رسانه تخصصی روابط بین الملل (دیپلماسی پلاس)

ناتو زیر چکمه‌های ترامپ له می‌شود؟

Diplomacyplus.ir/?p=12504
تاکتیک‌های خصمانه کاخ سفید در زمینه تصاحب گرینلند، واگرایی وجودی با اروپا را بر سر روسیه تسریع می‌کند. در این راستا دلایل واقعی و عمیقی وجود دارند که شاید به فروپاشی ناتو منجر شوند.

به تازگی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا تهدید کرد تا زمانی که متحدان اروپایی از برنامه‌هایش برای گرینلند پیروی نکنند، تعرفه‌های تنبیهی جدیدی اعمال خواهد کرد و تلاش‌هایش را برای تصاحب این جزیره بزرگ قطب شمال افزایش داد.

منتقدان این اقدام را به شدت محکوم کردند، آن را برای روابط فراآتلانتیک مخرب خواندند و هشدار مته فردریکسن، نخست وزیر سابق دانمارک را تکرار کردند که گفته بود تصرف اجباری قلمرو نیمه خودمختار دانمارک به وسیله آمریکا به پایان ناتو منجر خواهد شد.

به نظر می آید بقای این پیمان ۷۶ ساله در خطر، اما اختلاف بر سر گرینلند صرفاً نشانه و نه علت اصلی است. ناتو با چالش وجودی عمیقی دست و پنجه نرم می کند و آن، شکاف اساسی بین ایالات متحده و اعضای اروپایی بر سر ماهیت و میزان تهدید روسیه است. در نهایت، این اختلاف (نه اختلاف ارضی فعلی) چیزی خواهد بود که به فروپاشی پیمان منجر می‌شود.

ماهیت شکاف فراآتلانتیکی ساده است. در حالی که بسیاری از اروپایی‌ها متقاعد شده‌اند جنگ آینده با روسیه تقریباً اجتناب‌ناپذیر است، برخی در واشنگتن و مراکز قدرت کلیدی در دولت ترامپ به طور فزاینده‌ای روسیه را تهدید نظامی متعارف برای ایالات متحده نمی‌بینند و معتقد نیستند مسکو نیات امپریالیستی نسبت به بقیه اروپا دارد.

لفاظی‌های تند ترامپ به طرز خطرناکی این اختلاف را افزایش داد، فشارهای جدیدی بر ناتو وارد و تضعیف آن را تسریع کرد. با وجود این، اختلافات فراآتلانتیکی بر سر شدت «تهدید روسیه» در دوران دولت جو بایدن، به ویژه در بحث‌های فراآتلانتیکی در زمینه بهترین راه حمایت از اوکراین آشکارتر شد.

رهبران اروپایی که تهاجم به اوکراین را تهدیدی وجودی برای امنیت ملی خود می‌دانند، از سال ۲۰۲۲ خواستار افزایش کمک‌های نظامی ایالات متحده، گسترش دسترسی اوکراین به موشک‌های دوربرد و حتی مداخله مستقیم ایالات متحده به شکل ایجاد منطقه پرواز ممنوع یا پشتیبانی پدافند هوایی شده‌اند. در حالی که جو بایدن، رئیس جمهور سابق آمریکا تمایل خود را برای ارائه «هر آنچه لازم است» به اوکراین برای دستیابی به پیروزی اعلام کرد، ناگهان رویکردی محتاطانه‌تر و تدریجی‌تر برگزید. این رویکرد با ارزیابی ها مبنی بر اینکه تهاجم به اوکراین گرچه جدی است، اما تهدیدی برای منافع اصلی ایالات متحده یا اروپا به شمار نمی‌رود، مطابقت دارد.

از سوی دیگر، دولت ترامپ اختلافات بین متحدان را بر سر روسیه افزایش داده است. برای نمونه، ترامپ فوریه ۲۰۲۵ کمتر از یک ماه پس از شروع دوره دوم ریاست جمهوری‌اش نخستین تماس تلفنی از تماس‌های تلفنی متعدد خود را با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه برقرار کرد و در آن دو طرف درباره «مزایای بزرگی که از همکاری برای هر دو کشور به دست می آید» گفت وگو کردند. این پیام در تضاد کامل با موضع رهبران اروپایی بود که تماس کمی با رئیس جمهور روسیه داشتند و عمدتاً به دنبال منزوی کردن وی و دولتش بودند.

در دوران ترامپ، شکاف فراآتلانتیکی، به ویژه بر سر اوکراین عمیق‌تر شد. واشنگتن به دنبال صلحی سریع بود که مستلزم حداقل امتیاز از مسکو باشد، بر این باور که روسیه صرف نظر از نتیجه جنگ، تهدیدی بلندمدت برای ایالات متحده یا اروپا به شمار نمی‌رود. اروپا نیز همواره به عنوان عامل مخرب عمل می‌کرد، زیرا می‌ترسید هر چیزی کمتر از «شکست راهبردی» روسیه، احتمال تجاوز نظامی را بیشتر کند و سپس اروپا را هدف قرار دهد. صرف نظر از اعتبار هر یک از این دیدگاه‌ها، اختلاف دو اردوگاه، پیمان را زیر فشار قرار داد و مانع روند صلح شد.

متحدان اروپایی ناتو نگرانی عمیق خود را نسبت به افزایش تحریکات روسیه ابراز، بارها به ماده چهار پیمان ناتو استناد کرده اند و خواستار پاسخ قوی‌تر به آنچه که آنها «نقطه صفر» در جنگ احتمالی بین روسیه و اروپا می‌دانند، شده‌اند.

دولت ترامپ درخواست‌ها از نیروهای آمریکایی و ناتو را برای بستن حریم هوایی بر فراز اوکراین، سرنگون کردن جنگنده‌های روسی که وارد حریم هوایی ناتو می‌شوند و سایر اقدامات مشابه رد کرد و آنها را غیرضروری دانست. در واقع، واکنش ترامپ به ورود حدود 20 پهپاد به حریم هوایی لهستان در سپتامبر ۲۰۲۵ بیشتر اظهار نظری تحقیرآمیز بود و احتمال تصادفی بودن این حادثه را مطرح می‌کرد.

دولت ترامپ همچنین بی‌توجهی خود را به هرگونه تهدیدی که روسیه برای منافع آمریکا و اروپا ایجاد می‌کرد، به شیوه های دیگر نشان داد و تصمیم گرفت حضور نظامی چرخشی خود را از رومانی، مکانی که مدت‌ها از نظر راهبردی برای بازدارندگی از تجاوز روسیه در اروپا حیاتی تلقی می‌شد، خارج کند. همچنین شروع به کاهش کمک‌های نظامی به کشورهای عضو ناتو و محدود کردن مشارکت خود در رزمایش‌های نظامی کرد. بنابراین، ایالات متحده به دلیل موضع متفاوت خود در قبال روسیه، عملاً از ناتو خارج شده است.

راهبرد امنیت ملی ترامپ و ناتو

در بُعد لفاظی، خروج قریب‌الوقوع ایالات متحده از ناتو به طور فزاینده‌ای واضح به نظر می آید. دیدگاه ترامپ درباره ماده پنج پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) تنگ‌نظرانه‌تر و محدودکننده‌تر از دیدگاه اسلافش است. ترامپ در دوره رقابت های انتخاباتی به صراحت اعلام کرد امکان دارد فقط نیروهای آمریکایی را برای دفاع از متحدانی اعزام کند که به اندازه کافی بودجه دفاع ملی خود را تأمین می‌کنند.

به تازگی وقتی از ترامپ پرسیده شد آیا از اقدام متحدان ناتو علیه هواپیماهای روسی که وارد حریم هوایی آنها می‌شوند حمایت خواهد کرد یا خیر، با صراحت پاسخ داد، «بستگی به شرایط دارد». در حالی که این موضع با موضع رؤسای جمهور قبلی متفاوت است.

اگر هنوز شکی وجود داشت مواضع متفاوت درباره روسیه، ناتو را به آستانه فروپاشی سوق می‌دهد، راهبرد امنیت ملی ترامپ که اوایل دسامبر 2025 منتشر شد، برای افزایش دغدغه ها کافی بود. از طرفی این سند روسیه را به عنوان تهدیدی بزرگ برای ایالات متحده یا اروپا طبقه‌بندی نکرده است و از چارچوب رقابت قدرت‌های بزرگ که پیش تر سیاست ایالات متحده را در قبال روسیه هدایت می‌کرد، صرف نظر کرده است.

مهم‌تر از آن، این سند به ناتو به گونه ای می‌پردازد گویی ایالات متحده عضو آن نیست و گاهی اوقات از اصطلاحات اتحادیه اروپا، اروپا و ناتو تقریباً به جای یکدیگر استفاده می‌کند. البته، این به دور از واقعیت است، زیرا ایالات متحده کنترل نهادی بر ناتو را حفظ کرده و ژنرالی آمریکایی را به عنوان فرمانده عالی متفقین اروپا به خدمت گماشته است. اما این راهبرد مسیر سیاست خارجی آمریکا را ترسیم کرد و به نظر می آید این مسیر به شدت از ناتو فاصله گرفته است.

از این منظر، اگر تلاش‌های قهری ترامپ برای تصرف گرینلند ضربه مهلکی به ناتو وارد کند، تنها جرقه و گواه فوری شکاف فزاینده بین آمریکا و متحدان قدیمی‌اش خواهد بود و نه علت اصلی فروپاشی ناتو.

وقتی روزنامه‌نگاران نیویورک تایمز به ترامپ هشدار دادند امکان دارد مجبور شود بین الحاق گرینلند و ماندن در ناتو یکی را انتخاب کند، وی با آن مخالفت کرد و به سادگی گفت، «این می‌تواند فقط یک انتخاب باشد». در واقع، به نظر می آید تصمیم وی تا حد زیادی قطعی شده است. اقدامات تهاجمی ترامپ به سمت گرینلند و تحریم‌هایی که علیه متحدان دیرینه خود اعمال کرد، نشان می‌دهد دولت ترامپ امکان دارد از قبل ایده فروپاشی قریب‌الوقوع ناتو را پذیرفته و آن را در برنامه‌ها و سیاست‌های خود گنجانده باشد.

منبع: راهبرد معاصر

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط