رسانه تخصصی روابط بین الملل

خطای استراتژیک بایدن در مواجهه با ایران

Diplomacyplus.ir/?p=2324
عدم احیای توافق ۲۰۱۵ تا به اکنون، تا حدی تقصیر دولت بایدن است که حضور در مذاکرات هسته ‌ای را به تعویق انداخت؛ زیرا به این سراب رسید که تحریم‌های ترامپ برای گرفتن امتیازات بیشتر از ایران به خصوص در مورد موشک‌های بالستیک و سیاست‌های منطقه ای اهرم فشار بیشتری در اختیار دولت قرار می‌دهد تا بتواند در میز مذاکرات هسته ای از آن بهره ببرد.

حل و فصل مسئله توافق هسته ای ایران به سیاست داخلی آمریکا وابسته است. دموکرات های حاکم انگیزه زیادی برای دستیابی به توافق دارند. البته این امر تنها برای تامین هدف محدود «ممانعت از دستیابی ایران به سلاح اتمی» نیست؛ بلکه بیشتر برای افزایش اعتبار سیاست خارجی آن هاست.

مسئله لغو نام سپاه پاسداران از فهرست سازمان های تروریست خارجی به یک مانع کلیدی برای نهایی کردن توافق تبدیل شده است. البته نام گذاری آن بیشتر نمادین است. با معماری پیچیده تحریمی که از سوی وزارت خزانه داری آمریکا برای هدف قراردادن سپاه پاسداران ایجاد شده، تعیین وزارت خارجه چیزی بیش از نام گذاری آن نیست. البته این به عمد از سوی دونالد ترامپ با هدف صریح مسدود کردن مسیر برای دولت آینده بود که ممکن است به دنبال ورود مجدد به توافق باشد.

لغو نام سپاه پاسداران از فهرست سازمان های تروریست خارجی برای ایران یک مسئله اصولی است؛ همانطور که برای هر کشوری نیز چنین خواهد بود. همچنین به دولت ابراهیم رئیسی کمک می کند تا زمینه رضایت داخلی را فراهم کند؛ زیرا این امر به دولت وی این امکان را می دهد تا مدعی شود که نسب به سلف میانه رو، شرایط بهتری برای کشور ایجاد کرده اند.

مشکل اصلی در لغو نام گذاری سپاه پاسداران از فهرست، هراس از دشمنی دموکرات های بانفوذ حامی اسرائیل به خصوص رابرت منندز، رئیس کمیته روابط خارجی سنا است. به خصوص که به انتخابات میان دوره ای در نوامبر نزدیک می شویم که انتظار می رود دموکرات ها در آن عملکرد ضعیفی داشته باشند و حتی ممکن است در این زمینه شکست بخورند و کنترل یک یا هر دو مجلس کنگره را از دست بدهند.

دموکرات ها باید به شکلی متفاوت به این مسئله نگاه کنند و آن را به عنوان آزمونی برای توانایی شان در ارائه سیاست خارجی بینند. اگر ثابت کنند که نمی توانند آشفتگی ناشی از خروج یک جانبه ترامپ از برجام و سیاست فشار حداکثری را برگردانند، برای ایرانی ها و سایرین مشخص می شود که تنها توافقی ارزش دنبال کردن دارد، توافق با جمهوری خواهان است. اگر توافقی با یک دموکرات نمی تواند از یک رئیس جمهور جمهوری خواه جان سالم به در ببرد؛ چرا به جای این که منتظر بمانیم تا یک جمهوری خواه در کاخ سفید پیروز شود، زمان و سرمایه سیاسی را در تلاش برای تضمین آن در دولت دموکرات تلف کنیم.

البته برخی از کارشناسان ایرانی به تعاملات خود با جمهوری خواهان اشاره می کنند. برای نمونه می توان با دولت ریگان در مورد آزادی گروگان های آمریکا در لبنان در اوایل دهه ۱۹۸۰، همکاری عملی که در جریان حمله نظامی بوش به افغانستان و حملات تروریستی یازده سپتامبر ۲۰۰۱ اشاره کرد. بر خلاف روابط شاه با واشنگتن، این معاملات استراتژیک نبود بلکه بیشتر جنبه معاملاتی داشت و محصول ضرورت های مدیریت بحران بود.

این یک سوال مشخص است که آیا حزب جمهوری خواه اصلا توانایی توافق با ایران را دارد یا خیر؟ دو گروه از حزب جمهوری خواه به طور بالقوه می تواند در این مسیر راهگشا باشند. آزادی خواهان مانند سناتور رند پل و شاخه پوپولیستی حزب پت بوکانن- تاکر کارلسون هستند. البته آزادی خواهان در حال حاضر در سیاست خارجی تاثیر گذار نیستند و در مورد پوپولیست ها که دونالد ترامپ قهرمان آن ها بوده ، امریکا را تا آستانه جنگ علیه ایران پیش برد. این امر تا حدی به این دلیل بود که ترامپ در میان جنگ طلبان ضد ایرانی مانند مایک پمپئو و جان بولتون احاطه شده بود. تنها دو مقام مک گرگور و زلمی خلیل زاد طرفدار تعامل با ایران بودند که هرگز فرصتی برای عملی کردن نظرات خود پیدا نکردند.

حامیان جمهوری خواه به طور گسترده نسبت به مداخلات بیش از حد آمریکا در خارج از کشور تردید دارند. آیا این محدودیت به ایران هم خواهد رسید؟ این امر شک برانگیز است؛ زیرا جمهوری خواهان به خصوص در جنوب و غرب میانه بیش از پیش با دیدگاه دست راستی اسرائیل هماهنگ شده اند. بنابراین برای ایرانی ها عقلانی نیست که روی جمهوری خواهان قمار کنند.

مجلس شورای اسلامی تحت استیلای اصول گرایان، به عنوان ابزاری برای اعمال فشار بر مذاکره کنندگان ایران برای بازگشت به توافق شرایط دشواری تعیین کرده است؛ در حالی که این به خودی خود مذاکرات را از بین نمی برد، اما نشان گر یک روحیه سخت تر در تهران در برابر هر گونه امتیاز اضافی است. این تا حدی تقصیر خود دولت بایدن است که عضویت به مذاکرات برجام را به تعویق انداخت؛ زیرا به این سراب رسید که تحریم های ترامپ برای گرفتن امتیازات بیشتر از ایران به خصوص در مورد موشک های بالستیک و سیاست های منطقه ای اهرم فشار بیشتری در اختیار دولت قرار می دهد تا بتواند در میز مذاکرات هسته ای از آن بهره ببرد. بنابراین قابل پیش بینی بود که این امر کارساز نیست.

علی رغم موانع باقی مانده، توافق مجدد همچنان امکان پذیر است. بهای سیاسی که دولت بایدن برای عضویت مجدد به برجام می پردازد، بیشتر از منافع آن نخواهد بود. شکست مذاکرات پیامی را به ایران، کوبا، ونزوئلا و هر دولت دیگری که به دنبال بهبود روابط با آمریکا است این پیام را ارسال می کند که دموکرات ها قابل اعتماد نیستند. همچنین می تواند دستیابی به موفقیت های سیاست خارجی را برای دولت های دموکرات آینده مانند توافق اولیه دولت اوباما با ایران و عادی سازی روابط با کوبا را دشوارتر کند.

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط