رسانه تخصصی روابط بین الملل (دیپلماسی پلاس)

پرفسور جیانگ ژوئه‌چین: جنگ ایران و امریکا، فرسایشی و بی‌پایان خواهد بود

Diplomacyplus.ir/?p=12620
در بدترین سناریو، تخریب مسجدالاقصی و احتمال حمله‌ی هسته‌ای، جهان را به آستانه‌ی جنگ مذهبی تمام‌عیار خواهد کشاند.

پرفسور جیانگ ژوئه‌چین، پژوهشگر و مدرس کانادایی-چینی مقیم چین و استاد تاریخ و تحلیلگر ژئوپلیتیک مقیم چین در گفتگویی با تاکر کارلسون دیدگاه‌های تحلیلی و پیش‌بینی‌محور خود را درباره‌ی تحولات جاری جهان مطرح کرد.

در حوزه‌ی جنگ خاورمیانه و پیامدهای اقتصادی آن، این استاد بر این باور است که درگیری نظامی میان آمریکا و اسرائیل از یک سو و ایران از سوی دیگر، مسیری مشابه جنگ اوکراین خواهد پیمود؛ جنگی فرسایشی و بی‌پایان که با ترور علی لاریجانی، آخرین چهره‌ی دیپلماتیک ایران، عملاً آخرین پل آتش‌بس نیز فروریخته است.

وی هشدار می‌دهد که اعزام تدریجی نیروی زمینی آمریکا، از جمله ۲۰۰ تفنگدار دریایی که گفته می‌شود برای تصرف جزیره‌ی خارک اعزام شده‌اند، می‌تواند به باتلاقی ویتنام‌گونه تبدیل شود‌ و در بدترین سناریو، تخریب مسجدالاقصی و احتمال حمله‌ی هسته‌ای، جهان را به آستانه‌ی جنگ مذهبی تمام‌عیار خواهد کشاند. پیامد اقتصادی این بحران نیز از طریق اختلال در مسیر انرژی خلیج فارس، سه روند بزرگ جهانی را شتاب خواهد داد:

صنعت‌زدایی، تسلیح مجدد ملت‌ها، و بازگشت به مرکانتیلیسم.

در تحلیل معادلات قدرت منطقه‌ای و جهانی، پرفسور استدلال می‌کند که بزرگ‌ترین بهره‌بردار این جنگ اسرائیل است که در چارچوب پروژه‌ی «اسرائیل بزرگ» به دنبال بازآرایی کامل خاورمیانه است و از این منظر، حضور آمریکا در منطقه نه دارایی، بلکه مانع اصلی محسوب می‌شود. وی همچنین تأکید می‌کند که چین، با وجود وابستگی چهل‌درصدی به انرژی حوزه‌ی خلیج فارس، به دلیل فقدان راهبرد ژئوپلیتیک فعال، توان میانجیگری مؤثر را ندارد؛ حال آنکه روسیه آگاهانه از این بحران به‌مثابه اهرمی برای تقویت موضع خود در اوکراین بهره می‌برد.

در مورد آینده‌ی ایران نیز دیدگاهی دوگانه مطرح می‌شود: کشوری که زیرساخت‌هایش ویران خواهد شد، اما کنترل تنگه‌ی هرمز را حفظ کرده و از محل عوارض عبور سالانه حدود ۸۰۰ میلیارد دلار درآمد خواهد داشت و در افق ده تا بیست ساله دوباره قد خواهد کشید.

در مورد آینده‌ی آمریکای شمالی و بحران هویت غرب، این تحلیلگر بر این نظر است که اگر آمریکا به نیمکره‌ی غربی بازگردد، ناگزیر از ادغام استراتژیک کانادا و مکزیک خواهد بود؛ کانادایی که با وجود ثروت طبیعی کم‌نظیر، عمداً به حاشیه رانده شده و بیشتر به یک مستعمره‌ی منابع شباهت دارد تا یک دولت-ملت مستقل.

در سطحی کلان‌تر، وی از آنچه «تخریب کنترل‌شده‌ی تمدن غرب» می‌نامد سخن می‌گوید و معتقد است که رهاکردن میراث کلاسیک غرب در دانشگاه‌های نخبه‌گرا نه تصادفی بلکه هدفمند است؛ پارادوکسی تلخ که در آن، تمدنی که جهانیان برای دیدنش به سفر می‌روند، خود در حال نابودکردن بنیادهای فکری خویش است.​​​​​​​​​​​​​​​​

 

منبع: حساب ایکس حسن حمزه

 

 

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط