رسانه تخصصی روابط بین الملل (دیپلماسی پلاس)

جهان پس از بسته شدن تنگه هرمز چگونه خواهد شد؟

Diplomacyplus.ir/?p=12573
هدف قرار دادن ناوهای آمریکایی با موشک‌های بالستیک و در حجم انبوه یکی دیگر از گزینه‌های ایران در صورت بمباران تاسیسات نفتی جنوب خواهد بود.

الوقت – وقتی به خطوط انتقال انرژی در جهان نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که چندین گلوگاه مهم انرژی در سراسر جهان وجود دارد، اما هیچ‌کدام به اندازه تنگه هرمز مهم و آسیب‌پذیر نیستند. ایران نیز بارها توانایی خود را در بستن این گلوگاه مهم ترانزیت انرژی نشان داده است، اقدامی که می‌تواند بازارهای انرژی جهان را به شدت مختل کند.

شایان ذکر است که تنگه هرمز در تاریخ مدرن هرگز به طور کامل بسته نشده است – حتی در دوره‌های درگیری شدید منطقه‌ای. آخرین تجربه تنش در تنگه در طول جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰، به ویژه در طول جنگ نفتکش‌ها رخ داد. در آن زمان کشتی‌های تجاری هدف قرار گرفتند و در سراسر خلیج فارس مین‌گذاری شد. با وجود این خشونت‌ها، اما تنگه هرمز باز ماند – البته تحت اسکورت سنگین نظامی و با هزینه‌های بیمه سرسام‌آور و همین موضوع در آن دوره باعث افزایش ناگهانی 60درصدی قیمت جهانی نفت خام شد.

براساس گزارش مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی(csis) ایران می‌تواند تانکرهای نفتی عبوری از تنگه هرمز را منحرف یا کنترل آنها را به دست گیرد، یا با استفاده از قایق‌های تندرو، پهپادها، موشک‌های ضد کشتی یا مین‌های دریایی آنها را مستقیماً مورد حمله قرار دهد و در این وضعیت تا ۱۸ میلیون بشکه در روز از نفت خام و فرآورده‌های نفتی تصفیه شده غیر ایرانی می‌تواند از سوی ایران مهار یا موقتاً متوقف شود. در این صورت، قیمت نفت خام می‌تواند از ۹۰ دلار در هر بشکه فراتر رود و قیمت خرده فروشی بنزین در ایالات متحده به طور متوسط ​​​ به بیش از ۳ دلار در هر گالن (در برخی مناطق بالاتر) برساند.

گلوی گاز مایع جهان

تنگه هرمز با عرض تنها ۲۱ مایل(33.7 کیلومتر) در باریک‌ترین نقطه خود در کنترل و مجاورت مرزهای آبی ایران قرار دارد. این تنگه ترانزیت نزدیک به ۲۰٪ از عرضه جهانی نفت را بر عهده دارد و در واقع  از هر پنج بشکه نفت جهان، یک بشکه از هرمز عبور می‌کند. همچنین این تنگه یک شریان حیاتی برای ترانزیت گاز طبیعی مایع (LNG) است. بسیاری از کشورهای تولیدکننده انرژی در خلیج فارس برای رساندن گاز طبیعی مایع به بازار به تنگه هرمز متکی هستند.

سه تولیدکننده بزرگ جهانی گاز طبیعی مایع وجود دارد که هر کدام حدود 20٪ از بازار جهانی را در اختیار دارند: ایالات متحده، قطر و استرالیا. قطر سالانه حدود 77 میلیون تن LNG ارسال می‌کند که بیشتر آن از طریق تنگه هرمز عبور می‌کند. مشتریان آن شامل اقتصادهای بزرگی مانند ژاپن، کره جنوبی، چین و هند و همچنین بخش‌هایی از اروپا هستند. اگر دسترسی به قطر قطع شود، این کشورها تقریباً یک شبه بخشی از تأمین انرژی خود را از دست می‌دهند.

و نکته مهم آن است که گاز طبیعی مایع به اندازه نفت قابل جایگزینی نیست. در حالی که نفت را می‌توان جایگزین و از ذخایر استراتژیک استخراج کرد، زیرساخت‌های گاز طبیعی مایع بسیار متفاوت هستند. کشتی‌های حمل کننده گاز طبیعی مایع باید بتوانند در پایانه‌های مجهز ویژه پهلو بگیرند و تولید و مایع‌سازی به راحتی قابل تغییر نیستند. بازار گاز طبیعی مایع شکننده است و شوک‌های عرضه می‌توانند به سرعت و به شدت تغییر کنند، چون پایانه‌های بارگیری و تخلیه گاز طبیعی مایع به طور معمول متکی بر یک نوع گاز طبیعی مایع  ساخته می‌شود و تغییر عرضه  کننده گاز طبیعی مایع برای کشورهای نیازمند به سرعت و به آسانی با یک تصمیم امکان پذیر نیست.

بستن تنگه هرمز برای کشورهایی که به شدت به گاز طبیعی وارداتی وابسته هستند، عواقب بی سابقه‌ای مانند افزایش تورم، تشدید ناامنی انرژی و حتی احتمال سهمیه‌بندی سوخت به همراه خواهد داشت.

تاثیرات جهانی

از سوی دیگر با  بسته شدن تنگه هرمز که همواره ایران را آن را پاسخی به هرگونه تجاوز احتمالی در آینده مطرح  کرده، بازارهای کشتیرانی و بیمه دچار آشفتگی خواهند شد. ترافیک نفتکش‌ها از طریق خلیج فارس به طور کامل متوقف خواهد شد. بیمه‌گران دریایی ممکن است پوشش کشتی‌هایی که از تنگه عبور می‌کنند را به حالت تعلیق درآورند یا حق بیمه‌های بسیار بالایی را برای ریسک جنگ مطالبه کنند. همچنین برخی از شرکت‌های کشتیرانی به طور کلی از عبور از منطقه اجتناب خواهند کرد و مجبور به طی مسیرهای طولانی‌تر خواهند شد که این امر نه تنها هزینه‌ها را برای انرژی، بلکه برای کالاهای مصرفی در سراسر جهان افزایش خواهد  داد.

هرچند در صورت محدودیت کشورها به دسترسی به نفت خام به دلیل بستن تنگه هرمز، ذخایر استراتژیک نفت و گاز به عنوان جایگزین‌های فوری مورد استفاده کشورها قرار خواهند گرفت، اما باید توجه داشت که کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی و هند – که به شدت به جریان انرژی خلیج فارس وابسته هستند – دارای ذخایر محدودی هستند و بسته شدن طولانی مدت تنگه هرمز به سرعت توانایی این  گونه کشورها زمین گیر خواهد شد.

در عین حال با افزایش قیمت انرژی، هزینه‌های ورودی برای بخش‌های کلیدی مانند حمل و نقل، مواد شیمیایی و تولیدات سنگین نیز افزایش می‌یابد. تورم در سطح جهانی دوباره افزایش می‌یابد و فشار جدیدی بر بانک‌های مرکزی در سراسر جهان وارد خواهد شد.  در واقع تنگه هرمز فقط یک مسیر کشتیرانی نیست، بلکه یک نقطه فشار برای کل اقتصاد جهانی است و بسته شدن این تنگه می‌تواند به اقتصاد جهانی شوک وارد کند.

پس از بسته شدن هرمز چه خواهد شد؟

نکته مهم وضعیت نظامی پس از بسته شدن تنگه هرمز است و این که آمریکا و متحدان این کشور چگونه به ایران پاسخ خواهند داد.

مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی(csis) در گزارشی نوشته است که سناریو درباره پاسخ آمریکا به بسته شدن تنگه هرمز، می‌تواند هدف قرار دادن پایانه‌های صادراتی نفت ایران برای افزایش فشار بر ایران باشد.  براساس این سناریو، با بسته شدن تنگه هرمز، نیروهوایی آمریکا ممکن است پایانه‌های صادراتی نفت ایران در جزیره خارگ را بمباران کند، اما این اقدام یک ریسک بزرگ برای آمریکا خواهد داشت و آن پاسخ متقابل ایران و حملات موشکی ایران به پایگاه‌های نظامی آمریکا در جنوب خلیج فارس خواهد بود. پایگاه‌ها و تأسیسات آمریکایی در امتداد سواحل عربی خلیج فارس، به ویژه در بحرین و قطر، پراکنده شده‌اند و ایران می‌تواند در صورت تمایل، برخی از زیرساخت‌های حیاتی هر کشوری را که در حمله آمریکا همدست می‌داند، مانند اردن یا اسرائیل، هدف قرار دهد.

حمله ویرانگر موشکی و پهپادی به تأسیسات پتروشیمی آرامکو عربستان سعودی در سال ۲۰۱۹ که به انصارالله یمن نسبت داده شد، به سعودی‌ها نشان داد که چقدر در برابر موشک‌های ایران آسیب‌پذیر هستند.

ضمن این که هدف قرار دادن ناوهای آمریکایی با موشک‌های بالستیک و در حجم انبوه یکی دیگر از گزینه‌های ایران در صورت بمباران تاسیسات نفتی جنوب خواهد بود. یک کاپیتان نیروی دریایی ایالات متحده که سوار بر یک کشتی جنگی در خلیج فارس بود، به خبرنگار بی بی سی گفته است که یکی از تهدیدهای ایران که او بیش از همه نگران آن است، «حمله گروهی پهپادهای ایرانی و موشک‌های بالستیک» به ناوگان دریایی آمریکاست.  در این شرایط ایران می‌تواند آنقدر پهپادهای انفجاری و قایق‌های اژدرافکن سریع را به سمت یک یا چند هدف پرتاب می‌کند که حتی پدافندهای نزدیک و قدرتمند نیروی دریایی ایالات متحده نیز قادر به از بین بردن همه آنها به موقع نباشند.

بی بی سی گزارش داده است که خدمه نیروی دریایی ایران بخش عمده‌ای از آموزش‌های خود را بر جنگ‌های نامتعارف یا «نامتقارن» متمرکز کرده‌اند و به دنبال راه‌هایی برای غلبه یا دور زدن مزایای فنی دشمن اصلی خود، یعنی ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده هستند و غرق شدن یک ناو جنگی آمریکایی، همراه با احتمال اسارت بازماندگان در میان خدمه آن، تحقیر بزرگی برای ایالات متحده خواهد بود. این سناریو چندان بعید هم نیست و پیشتر  ناوشکن میلیارد دلاری یو‌اس‌اس کول آمریکا در سال ۲۰۰۰ توسط یک حمله انتحاری القاعده در بندر عدن از کار افتاد و ۱۷ ملوان آمریکایی کشته شدند. پیش از آن، در سال ۱۹۸۷، یک خلبان جت عراقی به اشتباه دو موشک اگزوست را به سمت یک ناو جنگی آمریکایی، یو اس اس استارک، در خلیج فارس شلیک کرد که منجر به کشته شدن ۳۷ ملوان شد.

بنابراین هدف قرار دادن ناوهای آمریکایی از سوی ایران یک گزینه محتمل پس از بسته شدن تنگه هرمز خواهد بود.

منبع: الوقت

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط