رسانه تخصصی روابط بین الملل (دیپلماسی پلاس)

یادداشت وارده/

تاب‌آوری، حلقه مفقوده بازدارندگی در جنگ‌های مدرن

Diplomacyplus.ir/?p=12787
جنگ‌های مدرن بیش از آنکه بر تصرف سرزمین متمرکز باشند، زیرساخت‌ها، شبکه‌های ارتباطی، مراکز انرژی، سامانه‌های فرماندهی و حتی ادراک عمومی را هدف قرار می‌دهند. در چنین شرایطی، صرف توانایی ضربه زدن به دشمن دیگر برای ایجاد بازدارندگی کافی نیست. کشوری که بتواند حمله کند اما در برابر ضربه متقابل آسیب‌پذیر باشد، بازدارندگی کاملی در اختیار ندارد.

جنگ ها تنها محل آزمودن قدرت نظامی نیستند، جنگ ها تصور از قدر در بخش های مختلف را بازتعریف می کنند. حال ایران که در یک سال گذشته دو بار شاهد شروع جنگ بوده است تنها در تیررس آزمودن توان نظامی نبوده و بازدارندگی در بخش های مختلف قرار داشته است.
وقوع دو جنگ تنها در یک سال توانست مفهوم بازدارندگی ایران را تغییر دهد. درواقع مفهموم توان تهاجمی در ادبیات سنتی روابط بین الملل حالا و در پی تحولات اخیر در حال تغییر است.
جنگ‌های مدرن بیش از آنکه بر تصرف سرزمین متمرکز باشند، زیرساخت‌ها، شبکه‌های ارتباطی، مراکز انرژی، سامانه‌های فرماندهی و حتی ادراک عمومی را هدف قرار می‌دهند. در چنین شرایطی، صرف توانایی ضربه زدن به دشمن دیگر برای ایجاد بازدارندگی کافی نیست. کشوری که بتواند حمله کند اما در برابر ضربه متقابل آسیب‌پذیر باشد، بازدارندگی کاملی در اختیار ندارد.
در نتیجه در سال‌های اخیر مفهوم «بازدارندگی مبتنی بر تاب‌آوری» به تدریج در حال جایگزینی مدل‌های سنتی بازدارندگی است و این موضوع پس از وقوع دو جنگ در یک سال برای ایران بیش از هر زمان دیگری حائز اهمیت است. در این رویکرد، قدرت یک کشور تنها با میزان خسارتی که می‌تواند به دشمن وارد کند سنجیده نمی‌شود، بلکه توانایی آن در حفظ کارکردهای حیاتی، تداوم فعالیت اقتصادی و بازسازی سریع پس از حمله نیز بخشی از قدرت بازدارندگی محسوب می‌شود.

به عنوان مثال بخشی مانند معدن در جنگ 12  روزه با حفظ تاب آوری در سنگر اقتصادی در حال مبارزه بود اما حملات به دو فولادساز بزرگ کشور در جنگ رمضان به خوبی گواه آن بود که اسراییل و آمریکا به دنبال کاهش تاب آوری در این حوزه هستند و با هدف قرار دادن این دو واحد، به دنبال کاهش ایجاد تنش و افزایش قیمت در حلقه های پایین دست زنجیره بودند. درنتیجه چنین شرایطی کاهش آسیب پذیری و تامین نیاز کشور به اندازه قدرت نظامی حائز اهمیت بود.

این موضوع به خوبی نشان می دهد استراتژی جنگی در سال های اخیر با تغییرات چشمگیری همراه بوده و طرفین تلاش می کنند تا در کنار ضربه نظامی ، با هدف قراردادن زیرساخت های اقتصادی  تاب آوری را کاهش دهند. درست در چنین شرایطی و پس از جنگ 12  روزه، کمیته های بحران در برخی واحدهای صنعتی ایجاد شد تا با وقوع دوباره جنگ بتوانند آسیب‌پذیری در این بخش را کاهش دهند.
جنگ اوکراین هم از دیگر نمونه‌های این تحول است. در این جنگ، علی‌رغم حملات گسترده به زیرساخت‌های انرژی، حمل‌ونقل و ارتباطات، توانایی اوکراین در حفظ عملکرد دولت، شبکه برق، ارتباطات و پشتیبانی لجستیکی به یکی از عوامل اصلی تداوم مقاومت این کشور تبدیل شد. در مقابل، تجربه این جنگ نشان داد که آسیب‌پذیری زیرساخت‌ها می‌تواند به اندازه ضعف نظامی بر توان بازدارندگی کشورها تأثیر بگذارد.
در این چارچوب، بازدارندگی مبتنی بر تاب‌آوری بر چند اصل استوار است. نخست، حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی از طریق پدافند چندلایه و پراکندگی مراکز حساس. دوم، ایجاد ظرفیت بازیابی سریع به گونه‌ای که حتی در صورت وقوع حمله، اختلالات در کوتاه‌ترین زمان ممکن جبران شود. سوم، افزایش انعطاف‌پذیری زنجیره‌های تأمین و کاهش وابستگی به گلوگاه‌های محدود. و چهارم، توسعه توانمندی‌های سایبری و اطلاعاتی برای مقابله با حملات غیرمتعارف.
به بیان دیگر، اگر بازدارندگی سنتی بر این پرسش استوار بود که «چقدر می‌توانی به دشمن آسیب بزنی؟»، بازدارندگی جدید به پرسش دیگری نیز پاسخ می‌دهد: «چقدر می‌توانی آسیب ببینی و همچنان به فعالیت ادامه دهی؟»
این تغییر پارادایم تنها محدود به حوزه نظامی نیست. اقتصاد، انرژی، فناوری و حتی مدیریت بحران به عناصر کلیدی بازدارندگی تبدیل شده‌اند. کشوری که بتواند پس از یک حمله به سرعت تولید انرژی را احیا کند، شبکه‌های ارتباطی خود را حفظ کند و فعالیت اقتصادی را ادامه دهد، در عمل هزینه حمله را برای دشمن افزایش داده است؛ زیرا مهاجم به هدف اصلی خود یعنی ایجاد اختلال پایدار دست نخواهد یافت.
از این منظر، آینده بازدارندگی بیش از آنکه در تعداد موشک‌ها یا حجم تسلیحات تعریف شود، در میزان تاب‌آوری زیرساخت‌ها، قدرت بازیابی و ظرفیت ادامه عملکرد کشورها در شرایط بحران رقم خواهد خورد. در جهان امروز، قدرت تنها در توان ضربه زدن خلاصه نمی‌شود؛ قدرت واقعی در توان ایستادگی، انطباق و تداوم حیات در میانه بحران‌هاست. این همان نقطه‌ای است که بازدارندگی تهاجمی به بازدارندگی مبتنی بر تاب‌آوری پیوند می‌خورد و شاید مهم‌ترین درس جنگ‌های قرن بیست‌ویکم نیز همین باشد.

 

**کتایون ملکی
دانشجوی دکترای علوم سیاسی

 

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط