پرونده ویژه راوی جهان/ شماره دوم: سه دهه سیاست خارجی ایران در دوره رهبری آیتالله خامنهای؛ دستاوردها، چالشها و میراث راهبردی
مصاحبه: محمدحسین واحدی
در یک نگاه
- سیاست خارجی ایران در دوره رهبری آیتالله خامنهای با استقلال راهبردی، مقابله با هژمونی و مقاومت در برابر فشارهای خارجی شناخته میشود.
- چین، ایران را یک شریک راهبردی مهم و یکی از بازیگران کلیدی در نظم نوظهور چندقطبی میداند.
- سفر آیتالله خامنهای به چین در سال ۱۹۸۹، سفر شی جینپینگ به تهران در سال ۲۰۱۶ و امضای برنامه همکاری جامع ۲۵ ساله در سال ۲۰۲۱ از مهمترین نقاط عطف روابط دو کشور به شمار میروند.
- پکن تأکید دارد که روابط ایران و چین مستقل از روابط هر یک از دو کشور با سایر قدرتهای بزرگ، از جمله ایالات متحده، توسعه یافته است.
- ابتکار «کمربند و جاده» فرصتهای گستردهای برای همکاری در حوزههای تجارت، سرمایهگذاری، انرژی، زیرساخت و اتصالپذیری ایجاد کرده است.
- بیثباتی منطقهای و مداخلات خارجی همچنان مهمترین موانع تحقق کامل ظرفیتهای همکاری میان دو کشور محسوب میشوند.
- از نگاه این استاد چینی، کاهش نفوذ غرب در غرب آسیا میتواند فرصتهای تازهای برای همکاری ایران و چین ایجاد کند، هرچند سیاستهای منطقهای آمریکا و چالشهای امنیتی همچنان از عوامل مهم عدم قطعیت خواهند بود.
طی سه دهه گذشته، روابط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین به یکی از مهمترین مشارکتهای راهبردی در آسیا تبدیل شده است. همزمان با حرکت تدریجی نظام بینالملل به سوی نظمی چندقطبی، نقش تهران و پکن در تحولات منطقهای و جهانی بیش از گذشته مورد توجه سیاستگذاران و پژوهشگران قرار گرفته است.
«راوی جهان» در چارچوب پرونده ویژه «سه دهه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره رهبری آیتالله سیدعلی خامنهای؛ دستاوردها، چالشها و میراث راهبردی» با پروفسور ژانگ یوان، استاد مؤسسه مطالعات خاورمیانه دانشگاه مطالعات بینالمللی شانگهای، درباره ارزیابی محافل دانشگاهی چین از سیاست خارجی ایران، روند تحول روابط تهران و پکن، جایگاه ایران در محاسبات راهبردی چین و چشمانداز همکاریهای دو کشور در دهه آینده گفتوگو کرده است.
در ادامه، متن کامل این گفتوگو را میخوانید.
راوی جهان: از دیدگاه محافل دانشگاهی و نخبگان فکری چین، مهمترین ویژگی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره رهبری آیتالله خامنهای چیست؟
در دوره رهبری آیتالله خامنهای، سیاست خارجی ایران بر اصول ضدیت با آمریکا و مقابله با هژمونی استوار بوده است. ایران با بهرهگیری هوشمندانه از رقابت میان قدرتهای بزرگ برای تأمین منافع ملی خود، به یکی از عوامل مهم ایجاد توازن در عرصه بینالمللی تبدیل شده است.
رویکرد دیپلماتیک ایران، هنر عملگرایانه دیپلماسی سنتی را با نمایش بهموقع قاطعیت برای حفظ بازدارندگی منطقهای تلفیق کرده است. بنیان دینی این سیاست، نشاندهنده تداوم راهبرد دیپلماتیک ایران است، در حالی که تلاش برای یافتن متحدان قابل اعتماد، بیانگر انعطافپذیری تاکتیکهای دیپلماتیک آن محسوب میشود.
روحیه مقاومت، محور اصلی روایت دیپلماسی خارجی ایران را تشکیل میدهد. همچنین، ادغام در جامعه بینالمللی و پرهیز از انزوا، همواره از اولویتهای ثابت سیاست خارجی ایران بوده است.
راوی جهان: روابط ایران و چین در دوره رهبری آیتالله خامنهای چگونه تحول یافته است؟ از نظر شما مهمترین نقاط عطف این روابط چه بودهاند؟
در سال ۱۹۸۹، آیتالله خامنهای که در آن زمان ریاستجمهوری ایران را بر عهده داشت، به چین سفر کرد. این سفر نقطه عطف مهمی در گرمتر شدن روابط دو کشور پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بود.
با ورود به دهه ۱۹۹۰، رفتوآمدهای مقامات عالیرتبه دو کشور افزایش یافت و همکاریهای ایران و چین در حوزههایی همچون دفاع، نفت و گاز طبیعی گسترش پیدا کرد. در قرن حاضر نیز دو کشور در عرصه بینالمللی بهطور مشترک از اهداف و اصول منشور سازمان ملل متحد حمایت کرده و در بسیاری از ابتکارهای مهم بینالمللی هماهنگی نزدیکی با یکدیگر داشتهاند.
در سال ۲۰۱۶، سفر رئیسجمهور شی جینپینگ به ایران موجب ارتقای روابط دو کشور به سطح «شراکت جامع راهبردی» شد و مناسبات تهران و پکن را به مرحلهای جدید و تاریخی رساند. این سفر نقطه عطفی مهم در روابط دوجانبه بود و اعتماد سیاسی متقابل میان دو کشور را به شکل قابل توجهی افزایش داد.
در سال ۲۰۲۱ نیز دو کشور «برنامه همکاری جامع ایران و چین» (توافق راهبردی ۲۵ ساله) را امضا کردند که موجب تقویت همپیوندی راهبردی و تعمیق همکاریهای اقتصادی و تجاری شد.
پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در سال ۲۰۲۶، چین بهطور فعال در تلاشهای دیپلماتیک برای برقراری صلح مشارکت کرد. در مقطع حساس این بحران، رئیسجمهور شی جینپینگ چهار اصل اساسی برای حفظ و تقویت صلح و ثبات در خاورمیانه را مطرح کرد که بر پایبندی به اصول همزیستی مسالمتآمیز، حاکمیت ملی، حاکمیت قانون و ایجاد توازن میان توسعه و امنیت تأکید داشت. این رویکرد، حکمت و راهحلهای چینی را برای حل بحرانهای منطقهای و دستیابی به صلح و ثبات پایدار در خاورمیانه ارائه کرد.
راوی جهان: با حرکت نظام بینالملل به سوی چندقطبی شدن، جایگاه ایران را در محاسبات راهبردی چین چگونه ارزیابی میکنید؟
چین همواره توسعه روابط با ایران را در بالاترین سطح دیپلماسی خود در خاورمیانه قرار داده است. چین و ایران هر دو تمدنهایی کهن با تاریخی طولانی و روابطی دیرینه هستند.
هر دو کشور بر توسعه متقابل از طریق همکاری تأکید دارند و از اعضای مهم «جنوب جهانی» به شمار میروند. همچنین ایران و چین در چارچوبهایی مانند سازمان همکاری شانگهای و بریکس همکاری نزدیکی برای حمایت از چندجانبهگرایی دارند و شرکای یکدیگر در پیشبرد نظم بینالمللی چندقطبی هستند.
راوی جهان: ابتکار «کمربند و جاده» چه فرصتهایی برای همکاری بلندمدت ایران و چین ایجاد کرده است؟ مهمترین موانع تحقق این فرصتها چیست؟
چین همچنان متعهد است اعتماد سیاسی متقابل با ایران را بهطور مستمر تعمیق بخشد و همکاریها را در حوزههایی مانند تجارت، سرمایهگذاری، انرژی پاک و اتصالپذیری گسترش دهد.
ایران بهعنوان یک شریک جامع راهبردی، در کنار چین برای اجرای باکیفیت ابتکار کمربند و جاده، ایجاد نظام حکمرانی جهانی عادلانهتر و منطقیتر و همچنین ساختن جامعهای با آینده مشترک برای بشریت همکاری میکند.
بزرگترین تهدید در این مسیر آن است که ناامنی و بیثباتی طولانیمدت در خاورمیانه، در نتیجه مداخلات خارجی، میتواند محیط داخلی و خارجی لازم برای صلح، ثبات و توسعه مشترک را تضعیف کند.
راوی جهان: تشدید رقابت راهبردی میان چین و ایالات متحده چه تأثیری بر روابط تهران و پکن گذاشته است؟ آیا ایران در راهبرد منطقهای چین نسبت به گذشته جایگاه متفاوتی پیدا کرده است؟
چین و ایران سابقهای طولانی از روابط دوستانه دارند. در سالهای اخیر، دو کشور تماسهای مستمر در سطح عالی را حفظ کرده، اعتماد سیاسی متقابل را بهطور پیوسته تعمیق بخشیده، تبادلات مردمی را گسترش داده و در طیف وسیعی از حوزهها همکاری کردهاند.
روابط دوجانبه چین و ایران تحت تأثیر روابط هر یک از دو کشور با سایر کشورها قرار ندارد.
راوی جهان: با توجه به تحولات ژئوپلیتیکی غرب آسیا و تغییرات در رهبری سیاسی ایران، چه فرصتها و چالشهایی را برای روابط ایران و چین در دهه آینده پیشبینی میکنید؟
در دهه آینده، نفوذ سنتی ایالات متحده و کشورهای غربی در خاورمیانه همچنان روندی کاهشی خواهد داشت. در مقابل، استقلال عمل کشورهای منطقه افزایش خواهد یافت و فرصتهای همکاری میان چین و کشورهای خاورمیانه، از جمله ایران، در حوزههایی مانند اقتصاد، تجارت، انرژی، علم و فناوری، فناوریهای پیشرفته و زیرساختها گسترش خواهد یافت.
چالشهای آینده عمدتاً ناشی از تغییرات مکرر سیاست ایالات متحده در خاورمیانه و همچنین احتمال حرکت اسرائیل به سمت اتخاذ سیاستهایی رادیکالتر در قبال همسایگان خود خواهد بود.



