رسانه تخصصی روابط بین الملل

حمله به ایران بی‌فایده است

Diplomacyplus.ir/?p=659
مرکز « دیفنس وان» در یادداشت خود به این موضوع پرداخت که برای خود ایران منطقی نیست که به‌سمت سلاح هسته‌ای برود و هرگونه حمله نظامی به آن، بی‌فایده و دارای پیامدهای ناگوار است.

به‌گزارش مرکز مطالعات سورین، دیفنس وان در یادداشت تازه خود به‌قلم «چارلز پینیا» نوشت:

تعداد فزاینده‌ای از صداهای با نفوذ در واشنگتن از اقدام نظامی علیه ایران برای جلوگیری از ادامه گسترش برنامه هسته‌ای که در نهایت می‌تواند منجر به دستیابی این کشور به سلاح اتمی شود، حمایت می‌کنند. بنابرگزارش­ها، دولت بایدن نیز گزینه­های نظامی را بررسی کرده است.

طرفداران ضربه نظامی به ایران اغلب به حمله موفقیت‌آمیز اسرائیل (رژیم صهیونیستی) در سال 1981 به تاسیسات اوسیراک عراق اشاره می­کنند که مانع از ساخت کلاهک هسته­ای توسط صدام حسین شد. از آنجایی که ایران هیچ قابلیت حمله دوربردی برای مقابله به مثل علیه آمریکا ندارد، به­ عنوان یک ابرقدرت با بزرگترین و تواناترین ارتش جهان، چنین تصور می­شود که می­توانیم همین کار را با سهولت و مصونیت نسبی انجام دهیم.

از بین بردن توان هسته­ای ایران، مانند اوسیراک نیست و یک عملیات نظامی پیچیده­تر خواهد بود. در حالی که ارتش آمریکا قطعا قادر به انجام چنین عملیاتی است، اما به همین سادگی که فکر می­کنید، نخواهد بود.

برنامه هسته­ای ایران یک هدف واحد نیست. سه هدف اولیه شامل اراک (که در واقع چند مجتمع صنعتی است)، بوشهر (نیروگاه هسته­ای) و نطنز (غنی­سازی سوخت) است. اما احتمالا حداقل ده‌ها هدف وجود دارد مانند: رآکتورها، نیروگاه­ها، تولید، تبدیل و غنی ­سازی؛ معدن؛ مدیریت پسماند؛ و تحقیق و توسعه. برخی از این اهداف، تاسیسات سخت ­شده و عمیقا مدفون هستند. و بعضی در نزدیکی مناطق پرجمعیت قرار دارند – بنابراین احتمال تلفات غیرنظامی جانبی نسبتا زیاد است.

این سوال وجود دارد که چه اهداف دیگری در لیست حمله نظامی قرار می­گیرند. پدافند هوایی ایران احتمالا باید سرکوب شود. و موشک­های بالستیک ایران نیز ممکن است بخشی از یک حمله نظامی برای جلوگیری از انتقام‌گیری منطقه­ای باشد. بنابراین، تعداد کل اهداف در یک حمله «محدود» علیه برنامه هسته­ای ایران ممکن است در واقع به صدها مورد ختم شود.

همچنین تأکید بر این نکته مهم است که هرگز قطعیت 100 درصدی وجود نخواهد داشت که همه اهداف منهدم شوند. علاوه بر این، ایران می‌تواند سایت‌های هسته‌ای مخفی دیگری داشته باشد که ما از آن­ها بی‌اطلاعیم.

سخت می­توان چشم‌انداز تلافی‌جویانه ایران را نادیده گرفت، خصوصا اگر این انتقام­ها، غیرنظامی باشد. تهران قادر است عرضه جهانی نفت از خلیج فارس را با استخراج از تنگه هرمز (که حدود 20 درصد نفت جهان را حمل می­کند) مختل نماید یا با غرق کردن نفتکش­ها، این تنگه­ها را مسدود کند.

آیا ما باید برنامه هسته­ای ایران را کاملا حذف کنیم تا آن­ها به سلاح دست پیدا نکنند؟ پاسخ، خیر است.

مطمئنا همه ما ترجیح می‌دهیم که ایران به برجام بازگردد و یک کشور غیرهسته‌ای باقی بماند. و باید به دستیابی به دیپلماسی در این راستا ادامه دهیم. اما واقعیت این است که در صورت شکست، می‌توانیم با ایران هسته‌ای کنار بیاییم.

در واقع، تا زمانی که روحانیون تهران دست به خودکشی نزنند – و همه شواهد موجود خلاف این را نشان می­دهد – احتمال استفاده ایران از سلاح هسته­ای بیشتر از کره‌شمالی نیست.

چرا؟ زیرا زرادخانه هسته­ای آمریکا یک بازدارنده قوی است. به طور خلاصه، روحانیون در صورت پرتاب یک بمب اتمی با خطر نابودی کامل مواجه خواهند شد.

انبار مهمات آمریکا در گذشته باعث بازدارندگی امثال جوزف استالین و مائو تسه تونگ شده است که هر دو در زمان خود «دیوانه» تلقی می­شدند. این امر، رهبران به ظاهر غیرمنطقی کره‌شمالی را از انجام کارهای غیرقابل تصور منصرف کرده است. حتی اگر «ابراهیم رئیسی» -رئیس­جمهور ایران- و روحانیون حاکم، تندروهایی مخالف آمریکا در نظر گرفته شوند، به نظر نمی­آید که نابودی کشورشان را بخواهند.

البته اگر ایران به یک قدرت هسته‌­ای تبدیل شود، خطراتی وجود خواهد داشت و استراتژی امنیت ملی ما را پیچیده خواهد کرد. اما این­ها قابل کنترل­تر از خطرات مرتبط با تلاش برای نابودی برنامه هسته­‌ای است.

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط