با حمله هواپیماهای جنگی آمریکا به کاراکاس و ربودن رئیس جمهور نیکلاس مادورو، واشنگتن از یک مرز ژئوپلیتیکی جدید در سیاست نیمکره عبور کرده است. با زیر پا گذاشتن حاکمیت ونزوئلا و تحمیل اراده خود با زور، ایالات متحده احتمالا به یک هدف فوری دست یافته باشد، اما سرمایه اخلاقی را که زمانی مدعی آن بود، کاملاً از دست داده و زمینه را برای تغییر گستردهتر آمریکای لاتین از نفوذ ایالات متحده فراهم کرده است.
با دستگیری یک رئیس جمهور خارجی، دور زدن سازمان ملل متحد و نقض حاکمیت ملی به دلخواه، ایالات متحده پیام صریحی ارسال میکند و اینکه؛ قدرت اکنون بر اصول غلبه دارد. متحدان در اروپا و آسیا از شرکای ناتو گرفته تا ژاپن و کره جنوبی، اکنون مجبورند این سوال را مطرح کنند که آیا تضمینهای ایالات متحده در مورد تجارت، امنیت یا بازدارندگی هستهای قابل اعتماد هستند یا اینکه منوط به منافع راهبردی فوری واشنگتن هستند؟
همچنین، رقبا و کشورهای غیرمتعهد در حال حاضر از این امر بهرهبرداری میکنند. روسیه بر نهادهای چندجانبه به عنوان تنها وزنه تعادل در برابر یکجانبهگرایی آمریکا تأکید کرده و چین در حال تعمیق روابط اقتصادی و انرژی در سراسر جهان برای دور زدن مناطق نفوذ سنتی ایالات متحده است. سازمان همکاری شانگهای و بلوک بریکس که به عنوان جایگزین چارچوبهای تحت رهبری غرب قرار گرفتهاند، مشروعیت جدیدی را در نظر کشورهایی که به دنبال تضمینهای امنیتی خارج از مدار آمریکا هستند، به دست میآورند.
دستگیری فراقضایی رئیس جمهور ونزوئلا، نیکولاس مادورو، توسط نیروهای عملیات ویژه ایالات متحده، نشان دهنده یک تغییر اساسی در معماری امنیت جهانی و بازگشت به کاربرد زور به عنوان ابزار اصلی سیاست خارجی واشنگتن است. این اقدام، قوانین وضعشده در مورد حفاظت قانونی از رهبران جهان را به چالش میکشد و بهطور بالقوه زنجیرهای از واکنشهای نامتوازن از سوی کشورهایی را که به دنبال تغییر نظم جهانی موجود هستند، تحریک میکند. برکناری رهبران ونزوئلا میتواند منجر به یک درگیری طولانی و چندجانبه برای کنترل منابع انرژی کمربند اورینوکو شود که تأثیر مستقیمی بر مواضع راهبردی چین و روسیه خواهد داشت و نیروها و منابع مالی ایالات متحده را درگیر خواهد کرد.
در ۳ ژانویه ۲۰۲۶، ایالات متحده عملیات نظامی خود را آغاز کرد که شامل حملات هدفمند به زیرساختهای نظامی در کاراکاس بهویژه «فورت تیونا» و به دنبال آن، عملیات ربودن نیکولاس مادورو و سیلیا فلورس توسط نیروی دلتا بود. کاخ سفید این مداخله را به عنوان یک تلاش در راستای اجرای قانون به تصویر کشیده و به کیفرخواستهای مربوط به تروریسم مواد مخدر به عنوان توجیه اشاره کرده است.
واکنش بینالمللی از یک دوگانگی قابل پیشبینی اما تشدیدشده پیروی کرده است. متحدان غربی، از جمله بریتانیا و فرانسه، تا حد زیادی از برکناری مادورو حمایت کردهاند، البته درجات مختلفی از نگرانی خود را در مورد قانونی بودن روشهای به کار گرفته شده ابراز کردهاند. در مقابل، بلوک اوراسیا به رهبری مسکو، پکن و تهران این عمل را به عنوان «تجاوز مسلحانه» و نقض آشکار منشور سازمان ملل محکوم کرده است. زمانبندی این موضوع نیز بسیار مهم است، چراکه این رویداد اندکی پس از یک گفتگوی دیپلماتیک مهم بین مادورو و یک مقام عالیرتبه چینی اتفاق میافتد که نشاندهنده تلاش آمریکا برای تضعیف مشارکتهای راهبردی چین در قاره آمریکا است.
تأثیر بر اوراسیا و روابط بینالملل
براساس گزارش اسپیشیال اوراسیا؛ مداخله ایالات متحده عملاً دکترین مونرو را به شکلی پویا دوباره برقرار و حس عمیقی از ناامنی را در میان قدرتهای اوراسیا ایجاد کرده است که ونزوئلا را به عنوان یک پایگاه حیاتی محسوب میکردند.
تضعیف هنجارهای بینالمللی: اقدامات واشنگتن، که شامل دور زدن شورای امنیت سازمان ملل و برچسب زدن به یک کشور مستقل به عنوان جنایتکار بود، احتمالا سابقهای ایجاد کرد که به سایر کشورها اجازه دهد مداخلات خود را بدون تأیید بینالمللی توجیه کنند. این «جرمانگاری حاکمیت» سابقهای ایجاد میکند که مسکو و پکن احتمالاً برای توجیه عملیات «ثباتسازی» منطقهای خود از آن استفاده خواهند کرد.
پاسخ اوراسیا: در پاسخ به اقدامات واشنگتن، روسیه و ایران احتمالاً همکاریهای امنیتی خود را تعمیق خواهند کرد. مسکو، از دست دادن مادورو را یک «عقبنشینی راهبردی» میداند که دستاوردهای سایر عرصهها باید آن را متعادل کند. از همین روی، پیشبینی میشود که روسیه تاکتیکهای مانند حملات سایبری به زیرساختهای کلیدی و حملات دریایی را تشدید کند تا آسیبپذی ایالات متحده را نشان دهد.
سلاحسازی از امنیت انرژی: سرمایهگذاریهای گذشته چین در نفت خام سنگین ونزوئلا میتواند تحت کنترل غیررسمی ارتش آمریکا قرار گیرد. این امر پکن را مجبور میکند تا راهبردهای «معضل مالاکا» خود را پیش ببرد و تأسیسات انرژی خارجی خود را مستعد اقدامات ایالات متحده بداند.
چشمانداز تحولات ژئوپلیتیک
چشمانداز اقدام اخیر ایالات متحده در ونزوئلا و پیامدهای آن را میتوان در موارد زیر مشاهده کرد:
مناقشه اوکراین: مسکو دستگیری مادورو را به عنوان نقض آخرین محدودیت باقیمانده برای امنیت رهبران سیاسی تلقی میکند. این امر احتمال حملات هوایی روسیه علیه رهبری اوکراین در کیف را به میزان قابل توجهی افزایش میدهد. کرملین احتمالا استدلال کند که اگر ایالات متحده میتواند رئیس یک دولت را از طریق اتهامات جنایی برکنار کند، روسیه نیز به همین ترتیب در «خنثیسازی» رهبر «افراطی» در اوکراین محق است و این امر منجر به مرحلهای خشونتآمیزتر و غیرقابل پیشبینیتر از جنگ میشود.
تایوان و هند و اقیانوسیه: پکن عملیات «عزم مطلق» را به عنوان نمایشی از اراده نظامی ایالات متحده و بیتوجهی به واکنشهای بینالمللی تلقی خواهد کرد. این امر احتمالا دو نتیجه متمایز داشته باشد: نخست احتیاط تاکتیکی؛ چین ممکن است موقتاً اظهارات خود را تعدیل کرده تا از رویارویی مستقیم و تنشزا جلوگیری کند، زیرا اقتصاد آن همچنان آسیبپذیر است. دوم، شتاب راهبردی؛ پکن به احتمال زیاد تصمیم خواهد گرفت که قبل از استقرار نظامی ایالات متحده در منطقه، یک حمله پیشگیرانه برای تأمین امنیت تایوان ضروری است و عملیات ونزوئلا را به عنوان مقدمهای برای مداخلات بالقوه ایالات متحده در هند و اقیانوس آرام تفسیر خواهد کرد.
روابط ایالات متحده و روسیه: روابط دیپلماتیک عملاً وارد مرحله «تعلیق» شده است. احتمال توافق در مورد امنیت اروپا یا کنترل تسلیحات اکنون شانس اندکی دارد. روسیه میتواند با گسترش حضور نظامی خود در کارائیب و در کوبا یا نیکاراگوئه واکنش نشان دهد و بدین ترتیب تهدیدی متقابل برای سرزمین اصلی ایالات متحده ایجاد کند.
جنگ اقتصادی ایالات متحده و چین: دستگیری مادورو به واشنگتن اهرم فشاری بر بازپرداخت بدهیهای پکن از کاراکاس میدهد. ایالات متحده میتواند از کنترل خود بر تولید نفت ونزوئلا برای اعمال امتیازات تجاری استفاده کند. در پاسخ، چین احتمالاً دلارزدایی از تجارت انرژی خود را تسریع خواهد کرد و احتمالا تحریمهای متقابلی را علیه شرکتهای انرژی آمریکایی فعال در دریای چین جنوبی اعمال کند.
واردات نفت چین: در کوتاهمدت، چین با یک شوک قابل توجه در عرضه مواجه خواهد شد. اگر گذار در دولت ونزوئلا به رهبری ایالات متحده منجر به شورش داخلی یا خرابکاری در خطوط لوله در ونزوئلا شود، چین مجبور میشود وابستگی خود را به بشکههای نفت ایران و روسیه افزایش دهد. این امر «مثلث انرژی اوراسیا» را تقویت و پکن را به همان بازیگرانی که ایالات متحده به دنبال منزوی کردن آنهاست، وابستهتر و بلوک ژئوپلیتیک ضد غربی را تقویت میکند.
فشار بر ایران: اقدام نظامی ایالات متحده در ونزوئلا احتمالا پیامی را نیز به ایران میفرستد و در نتیجه، تهران امنیت نظامی و داخلی خود را تقویت میکند تا نیروهای نظامی خود را برای پیشگیری از فشار یا تجاوز خارجی در طول این بحران داخلی آماده کند.
منبع: بازار



