رسانه تخصصی روابط بین الملل (دیپلماسی پلاس)

معادله بازدارندگی و اقتصاد مقاومتی؛

واکاوی گفتمان هسته‌ای ایران در پرتو مدل‌های لیبی و ونزوئلا

Diplomacyplus.ir/?p=12737
پیش‌بینی می‌شود که بازیِ «صبر استراتژیک» که ایران سال‌ها انجام می‌دهد، اکنون واشینگتن را وادار به «تمایل به تغییر رویکرد» کند، نه به دلیل ضعف، بلکه به دلیل بالاتر رفتن «هزینه تداوم وضعیت موجود» نسبت به «هزینه ارائه امتیاز».

در فضایِ پرالتهابِ مذاکرات هسته‌ای، اظهارات اخیر رئیس مجلس شورای اسلامی نه صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی، بلکه واجد «لایه‌های ژئوپلیتیک» و «الزامات نظری» عمیقی است که ریشه در چند دهه بحران‌زاییِ غرب در منطقه دارد. این موضع‌گیری، فراتر از یک بیانیه رسمی، نوعی «اعلام نظم» علیهِ پارادایمِ سنتیِ فشار حداکثریِ ایالات متحده محسوب می‌شود. پرسش اساسی این است: آیا جهان با یک «تغییر پارادایم» در منطق چانه‌زنیِ قدرت‌های منطقه‌ای روبرو است؟

🔸️چارچوب نظری: آموزه «بازدارندگیِ هزینه‌ساز»

از منظر «نظریه‌های روابط بین‌الملل»، به ویژه مکتب رئالیسم ساختاری، قدرت چانه‌زنی یک دولت در گرو «قابلیت‌های مادی» و «اراده استراتژیک» آن است. آن‌چه در گفتمان دکتر قالیباف مشهود است، تلفیقِ دو عنصرِ به‌ظاهر متناقض است: «انعطاف‌ناپذیری حقوقی» (پیشنهاد ۱۴ ماده‌ای) و «انعطاف‌پذیری اقتصادی» (تاب‌آوری در برابر تحریم). این رویکرد، یادآورِ مفهوم «قدرت مقاومت‌پذیر» است؛ نوعی از قدرت که در آن، تحریم‌ها نه به‌عنوان یک شوکِ فلج‌کننده، بلکه به‌عنوان یک «واقعیت ساختاریِ پایدار» در محاسبات ملی هضم شده است. این مدل، معادلهِ کلاسیک «فشار = تسلیم» را دست‌خوش ِ تغییر می‌کند.

🔸️تحلیل تطبیقی: درس‌های لیبی و ونزوئلا

ارجاع مستقیم به دو مدلِ «لیبی» و «ونزوئلا» در این اظهارات، حاوی پیامی حقوقی و تاریخی برای نخبگان سیاسی و افکار عمومی جهانی است:
الف) مدل لیبی (قذافی): سقوط در ورطه «اعتماد استراتژیک»
از منظر علوم سیاسی، سرنوشت معمر قذافی به یک «فرآیند نظری» در میان اندیشمندانِ جهانِ جنوب تبدیل شده است. لیبی در سال ۲۰۰۳ با امضای توافقنامه‌ای با غرب، از تسلیحات هسته‌ای و کشتار جمعی خود داوطلبانه دست کشید. نتیجه این «خودخلع‌سلاحیِ» یک‌جانبه نه «تنش‌زدایی» و «همگرایی اقتصادی»، بلکه «حذف فیزیکیِ رهبر» و «فروپاشی حاکمیت ملی» بود.

🔘 نتیجه‌گیری استراتژیک: ارجاع به لیبی، تأکید بر این قاعده است که «توانمندی هسته‌ای، تنها تضمین‌کننده بقای حاکمیت در برابر قدرت‌های توسعه‌طلب است». هرگونه مصالحه در این حوزه، به منزله واگذاری کارتِ امنیت ملی به حریفی است که‌ پیشینه‌ای در پایبندی به تعهدات ندارد.

ب) مدل ونزوئلا: اقتصاد تحت محاصره اما غیرقابل فروپاشی
ونزوئلا با وجود داشتن بزرگترین ذخایر نفت جهان، دهه‌ها تحت شدیدترین تحریم‌های ایالات متحده قرار داشته است. ارجاع به ونزوئلا در اینجا نه به معنای «هم‌ذات‌پنداری» با بحران، بلکه نشان‌دهنده «شناساییِ مرزهای قدرتِ آمریکا» است.
درس استراتژیک: اگرچه ونزوئلا در فشار اقتصادی دچار زوال شده، اما همچنان به عنوان یک واحد سیاسی مستقل باقی مانده است. این یعنی تحریم‌ها قادر به فروپاشی یک ساختار سیاسیِ مقاوم نیستند. ایران با الگوبرداری از این اصل و افزودنِ لایه «اقتصاد مقاومتی» به آن، نشان می‌دهد که تواناییِ تبدیل «تهدید» به «واقعیتِ قابل مدیریت» را دارد.

🔹️آینده‌پژوهی معادله: چه کسی «چشمک می‌زند»؟

سوال محوریِ تحلیلگران غربی این است که «چه کسی ابتدا عقب‌نشینی می‌کند؟» تحلیلِ منطقِ هزینه و فایده نشان می‌دهد:
– از منظر آمریکا: هر گونه تشدید تنش با ایران، اکنون با «هزینه مستقیم» بر دوش مالیات‌دهندگان آمریکایی است. افزایش قیمت انرژی، چالش‌های لجستیکی در خاورمیانه و کاهش اعتبارِ امنیتیِ واشینگتن در منطقه، عواملی هستند که می‌توانند افکار عمومی آمریکا را برای خروج از این بن‌بست تحت فشار قرار دهند.
– از منظر ایران: ایران دیگر در وضعیتِ «انتظار برای معجزه اقتصادی» نیست. تحریم‌ها به یک «واقعیت عملیاتی» تبدیل شده و اقتصاد کشور با اتکا به مسیرهای جایگزین (نظیر همکاری با بلوک‌های شرقی و همسایگان) تداوم یافته است.

🔺️نتیجه‌گیری استراتژیک:
پیش‌بینی می‌شود که بازیِ «صبر استراتژیک» که ایران سال‌ها انجام می‌دهد، اکنون واشینگتن را وادار به «تمایل به تغییر رویکرد» کند، نه به دلیل ضعف، بلکه به دلیل بالاتر رفتن «هزینه تداوم وضعیت موجود» نسبت به «هزینه ارائه امتیاز».

🔺️جمع‌بندی
اظهارات اخیر، نشان‌دهنده بلوغِ گفتمانی در دیپلماسی عمومی ایران است. ارجاع به مدل‌های لیبی و ونزوئلا، نه صرفاً یک «توصیف تاریخی»، بلکه یک «اخطار نظری» است: ایران از آموزه‌های تاریخ درس گرفته و مدلی از «قدرت مقاومت‌پذیر» را بنا نهاده که در آن، تحریم نه به‌عنوان یک پایان، بلکه به‌عنوان یک «بستر رقابت» تلقی می‌شود. در این معادله، طرفی پیروز است که تاب‌آوری اقتصادی و انسجام سیاسی بیشتری داشته باشد؛ و شواهد کنونی نشان می‌دهد که این مزیت در سمت ایران قرار دارد.

نویسنده: دکتر محمدباقر عباسی مدرس علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط