بازار نفت این روزها بیش از آنکه از «کمبود» حرف بزند، درگیر «سردرگمی» است. از یک سو، جنگ آمریکا و ایران، ناامنی تنگه هرمز و تهدیدهای دریای سرخ باید قیمت را بهطور کلاسیک بالا میبرد؛ از سوی دیگر، این جهش آنطور که انتظار میرفت رخ نداده و همین شکاف، نشان میدهد قیمت نفت فقط با عرضه تعیین نمیشود، بلکه مجموعهای از عوامل پشت پرده در حال کنترل آن است.
تخریب عرضه؛ اما نه بهتنهایی
براساس گزارش یاهو فایننس، به نقل از تیم کالایی جیپیمورگان، از زمان آغاز درگیریها در اواخر فوریه، جهان حدود ۱۱.۱ میلیون بشکه در روز از عرضه نفت را از دست داده است؛ رقمی نزدیک به ۱۰ درصد تقاضای جهانی. با این حال، نفت به جهشهای جنگی کلاسیک نرسیده و همین موضوع نشان میدهد بازار فقط با کمبود عرضه روبهرو نیست، بلکه زیر فشار نیروهایی است که اجازه نمیدهند شوک عرضه به جهش کامل قیمت تبدیل شود.
پاسخ اصلی معما: افت تقاضا
تحلیلگران جیپیمورگان استدلال میکنند که بازار بهجای آنکه کمبود را با جهش قیمت پاسخ دهد، از مسیر افت تقاضا خودش را تنظیم کرده است. این کاهش تقاضا از نظر شدت، از بیشتر دورههای مشابه در شش سال اخیر شدیدتر بوده است. به همین دلیل، چیزی که در ظاهر شبیه بحران عرضه است، در عمل به یک تعدیل از سمت مصرف تبدیل شده است.
نقش چین و اقتصادهای آسیایی
یکی از مهمترین عوامل پشت پرده، چین است. گزارش رویترز نشان میدهد واردات چین نسبت به قیمت حساستر شده و همین حساسیت، بخشی از فشار تقاضا را از بازار جهانی برداشته است. وقتی بزرگترین واردکننده نفت جهان با احتیاط بیشتری خرید میکند، بازار خیلی زود از هیجان میافتد و قیمتها بهجای جهش، در وضعیت انتظار میمانند.
در کنار چین، الگوی مصرف در برخی اقتصادهای آسیایی هم تغییر کرده و همین موضوع به سردرگمی بازار دامن زده است؛ بازاری که نه نشانه یک کمبود آشکار را میبیند و نه نشانه یک رونق قوی تقاضا را.
چرا این افت تقاضا غیرعادی است؟
آژانس بینالمللی انرژی و سپس اوپک هر دو برآوردهای خود را پایین آوردهاند؛ نشانهای روشن از اینکه ضعف مصرف، فقط یک نوسان کوتاهمدت نیست. در گزارش رویترز آمده که اوپک پیشبینی رشد تقاضای نفت در ۲۰۲۶ را به ۷۸۰ هزار بشکه در روز کاهش داده که این سومین بازنگری نزولی پیاپی است. این تغییر یعنی خود نهادهای رسمی هم پذیرفتهاند که سمت تقاضا ضعیفتر از برآوردهای قبلی است.
گزارش دیگری از رویترز حاکی است که تحلیلگران در نظرسنجی جدید، میانگین برنت ۲۰۲۶ را ۸۴.۵۰ دلار و وست تگزاس اینترمدیت را پایینتر از برآورد ماه قبل و به میزان ۷۹.۴۹ دلار پیشبینی کردهاند. این کاهش پیشبینیها نشان میدهد بازار فقط به شوک امروز واکنش نمیدهد، بلکه آینده مصرف و تعادل عرضه را هم قیمتگذاری میکند.
تناقض بزرگ: ذخایر پایین، قیمت نهچندان انفجاری
از نظر تئوریک، وقتی ذخایر جهانی پایین میآید، باید قیمت نفت جهش کند؛ اما اینبار چنین نشده است، چون بخشی از فشار از طریق تضعیف تقاضا خنثی شده. رویترز میگوید با بازگشایی تنگه هرمز، نگرانی از اختلال طولانیمدت عرضه کمتر شده و همین موضوع بخشی از ریسکپرمیوم را از بازار بیرون کشیده است.
طبق همین گزارش، آژانس بینالمللی انرژی از احتمال مازاد عرضه قابلتوجه در سال ۲۰۲۷ سخن گفته است. یعنی بازار فقط با بحران امروز روبهرو نیست؛ سایه مازاد آینده هم بر قیمتها افتاده و اجازه نداده نفت به سطوح انفجاری برسد.
سهم ذخایر راهبردی و تغییر رفتار مصرف
بخش دیگری از این سردرگمی به رفتار بازیگران بزرگ بازار برمیگردد. در نیمه اول ۲۰۲۵ انباشت سنگین چین بخشی از مازاد عرضه را جذب کرده و از سقوط قیمتها جلوگیری کرده بود؛ اما با تغییر رفتار خرید و کاهش شدت انباشت، این سپر حمایتی ضعیفتر شده است. در همین حال، تولیدکنندگان بزرگ هم با افزایش یا کاهش حسابشده عرضه، تلاش کردهاند بازار را در محدودهای کنترلشده نگه دارند.
به این ترتیب، قیمت نفت نه با یک جهش آزاد، بلکه با مجموعهای از مداخلههای آشکار و پنهان مدیریت میشود؛ از تغییر رفتار خریداران بزرگ گرفته تا تنظیم عرضه و اصلاح انتظارات بازار.
نگاه بلندمدت: از بحران عرضه تا بحران تقاضا
طبق آنچه که گفته شد، معمای بازار نفت را نباید فقط در قالب «جنگ و کمبود» فهمید. آنچه امروز دیده میشود، بیشتر شبیه انتقال بحران از سمت عرضه به سمت تقاضاست. در چنین شرایطی، حتی ریسکهای بزرگ ژئوپلیتیکی هم لزوما به رشد انفجاری قیمت منجر نمیشوند، چون بازار با افت مصرف، بخشی از فشار را جذب میکند.
این همان نکتهای است که تحلیلگران جیپیمورگان بر آن تأکید دارند: بازار این بار بهجای آنکه فقط ذخایر را تخلیه کند، با کاهش تقاضا و تعدیل انتظارات، قیمت را مهار کرده است. به همین دلیل، نفت بالا رفته، اما نه آنقدر که با منطق سنتی جنگ در بازار نفت سازگار باشد.
بازار نفت در مقطع کنونی با یک تناقض ساختاری روبهروست: از یک سو، جنگ، تهدید کشتیرانی و افت عرضه نشانههای روشن یک شوک صعودی هستند؛ از سوی دیگر، افت تقاضا، کاهش واردات چین، بازنگری نزولی اوپک و چشمانداز مازاد آینده، اجازه ندادهاند این شوک به جهش کامل قیمتی تبدیل شود.
بنابراین، پاسخ به این پرسش که «چرا نفت آنطور که باید گران نشد؟» این است که بازار، بحران را با مجموعهای از عوامل پشت پرده مهار کرده است. نتیجه، بازاری است که بیشتر از آنکه آزادانه حرکت کند، در وضعیت سردرگمی کنترلشده مانده است؛ آرامشی ظاهری که اگر تقاضا دوباره جان بگیرد، میتواند خیلی سریع برهم بخورد.



