رسانه تخصصی روابط بین الملل (دیپلماسی پلاس)

هدیه هسته‌ای ریاض به انصارالله یمن

Diplomacyplus.ir/?p=13044
تمایل ریاض به غنی‌سازی هسته‌ای در محیط متشنج منطقه، می‌تواند به پاشنه آشیل تازه‌ای برای عربستان تبدیل شود. نیروهای مسلح یمن، امروز از توانایی لازم برخوردارند تا در صورت تداوم خصومت‌ها، علاوه بر زیرساخت‌های نفتی، تاسیسات هسته‌ای عربستان را نیز نقطه‌زنی کنند.

تغییر معادلات در خلیج فارس طی سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری نشان داده که محاسبات سنتی قدرت در منطقه‌ای با گسل‌های فعال ژئوپلیتیک تا چه حد می‌تواند آسیب‌پذیر باشد. در پاسخ به تجاوز‌های نظامی و تداوم محاصره همه‌جانبه یمن، پایداری و پاسخ‌های بازدارنده انصارالله و نیرو‌های مسلح یمن صرفا یک واکنش نظامی منطبق بر حقوق دفاع مشروع نیست، بلکه نمایانگر واقعیت خروج از الگوی کلاسیک دفاع و تحمیل معادلات تازه بر اساس توانمندی بومی است.

در مرکز این معادله، یک اشتباه محاسباتی دیرپای دیگر از سوی ریاض به چشم می‌خورد و آن نگاه به «قدرت سخت فرامنطقه‌ای» و «فناوری‌های کلان» به عنوان چتر حمایتی است. وابستگی مداوم به آمریکا برای تامین امنیت ملی، راهبردی شکست خورده است؛ چرا که ابرقدرت‌ها همواره بر اساس کفه ترازو و منافع مقطعی خود بازی می‌کنند و در بزنگاه‌های سرنوشت‌ساز، متحدان منطقه‌ای خود را تنها می‌گذارند. در مواجهه با این حقیقت، تمایل به سوی توسعه فناوری‌ها و تاسیسات هسته‌ای به عنوان ابزاری برای نیل به مصونیت یا دست‌یابی به برتری منطقه‌ای مطرح می‌شود، اما این تصور که «هسته‌ای شدن» صادرکننده چک سفیدامضای امنیت است، سرابی بیش نیست.

تجربه تاریخی در همین زیست‌بوم منطقه‌ای بطلان این فرض را به اثبات رسانده است. پاکستان نمونه‌ای بارز و پیش‌رو در این زمینه است. کشوری که علی‌رغم دستیابی به قدرت هسته‌ای و ورود به باشگاه قدرت‌های اتمی، هرگز نتوانست تنش‌های مزمن، بی‌ثباتی داخلی و درگیری‌های مداوم مرزی با همسایگانش نظیر هند و افغانستان را حل‌وفصل کند. در واقع، سلاح و فناوری هسته‌ای برای اسلام‌آباد نه تنها چتر مصونیت ایجاد نکرد، بلکه به منبعی تازه برای حساسیت‌های بین‌المللی، فشار‌های ژئوپلیتیک و تهدیدات امنیتی مضاعف تبدیل شد. این درس تاریخی روشن می‌سازد که ابزار هسته‌ای بدون همگرایی سیاسی با پیرامون، توازن‌بخش و ثبات‌آفرین نیست. این مسئله در مورد عربستان ابعاد عینی‌تری به خود می‌گیرد.

بر همین اساس باید توجه داشت که یمن دارای ماهیت سرزمینی تعریف‌شده، تاریخی هویت‌ساز و ملتی مستقل است که هیچ قدرت خارجی حق تعیین تکلیف یا مداخله در آن را ندارد. تحریم‌ها، فشار‌های تسلیحاتی و مانور بر سر برنامه‌های توسعه‌ای پرهزینه، ذره‌ای از ایستادگی انصارالله بر سر حقوق اساسی و رفع محاصره یمن نکاسته است. دقیقا در همین نقطه، تناقض وجودی تاسیسات هسته‌ای خود را نشان می‌دهد.

ارتقای چشمگیر توان نقطه‌زنی و برد عملیاتی موشک‌ها و پهپادهای یمن که پیش‌تر در عملیات‌های دقیق علیه شریان‌های حیاتی و به‌ظاهر دست‌نیافتنی همچون تاسیسات آرامکو به اثبات رسید، الگوی جدیدی از بازدارندگی را تحمیل کرده است. این جهش تکنولوژیک به صراحت ثابت می‌کند که جنبش انصارالله و نیروهای مسلح یمن، امروز از توانایی ساختاری و عملیاتی لازم برخوردارند تا در صورت تداوم خصومت‌ها، علاوه بر زیرساخت‌های نفتی، تاسیسات و نیروگاه‌ هسته‌ای عربستان را نیز با دقتی بالا هدف قرار دهند.

این واقعیت انکارناپذیر، محاسبات امنیتی ریاض را با نقض غرض مواجه می‌سازد؛ چراکه هرچقدر یک کشور ساختارهای زیربنایی، پرهزینه و پیچیده‌تری ایجاد کند، بدون حل ریشه‌ای مناقشات پیرامونی، صرفا «اهداف بزرگ‌تر، حساس‌تر و آسیب‌پذیرتری» را در تیررس توان بازدارندگی طرف مقابل قرار داده است. در چنین شرایطی، زیرساخت‌های هسته‌ای نه تنها چتر مصونیت نخواهند بود، بلکه به پاشنه آشیل امنیتی خودساخته تبدیل می‌شوند.

عربستان باید در نظر داشته باشد که در سایه تنش‌های منطقه‌ای، راهکار واقعی برای خروج از این بن‌بست، در واشنگتن یا ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای یافت نمی‌شود. این کشور اگر به دنبال ثبات، توسعه پایدار و حتی بهره‌برداری امن از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای است، راهی جز تمکین به واقعیت‌های منطقه‌ای و سازش با همسایگان ندارد.

یک دیپلماسی پیشرو می‌تواند معادلات را کاملا تغییر دهد. ریاض به جای نگاه به غربی‌ها که امنیت را کالایی اجاره‌ای می‌بینند، می‌تواند وارد همکاری‌های اصیل درون‌منطقه‌ای شود. حتی تصور مدلی از دیپلماسی صلح‌آمیز که در آن همگرایی با قدرت‌های منطقه‌ای مانند ایران به قرارداد‌ها و اشتراکات صلح‌آمیز در حوزه انرژی هسته‌ای بیانجامد، نه تنها از حساسیتی که بر سر برنامه‌های یک‌جانبه وجود دارد می‌کاهد، بلکه بستر امنیت جمعی و منطقه‌ای را فراهم می‌سازد.

در نهایت، واقعیت‌های منطقه نشان می‌دهد که بازدارندگی بومی انصارالله معادله قدرت را تغییر داده و ثابت کرده است که امنیت منطقه‌ای، پروژه‌ای برساخته از بیرون یا به دست آمده از طریق فناوری‌های خطرناک نیست. تنها ضامن واقعی ثبات برای ریاض، پایان دادن به خصومت‌ها، پذیرش حق حاکمیت یمن و چرخش به سمت دیپلماسی و همزیستی مسالمت‌آمیز با همسایگان است.

منبع: دفاع پرس

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط