رسانه تخصصی روابط بین الملل

آیا گاز ایران می تواند جای روسیه را در اروپا بگیرد؟

Diplomacyplus.ir/?p=2287
اگر گفت وگوهای هسته ای ایران در وین به توافق بینجامد، آیا سرانجام ایران می تواند با حوزه گازی چالوس، نقش بالقوه ای در پرکردن شکاف ناشی از قطع گاز روسیه داشته باشد؟ ایران در شرایطی خاص می تواند سهمی در جایگزینی نفت روسیه داشته باشد اما در زمینه گاز، اوضاع تا حدودی متفاوت است.

عزم فزاینده کشورهای اتحادیه اروپایی برای کاستن از وابستگی خود به نفت و گاز روسیه، در واقع فرصتی را برای تولیدکنندگان هیدروکربور خاورمیانه فراهم می آورد اما بهره گیری از این فرصت، دشوارتر از آن چیزی است که در نگاه اول به نظر می آید. بنابراین در کوتاه مدت، بعید است که کشورهای عضو شورای همکاری که روی کاغذ می توانند نقش مهمی در تنوع بخشی به منابع تامین انرژی اروپا داشته باشند، امکان افزایش صادرات هیدروکربن ها به اروپا را داشته باشند. با این همه، روند حضور بیشتر خاورمیانه در بازارت نفت و گاز اروپا، آغاز شده و در پنج تا هفت سال آینده، می تواند به کاهش سهم روسیه در این بازار بینجامد.

در این چشم انداز، تجربه و رفتار قطر بسیار تعیین کننده است. قطر از یک سو به روشنی علاقمند به بهره وری از فرصت های کنونی است و در حال تقویت مواضع خود در شرق و جنوب اروپا و نیز تقویت پیوندهایش با کشورهای غرب این قاره است. حتی مقام های بریتانیا نیز از این امکان سخن گفته اند که قطر را به “آخرین مرجع تامین کننده” ای تبدیل کنند که آماده کمک به انگلستان در مواقع اضطراری است. اما در سوی دیگر هم محدودیت های فیزیکی بر حجم صادرات قطر به بازار اروپا مطرح است. بخش بزرگتر گاز تولیدی قطر، تحت شرایط قراردادی به فروش می رسد. افزایش عرضه به اروپا به این معنی است که باید در برخی از این قراردادها تجدید نظر شود که دوحه چنین کاری نخواهد کرد. گذشته از این، بازار اروپا برای قطر، نقش درجه دوم را دارد و در درازمدت، اولویت به آسیا داده می شود.

البته در گذشته هم قطر، گاه حجم های اضافی گاز را از بازار آسیایی روانه دیگر بازارها کرده تا از اشباع بازار خودداری کند یا به دلیل افزایش بهای گاز طبیعی مایع در دیگر بازارها در قیاس با بازار آسیا، پول بیشتری به دست آورد، کاری که در همین زمستان گذشته هم انجام شد. برای انگیزه بخشی به قطر برای روی آوردن به بازار اروپا، اتحادیه اروپایی باید برخی قوانین خود را دگرش دهد و آنها را برای عرضه کنندگان آسان تر کند.

مانع دیگری که بر سر راه عرضه گاز قطر به اروپا وجود دارد، سرشتی سیاسی دارد. دوحه مایل نیست که از منابع اقتصادی خود به عنوان ابزاری برای نفوذ سیاسی یا تحمیل استفاده کند چرا که به اصل بیطرفی این کشور آسیب می زند. در چنین شرایطی، آمادگی برای جایگزینی روسیه در بازار گاز اروپا، تنها به قطر آسیب می زند و به فعالیت اقتصادی این کشور، ویژگی سیاسی ناخوشایندی می دهد. بنابراین تقویت حضور قطر در بازار گاز اروپا، یک روند تدریجی خواهد بود. از این گذشته، با توجه طرح های قطر برای افزایش تولید گاز طبیعی مایع، شاید حجم اضافی ای برای عرضه به اروپا در چند سال آینده وجود داشته باشد. با همه این احوال، باید در نظر داشت که این حجم اضافی نیز، برای رهایی کامل اروپا از وابستگی به گاز روسیه، کفایت نمی کند.

اما در زمینه عرضه نفت خام توسط اوپک، کشورهای خلیج فارس که روی کاغذ می توانند حجم بزرگی از صادرات نفتی روسیه را جبران کنند، شتابی برای این کار ندارند. پاسخ آنها به تلاش های این چند هفته ایالات متحده آمریکا، انگلستان و آلمان، منفی بوده و این پاسخ، چندین دلیل دارد. نخست اینکه بعنوان اعضای اوپک پلاس، تلاش دارند با پرهیز از افزایش تولید خود، از مشکلات سیاسی و اقتصادی یکدیگر، سوء استفاده نکنند. در دیگر سوی، این کارتل همیشه باید برای این واقعیت آماده باشد که برخی اعضایش، بویژه ایران، با تغییر شرایط سیاسی یا واقعیت های اقتصادی، تولید خود را افزایش دهند. در چنین شرایطی، همیشه بهتر است که سطح مشخصی از حجم تولید زیرِ سهمیه خود را حفظ کنند و نه برعکس تا از بروز ناپایداری در بازار به دلیل تولید اضافی جلوگیری شود.

با این حال، شاید در درازمدت اوضاع دگرگون شود. بحران کنونی در اوکراین، به شکل قابل ملاحظه ای رفتار مصرف کنندگان نفت اروپایی را دگرش داده است و آنها تلاش دارند به هر قیمت، وابستگی شان به روسیه را کاهش دهند. این کار بلافاصله انجام شدنی نیست اما روند آن که از پیش آغاز شده بود، با جنگ اوکراین تسریع شده است. این فرصت هایی را برای کشورهای خلیج فارس فراهم می آورد تا به تدریج حضورشان در بازار اروپا را با آهنگی که تنش با مسکو را هم به همراه نداشته باشد، افزایش دهند. البته آمریکایی ها هم کوتاه نمی آیند و گفت وگوهایشان با کشورهای عربی خلیج فارس ادامه دارد. شاید واشنگتن بتواند شرکای عربش را متقاعد کند که در موضع خود بازنگری کنند ضمن آنکه همه تولیدکنندگان خلیج فارس هم ضرورتا از محدودیت های تولید حمایت نمی کنند.

اوایل مارس، امارات علائم متناقضی درباره آمادگی برای افزایش تولید می داد. همچنین باید برنامه های سعودی برای افزایش تولید تا سال ۲۰۲۷ را هم به حساب آورد. همچنین این هم یک واقعیت است که تحریم های کنونی علیه روسیه، در درازمدت، توانایی این کشور برای حفظ سطح تولیدش را تضعیف می کند. در انتهای این مسیر، روسیه در اوپک پلاس هم نقش کم رنگ تری خواهد داشت.

اخیرا، ایالات متحده آمریکا روشن ساخت که از پروژه خط لوله شرق مدیترانه که اسرائیل، قبرس و یونان را گردهم می آورد و هدفش صادرات گاز به اروپاست، حمایت نخواهد کرد. این کار ظاهرا به سود یک طرح جایگزین است که گاز را از مسیر ترکیه به اروپا می رساند. حال پرسش این است که آیا انزوای روسیه بر این طرح ها تاثیری خواهد گذاشت و آیا اسرائیل خواهان همکاری با آنکارا برای صادرات گاز خود با استفاده از خط لوله ترکیه برخواهد آمد؟ در پاسخ باید گفت که از نقطه نظر اقتصادی، خط لوله شرق مدیترانه، مرده متولد شد و اوضاع اوکراین کمکی به احیای آن نمی کند. هم آمریکا و هم اروپا در اوایل سال ۲۰۲۲، این پروژه را دفن کردند. حمایت فزاینده از چرخش انرژی (به سمت انرژی های نو و تجدیدپذیر) موجب شده که اتحادیه اروپا از حمایت از پروژه های بزرگ نفت و گاز رویگردان شود و آمریکا هم با پیروی از آنها، خط لوله شرق مدیترانه را بدون آینده می بیند.

غربی ها در کنار اولویت بخشی به انرژی های نو و تجدیدپذیر، طرح هایی را در دستور کار دارند که نه بر تامین هیدروکربون ها بلکه بر یکپارچه سازی سامانه های انرژی اروپا با مناطق همجوار تمرکز داشته باشد. این است که پروژه یوروآفریکا بر اتصال شبکه های برق مصر، قبرس و یونان و پروژه یورواشیا بر اتصال شبکه های برق اسرائیل، قبرس و یونان در آینده تمرکز دارد که ناگهان به جایگزین هایی برای خطوط عرضه گاز طبیعی تبدیل شده اند.

پرسش دیگر این است که اگر گفت وگوهای هسته ای ایران در وین به توافق بینجامد، آیا سرانجام ایران می تواند با حوزه گازی چالوس، نقش بالقوه ای در پرکردن شکاف ناشی از قطع گاز روسیه داشته باشد؟ ایران در شرایطی خاص می تواند سهمی در جایگزینی نفت روسیه داشته باشد اما در زمینه گاز، اوضاع تا حدودی متفاوت است. در کوتاه مدت، به دشواری بتوان هر گونه افزایش چشمگیری در صادرات گاز طبیعی ایران به اروپا را انتظار داشت. در سوی دیگر، حوزه گازی چالوس، نیازمند تزریق مالی چشمگیری است و همچنین باید مشکلات لجستیکی عرضه گاز این حوزه به اروپا هم چاره شود. با توجه به این که حوزه گازی چالوس یک حوزه آب های عمیق به شمار می رود، تهران نیازمند پیمانکاری است که فن آوری های مناسب تولید را هم داشته باشد. همه اینها نیازمند وقت و منابع مالی است. از این گذشته، گمان بر این بود که این کار توسط روسیه و در همکاری با چین انجام شود. در سوی دیگر، باید به نیازهای فزاینده داخلی ایران هم توجه داشت. با توجه به کاهش تولید ایران در حوزه گازی پارس جنوبی (بزرگترین حوزه گازی جهان که با قطر مشترک است)، ذخایر چالوس قطعا صرف مصرف داخلی خواهد شد/ دیپلماسی ایرانی

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط