رسانه تخصصی روابط بین الملل (دیپلماسی پلاس)

یادداشت وارده/

ایران و آمریکا؛ میز مذاکره، میدان سنجش صداقت

Diplomacyplus.ir/?p=12541
با نزدیک شدن به دور جدید مذاکرات میان ایران و آمریکا، بار دیگر یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های سیاست بین‌الملل وارد مرحله‌ای حساس شده است؛ پرونده‌ای که نه‌تنها محصول اختلافات دوجانبه، بلکه برآیند سال‌ها بی‌ثباتی در الگوی رفتار ایالات متحده در قبال تعهدات بین‌المللی است. از این منظر، گفت‌وگوهای پیش‌رو را نمی‌توان صرفاً یک فرآیند دیپلماتیک متعارف تلقی کرد، بلکه باید آن را در چارچوب «سنجش اعتبار کنشگر» و «آزمون پایبندی به قواعد بازی» تحلیل کرد.

جمهوری اسلامی ایران، با وجود تجربه خروج یک‌جانبه آمریکا از توافق هسته‌ای و بی‌اثر شدن سازوکارهای حقوقی بین‌المللی در مهار این اقدام، همچنان اصل مذاکره را به‌عنوان یکی از ابزارهای عقلانی سیاست خارجی حفظ کرده است. این رویکرد، نه ناشی از خوش‌بینی سیاسی، بلکه برآمده از محاسبه هزینه ـ فایده و درک واقع‌گرایانه از جایگاه دیپلماسی در کنار سایر مؤلفه‌های قدرت ملی است.
مذاکرات جدید در شرایطی آغاز می‌شود که موازنه قدرت نسبت به دوره‌های پیشین دچار تغییر شده است. ایران طی سال‌های گذشته، هم در سطح توانمندی‌های فنی و هسته‌ای و هم در حوزه سیاست منطقه‌ای و شبکه روابط اقتصادی غیرغربی، ظرفیت‌های خود را گسترش داده و به سطحی از بازدارندگی رسیده است که امکان تحمیل فشار یک‌جانبه را به‌طور قابل توجهی کاهش داده است. در مقابل، سیاست «فشار حداکثری» آمریکا نه‌تنها به اهداف اعلامی خود دست نیافته، بلکه به فرسایش اعتبار راهبردی واشنگتن و افزایش هزینه‌های کنش آن در نظام بین‌الملل منجر شده است.
در چنین فضایی، بازگشت آمریکا به مسیر مذاکره را می‌توان نشانه‌ای از بن‌بست راهبردی این کشور در مدیریت پرونده ایران دانست. این بازگشت، بیش از آن‌که محصول تغییر نگرش باشد، نتیجه اجبار ساختاری و محدودیت‌های سیاست خارجی آمریکا در محیطی چندقطبی است که امکان اعمال اراده یک‌جانبه را به حداقل رسانده است.
از منظر ایران، اصل بنیادین در هرگونه توافق احتمالی، «رفع مؤثر، پایدار و قابل راستی‌آزمایی تحریم‌ها» و همچنین «دریافت تضمین‌های معتبر حقوقی و اجرایی» است. تجربه توافقی که بدون هزینه برای طرف ناقض آن کنار گذاشته شد، موجب شده است که نگاه تهران به مذاکره، نگاهی مبتنی بر احتیاط راهبردی، عقلانیت نهادی و پرهیز از اعتمادسازی یک‌طرفه باشد. در این چارچوب، ایران مذاکره را نه به‌مثابه هدف، بلکه به‌عنوان ابزار تأمین منافع ملی تعریف می‌کند.
نکته حائز اهمیت آن است که مذاکرات پیش‌رو، بیش از هر چیز آزمونی برای بازسازی یا تثبیت اعتبار آمریکا در نظام بین‌الملل خواهد بود. ایالات متحده، در صورت تداوم رویکرد تاکتیکی و مقطعی به دیپلماسی، بار دیگر این پیام را مخابره خواهد کرد که توافقات بین‌المللی در سیاست خارجی این کشور فاقد ضمانت اجرایی پایدار است. چنین وضعیتی، نه‌تنها بر روابط ایران و آمریکا، بلکه بر کلیت رژیم‌های حقوقی و توافقات چندجانبه تأثیر منفی خواهد گذاشت.
در مقابل، ایران با تعیین خطوط قرمز روشن و چارچوب‌های مشخص، تلاش کرده است مسیر مذاکره را از فضای ابهام و تفسیرپذیری خارج کرده و آن را به فرآیندی مبتنی بر شاخص‌های عینی و قابل ارزیابی تبدیل کند. این رویکرد، بیانگر گذار سیاست خارجی ایران از مرحله واکنشی به مرحله‌ای فعال و مبتنی بر مدیریت محاسبه‌شده تعاملات بین‌المللی است.
در نهایت، باید گفت میز مذاکره میان ایران و آمریکا، نه صحنه مصالحه شتاب‌زده است و نه میدان تقابل نمادین. این میز، به‌واقع عرصه‌ای برای سنجش صداقت، مسئولیت‌پذیری و بلوغ دیپلماتیک طرف آمریکایی است. نتیجه این گفت‌وگوها، نه در بیانیه‌ها و اظهار نظرهای رسانه‌ای، بلکه در رفتار عملی و تصمیمات قابل سنجش مشخص خواهد شد؛ تصمیماتی که نشان می‌دهد آیا دیپلماسی هنوز می‌تواند جایگزین سیاست فشار و بی‌تعهدی شود یا خیر.

 

نیروانا مهر آیین

کارشناس مسائل بین الملل

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط