رسانه تخصصی روابط بین الملل (دیپلماسی پلاس)

کریدور زنگزور، آزمون راهبردی ایران در قفقاز جنوبی

Diplomacyplus.ir/?p=12553
کریدور زنگزور به یکی از محورهای اصلی رقابت ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی تبدیل شده است. این مسیر علاوه بر یک راه ترانزیتی عادی، ساختار قدرت منطقه را دگرگون می‌کند و ایران را در برابر چالشی چندلایه قرار می‌دهد: حفظ نفوذ ژئوپلیتیکی، مدیریت توازن اقتصادی و تعریف دوباره نقش خود در نظم جدید اوراسیا.

دکتر نیروانا مهرآیین، پژوهشگر حقوق بین‌الملل

 کریدور زنگزور در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین محورهای رقابت ژئوپلیتیکی منطقه تبدیل شده است. اهمیت این مسیر فراتر از یک کریدور ترانزیتی ساده است؛ زیرا نقش آن در توازن قدرت، امنیت انرژی و نفوذ اقتصادی بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تعیین‌کننده است. ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای سنتی، با توجه به موقعیت جغرافیایی و منافع راهبردی خود، واکنش جدی به این پروژه نشان داده است. این واکنش تنها محدود به نگرانی‌های امنیتی نیست، بلکه شامل لایه‌های ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی نیز می‌شود و ضرورت بازنگری تهران در راهبردهای منطقه‌ای را برجسته می‌سازد.

کریدور زنگزور، از منظر آذربایجان، فرصتی برای اتصال مستقیم با نخجوان و ترکیه فراهم می‌آورد که منافع اقتصادی، سیاسی و امنیتی قابل توجهی به همراه دارد. ترکیه با حضور فعال در پروژه‌های زیرساختی و ترانزیتی، نفوذ خود را در قفقاز جنوبی افزایش داده و با تقویت موقعیت خود در معادلات منطقه‌ای، نقش میانجی‌گر و بازیگر مؤثر را به نفع خود تثبیت می‌کند. این تحولات برای ایران چالشی جدی محسوب می‌شود، زیرا مسیرهای ترانزیتی و لجستیکی سنتی ایران در شمال غرب کشور را دور می‌زند و توان تهران در مدیریت جریان کالا، انرژی و تأثیرگذاری سیاسی را محدود می‌کند. علاوه بر این، حضور فعال ترکیه و حمایت بازیگران فرامنطقه‌ای از توسعه کریدور، ایران را با خطر تبدیل شدن به یک کنشگر واکنشی مواجه می‌سازد که مجبور است سیاست‌های خود را بر اساس تصمیمات دیگر بازیگران تنظیم کند.

در سطح ژئوپلیتیکی، باز شدن کریدور زنگزور نمایانگر تغییر توازن قدرت در قفقاز جنوبی است. ایران همواره نفوذ قابل توجهی در روابط با ارمنستان و آذربایجان داشته، اما توسعه این مسیر با تقویت حضور ترکیه و افزایش اتصال آذربایجان به غرب، توان تهران در اعمال نفوذ دیپلماتیک و سیاسی در منطقه را کاهش می‌دهد. این موضوع ضرورت بازتعریف جایگاه ایران در معادلات منطقه‌ای را برجسته می‌کند و نشان می‌دهد که نگرانی ایران صرفاً امنیتی نیست، بلکه ابعاد اقتصادی و راهبردی نیز دارد. از منظر ژئواکونومیک، کریدور زنگزور بخشی از شبکه‌های ترانزیتی و انرژی اوراسیا است که ایران را از مسیرهای عمده تجارت و انرژی دور می‌کند و می‌تواند قدرت چانه‌زنی تهران در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی را کاهش دهد.

نقش بازیگران فرامنطقه‌ای نیز در تعیین معادله راهبردی ایران غیرقابل چشم‌پوشی است. ترکیه، با هدف تقویت ارتباط میان آذربایجان و نخجوان و توسعه شبکه اقتصادی جهان ترک، از این کریدور حمایت می‌کند و با حضور فعال در پروژه‌های ترانزیتی و زیرساختی، نفوذ سیاسی و اقتصادی خود را در منطقه افزایش می‌دهد. این سیاست ترکیه می‌تواند ایران را با رقیبی فعال در شمال غرب کشور مواجه کند که علاوه بر اهداف اقتصادی، توان تأثیرگذاری بر معادلات ژئوپلیتیکی منطقه را نیز دارد.

در همین حال، روسیه که به‌طور سنتی کنترل قابل توجهی بر قفقاز داشته است، به دلیل تمرکز بر بحران اوکراین و فشارهای اقتصادی، قدرت مدیریت مستقیم منطقه را از دست داده و رویکرد تطبیقی اتخاذ کرده است. کاهش حضور مستقیم روسیه فرصتی است تا ایران جایگاه خود را در چارچوب دیپلماسی منطقه‌ای بازتعریف کند، مشروط بر اینکه بتواند تعامل با ترکیه و آذربایجان را به‌صورت هوشمندانه مدیریت نماید.

 از سوی دیگر، غرب و به‌ویژه اتحادیه اروپا و آلمان، کریدور زنگزور را بخشی از پروژه‌های تنوع‌بخشی مسیرهای انرژی و کاهش وابستگی به روسیه می‌دانند و با حمایت سیاسی و سرمایه‌گذاری، نفوذ خود را در قفقاز جنوبی تثبیت می‌کنند. این شرایط ایران را با چالش حفظ توازن قدرت و مدیریت فشارهای فرامنطقه‌ای مواجه می‌سازد.
در مواجهه با این تحولات، ایران چند گزینه راهبردی پیش رو دارد:

گزینه نخست، رویکرد مخالفت سخت و انزوا، که در آن تهران پروژه را به عنوان تهدیدی غیرقابل عبور تلقی کرده و تمامی تلاش خود را برای محدود کردن مسیر به کار می‌گیرد. هرچند این گزینه ممکن است کنترل کوتاه‌مدت را حفظ کند، اما می‌تواند ایران را در انزوا قرار دهد و فرصت‌های اقتصادی و دیپلماتیک را محدود کند.

 گزینه دوم، مخالفت مشروط و چانه‌زنی است. در این سناریو، ایران با بهره‌گیری از ظرفیت‌های دیپلماسی، منافع خود را در مسیر حفظ می‌کند و همزمان از تقابل مستقیم اجتناب می‌نماید.

 گزینه سوم، مشارکت فعال و همگرایی با تحولات منطقه‌ای است. این رویکرد ایران را قادر می‌سازد تا در چارچوب پروژه‌های ترانزیتی حضور داشته باشد و از فرصت‌های اقتصادی و سیاسی ناشی از توسعه کریدور بهره ببرد، هرچند نیازمند انعطاف در سیاست خارجی و مدیریت پیچیده روابط با بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است.

تحلیل علمی نشان می‌دهد که کریدور زنگزور بیش از یک مسیر ترانزیتی است و به ابزاری برای بازتوزیع قدرت در قفقاز جنوبی و تعیین جایگاه ایران در نظم جدید اوراسیا تبدیل شده است. تصمیم‌گیری تهران باید با در نظر گرفتن فرصت‌ها و محدودیت‌های ناشی از حضور ترکیه، روسیه و غرب اتخاذ شود. ترکیه با نفوذ فعال، روسیه با رویکرد تطبیقی و غرب با سیاست تنوع‌بخشی مسیرهای انرژی، همگی بر موقعیت ایران تأثیرگذارند و ضرورت اتخاذ استراتژی علمی و واقع‌بینانه را برجسته می‌کنند.

در جمع‌بندی، کریدور زنگزور نه تنها چالش‌های امنیتی برای ایران ایجاد کرده، بلکه آزمونی برای توانایی کشور در مدیریت تحولات ژئوپلیتیکی، بهره‌گیری از فرصت‌های اقتصادی و حفظ جایگاه خود در معادلات منطقه‌ای است. اتخاذ رویکردی متوازن، ترکیبی و راهبردی می‌تواند ایران را از یک کنشگر واکنشی به یک بازیگر مؤثر در قفقاز جنوبی تبدیل کند و امکان استفاده از زنگزور به عنوان ابزار چانه‌زنی در تعامل با سایر بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را فراهم آورد، بدون آنکه امنیت، نفوذ و منافع اقتصادی کشور به خطر بیفتد.

منبع: اندیشکده زاویه

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط