رسانه تخصصی روابط بین الملل

اشتباهات احتمالی آمریکا در مذاکرات هسته‌ای

Diplomacyplus.ir/?p=4067
شکی نیست فشار در هر مذاکراتی بسیار مهم است، اما فشار به‌تنهایی کارساز نخواهد بود. هرچقدر که ناامیدکننده باشد، بستن در مذاکره با ایران مزایای کمی دارد. گزینه نظامی موفق علیه سایت‌های هسته‌ای ایران، پایان برنامه هسته‌ای این کشور را تضمین نمی‌کند؛ حتی ممکن است به‌عنوان انگیزه‌ای برای بازسازی سریع سایت‌های هسته‌ای عمل کند و در آن صورت ایران به دنبال تولید سلاح اتمی برآید.

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ مذاکرات غیرمستقیم میان آمریکا و ایران بار دیگر در وین ازسر گرفته شده است و به عنوان آخرین تلاش برای احیای توافق هسته ای ایران توصیف می شود. دولت بایدن از سرعت کند مذاکرات هسته ای ناامید شده و بارها برای دستیابی به توافق هسته ای ضرب الاجل تعیین کرده است. در ژوئیه ۲۰۲۱ آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا هشدار داد مذاکرات نمی تواند به طور نامحدود ادامه یابد. اواخر همان سال جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی آمریکا پیش بینی کرد ضرب الاجل مذاکرات ایران در چند هفته فراخواهد رسید. حتی جو بایدن، رئیس‌جمهور آمریکا که به ندرت به مذاکرات اهمیت می‌دهد، ماه گذشته اعتراف کرد این کشور برای پاسخ ایران نسبت به پیشنهاد آمریکا «همیشه منتظر نخواهد ماند».

قبل از اینکه دولت بایدن و شرکای اروپایی اش تصمیم بگیرند مذاکرات را کنار بگذارند، چندین متغیر وجود دارد که باید در نظر گرفته شوند:

هرچند احتمال موفقیت مذاکرات پایین، اما همچنان محتمل است. در گذشته شاهد نتیجه رویکرد فشار حداکثری آمریکا در قبال ایران بوده ایم که تنها باعث هزینه های اقتصادی گسترده برای ایران بود، اما در نهایت این کشور برای مقابله با تحریم های اقتصادی به سمت چین و روسیه قدم برداشت و همچنین برنامه هسته ای خود را به طور قابل ملاحظه ای گسترش داد. طبق گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی، ایران اکنون به نقطه گریز هسته ای نزدیک شده است که می تواند مواد شکافت پذیر غنی شده تا نزدیک به درجه تسلیحات را تولید کند.

برخی بر این نظر هستند که فشار حداکثری ذخایر ارزی ایران را از بین می برد و اگر این فشار تداوم پیدا می کرد، بر رفتار ایران در مذاکرات هسته ای تأثیر می گذاشت. برخی دیگر ادعا می کنند رویکرد کارزار فشار حداکثری دولت ترامپ فاقد گزینه نظامی قانع کننده برای القای ترس در تهران است؛ اما دلیلی وجود ندارد باور کنیم هر یک از تاکتیک های فشار یعنی نبود مشوق ها، محاسبات ایران را تغییر می دهد. در واقع هنوز من (نویسنده) با مواردی مواجه نشده ام که در آن یک طرف مذاکرات از منافع اساسی خود دست بکشد یا تنها به وسیله فشار با یک توافق موافقت کند.

دور شدن ایران از میز مذاکرات بر وجهه و اعتبار آمریکا تأثیر می گذارد. مذاکرات با ایران تنها تلاشی برای جلوگیری از بحران منطقه ای به دلیل جاه طلبی های هسته ای کنترل نشده تهران نیست، بلکه بازی سیاسی و دیپلماتیک است. به طور خلاصه، اینکه چه کسی باعث خاتمه دادن به مذاکرات می شود، جزئی از محاسبات هر دولت است. دست کم یکی از استدلال های ایران «نمی توان به آمریکا برای حفظ تعهداتش از دولتی به دولت دیگر اعتماد کرد» به احتمال زیاد مورد استقبال قرار خواهد گرفت.

عملیات نظامی در اوکراین نشان داد، شور و شوق برای تحریم سایر کشورها به طور گسترده به وسیله بسیاری از جهان مشترک نیست. در واقع، دو سوم جمعیت جهان در کشورهایی زندگی می‌کنند که به تحریم غرب علیه روسیه نپیوسته‌اند. ایران روابط عمیقی با روسیه و چین و کشورهای عربی دارد که از قبل نگران امنیت خود در صورت رویارویی ایران و آمریکا هستند و به همین دلیل به سمت تنش زدایی در روابط با ایران قدم برداشته اند.

به این دلیل که توافق هسته ای 2015 ایران دیگر قابل اجرا نیست، نمی تواند به این معنا باشد که تمام تلاش های دیپلماتیک باید پایان یابد. مسلماً هر جایگزینی برای برجام با احتمال بیشتری مواجه است. دولت آمریکا فکر می‌کرد ممکن است ایران توافقی «طولانی‌تر و قوی‌تر» را بپذیرد که محدودیت‌ها بر برنامه هسته‌ای ایران را تشدید کند، اما صرفاً مذاکره بر سر توافق اولیه کار فوق‌العاده دشواری است و تردید زیادی وجود دارد ایران بدون کسب امتیازات، با توافق جدید موافقت کند.

 

برخی دیگر در راستای اعتمادسازی و پذیرش برخی محدودیت های هسته ای در ازای لغو تحریم ها، بر توافق موقت تأکید می کنند. می‌توانیم به پایان تمام تلاش‌های دیپلماتیک برای مقابله با موضوع هسته‌ای ایران نزدیک شویم. در حالی که ایران ممکن است مانع احیای توافق باشد؛ اما آمریکا نباید طرفی باشد که به طور مستقیم مسئول نصب تابلوی فصل بسته شده در پایان بازی دیپلماتیک باشد.

اما خط قرمز چیست؟ اعتماد و اطمینان میان ایران و غرب صفر است و در غیاب مفاد نظارتی مندرج در توافق هسته‌ای اولیه، آمریکا و اسرائیل بدترین چیزها را در مورد برنامه هسته‌ای ایران تصور می‌کنند. هر چند برجام ممکن است ناقص باشد، اما به عنوان توافق شناخته شده بین المللی است که برنامه هسته ای ایران را محدود می کند و احتمال حمله نظامی آمریکا و اسرائیل را به ایران کاهش می دهد. بدون توافق، عرصه برای طیف وسیعی از اقدمات غیردیپلماتیک باز خواهد شد.

در این صورت تمرکز بر روی پلن B یعنی ترکیبی از تحریم ها، فشار سیاسی و بازدارندگی نظامی معطوف خواهد شد. در حال حاضر تنها با اقناع مقام های ایران مبنی بر اینکه آمریکا از چنین گزینه هایی استفاده خواهد کرد می توان از برنامه اتمی ایران جلوگیری و ایران را وادار کرد تا با حسن نیت به سمت مذاکرات قدم بردارد. در واقع، کسانی که به نفع چنین رویکردی استدلال می کنند، لزوماً دیپلماسی را توصیه نمی کنند. تصور اینکه مذاکرات جدی در محیطی پر از تهدید و فشار اتفاق بیفتد دشوار است.

گزینه نظامی موفق علیه سایت های هسته ای ایران، پایان برنامه هسته ای این کشور را تضمین نمی کند؛ حتی ممکن است به عنوان انگیزه ای برای بازسازی سریع سایت های هسته ای عمل کند و در آن صورت ایران به دنبال تولید سلاح اتمی برآید. شکی نیست فشار در هر مذاکراتی بسیار مهم است، اما فشار به تنهایی کارساز نخواهد بود. هر چقدر که ناامیدکننده باشد، بستن در مذاکره با ایران مزایای کمی دارد، به ویژه زمانی که علی واعظ، مدیر پروژه ایران گروه بین المللی بحران می‌گوید جایگزین ممکن است «بمب ایرانی یا بمباران ایران» باشد.

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط