رسانه تخصصی روابط بین الملل (دیپلماسی پلاس)

تغییر زاویه دید کشورهای عربی به «ایرانِ پساجنگ و پسا‌توافق»

Diplomacyplus.ir/?p=12816
این تغییر نه یک چرخش ناگهانی، بلکه حاصل انباشت تجربه‌های امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی در یک دهه اخیر است؛ تجربه‌ای که به‌وضوح نشان داده «ایرانِ حذف‌شدنی» یک فرض غیرواقعی بوده است. 

تحولات میدانی در منطقه غرب آسیا به‌ویژه پس از دوره‌ای از تنش‌های فزاینده و سپس حرکت به سمت توافق میان ایران و آمریکا، نشانه‌هایی روشن از یک تغییر دیدگاه در نگاه کشورهای عربی منطقه را نمایان کرده است.

سیاست مداران و نخبگان کشورهای عربی در دوران پسا جنگ ایران -امریکا با ملاحظات خاصی به پیشنهادات امنیتی -سیاسی می‌پردازند و تصمیم‌گیری می‌کنند و انتظار آن را دارند که تضمین‌هایی با چاشنی راستی آزمایی برای جلوگیری از تکرار آسیب‌های گذشته اتخاذ شود.

این تغییر نه یک چرخش ناگهانی، بلکه حاصل انباشت تجربه‌های امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی در یک دهه اخیر است؛ تجربه‌ای که به‌وضوح نشان داده «ایرانِ حذف‌شدنی» یک فرض غیرواقعی بوده است.

همچنین در سال‌های گذشته، راهبرد غالب در میان کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، به‌ویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی، مبتنی بر مهار ایران از طریق ائتلاف‌سازی با ایالات متحده و تکیه بر چتر امنیتی غرب بود. اما درگیری های نیابتی فرسایشی، آسیب‌پذیری زیرساخت‌های انرژی، و افزایش هزینه‌های امنیتی، این کشورها را به بازنگری در این رویکرد سوق داده است. حملات به تأسیسات نفتی، تهدیدات مکرر در تنگه هرمز و بی‌ثباتی در مسیرهای انرژی، همگی این پیام را منتقل کردند که تداوم تقابل و درگیری، بیش از آنکه ایران را تضعیف کند، کل منطقه را در معرض ریسک قرار می‌دهد.

در چنین بستری، توافق احتمالی میان ایران و ایالات متحده به‌عنوان یک «کاتالیزور ژئوپلیتیکی» عمل می‌کند؛ نه به این معنا که اختلافات از میان می‌رود، بلکه به این معنا که چارچوب مدیریت این اختلافات تغییر می‌کند. کشورهای عربی حوزه خلیج فارس اکنون بیش از هر زمان دیگری در حال رسیدن به این جمع‌بندی هستند که باید از الگوی «امنیت علیه ایران» به سمت «امنیت در کنار ایران» حرکت کنند—هرچند این حرکت تدریجی، محتاطانه و همراه با تردید خواهد بود.

 این نکته حائز اهمیت است؛ واقعیت میدانی نشان می‌دهد که طی سال‌های اخیر، کانال‌های ارتباطی میان تهران و برخی پایتخت‌های عربی فعال‌تر شده است. از مذاکرات امنیتی تا احیای روابط دیپلماتیک، نشانه‌هایی از یک رویکرد جدید قابل مشاهده است؛ رویکردی که هدف آن کاهش تنش، مدیریت بحران و جلوگیری از غافلگیری‌های پرهزینه است. این کشورها حتی در جنگ 40 روزه، علی‌رغم انتظارات و فشارهای واشنگتن حاضر به قطع روابط دیپلماتیک نشدند تا پل ارتباطی مورد نیاز را برای جلوگیری از تشدید بی‌ثباتی در منطقه حفظ کنند. این روند حتی پیش از هر توافق رسمی با آمریکا آغاز شده و توافق، تنها آن را تسریع خواهد کرد.

 باید افزود در سطح امنیتی، کشورهای عربی به سمت نوعی «تنوع‌بخشی راهبردی» حرکت می‌کنند. به این معنا که در عین حفظ روابط با آمریکا، تلاش دارند وابستگی کامل به این کشور را کاهش دهند و در عوض، از طریق گفت‌وگو با ایران و متحدان ایران به ویژه محور مقاومت و همچنین تعمیق روابط با قدرت‌هایی ماند چین و روسیه یک موازنه چندلایه ایجاد کنند که در ادامه این رویکرد، بازتابی از درک جدیدی است که امنیت منطقه دیگر نمی‌تواند صرفاً از بیرون تأمین شود.

همچنین در ادامه باید افزود در بعد اقتصادی، نگاه به ایران نیز در حال تغییر است. بازاری بزرگ، منابع گسترده انرژی، و موقعیت ژئوپلیتیکی ایران به‌عنوان گره اتصال کریدورهای ترانزیتی، آن را به یک فرصت بالقوه تبدیل کرده است. با این حال، این فرصت با رقابت نیز همراه است.

 بنادر جنوبی خلیج فارس، به‌ویژه در امارات و قطر، خود را به‌عنوان هاب‌های تجاری تثبیت کرده‌اند و بازگشت ایران به اقتصاد جهانی می‌تواند این موازنه را تغییر دهد. از این‌رو رابطه اقتصادی با ایران، ترکیبی از همکاری و رقابت خواهد بود.

باید اشاره داشت در حوزه سیاسی نیز، شاهد نوعی عمل‌گرایی فزاینده هستیم. گفتمان‌های ایدئولوژیک که پیش‌تر بر تقابل تأکید داشتند، به‌تدریج جای خود را به محاسبات هزینه-فایده داده‌اند.

 مدیریت بحران‌های منطقه‌ای—از یمن گرفته تا عراق—بیش از گذشته از مسیر گفت‌وگو دنبال می‌شود. این تغییر، هرچند کامل و بدون بازگشت نیست، اما نشان‌دهنده یک جهت‌گیری جدید در سیاست خارجی کشورهای عربی است.

در پایان باید یادآور شد می‌توان گفت که در دوران پسا‌توافق، ایران برای کشورهای عربی نه یک «دشمن مطلق» و نه یک «شریک کامل»، بلکه یک «واقعیت اجتناب‌ناپذیر» خواهد بود. واقعیتی که باید همزمان مهار، مدیریت و در برخی حوزه‌ها با آن همکاری شود. این همان نقطه‌ای است که نظم جدید منطقه‌ای از دل آن شکل می‌گیرد: نظمی که نه بر حذف بازیگران، بلکه بر تنظیم روابط میان آن‌ها استوار است.

منبع: الوقت

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط