به این پیروزی جادویی دست یابند. آنها یک مشت وعده توخالی به او فروختند و او سادهلوح بود و آن را باور کرد. او به حرف مشاورانش گوش نداد. او از مشاورانش سوالات سختی نپرسید که ممکن بود او را به مقابله با روایت اسرائیلیها که روی میز بود سوق دهد.
بنابراین فکر میکنم او فریب خورده است.
اما نکتهای که به شما میگویم این است که صرفنظر از آنچه در آن گفتگوها گذشت، واقعیت این است که همینطور که پیش میرویم، رئیسجمهور ترامپ کاملاً درک میکند، جی.دی ونس کاملاً درک میکند، مارکو روبیو کاملاً درک میکند که آنها واقعاً چارهای جز انجام آنچه اسرائیلیها و لابی میخواهند ندارند.
همانطور که مدتهاست استدلال کردهام، اسرائیل مانند یک وزنه سنگین (آلبارتوس) به گردن آنهاست. و اگر کسی به مدرکی بیشتر از آنچه در اینجا میگذرد نیاز دارد، آنها دیگر امیدی بهشان نیست، زیرا از این مورد کاملاً بدیهی است که اسرائیل برای ما مشکلات استراتژیک و اخلاقی بزرگی ایجاد میکند.
قاضی اندرو ناپولیتانو: آیا ایرانیها متوجه هستند که ایالات متحده از خط مشی اسرائیل پیروی میکند؟
پروفسور جان میرشایمر: قطعاً. منظورم این است که کافی است به حرفهای آنها گوش دهید و به تمام این «میم»هایی (طنزهای تصویری) که منتشر میکنند نگاه کنید.
همه در حال حاضر این را درک میکنند، حتی در داخل ایالات متحده. من به عنوان کسی که به همراه استیو والت در سال ۲۰۰۷ این کتاب را درباره لابی اسرائیل نوشتم، شوکه شدهام که چقدر اکثر آمریکاییها امروز آگاه هستند که لابی و اسرائیل برای تأثیرگذاری منفی بر سیاست ایالات متحده چه میکنند. ما به لطف رسانههای جایگزین، به نقطهای رسیدهایم که بسیاری از مردم در ایالات متحده کاملاً درک میکنند چه اتفاقی در حال رخ دادن است. و شما به سراسر جهان، به خصوص به جاهایی مثل ایران میروید و آنها به خوبی این موضوع را میفهمند./ ایکس فرهاد قدوسی
محتوا و منبع این مطلب لزوما مورد تائید و یا تکذیب راوی جهان نیست.



