قفقاز جنوبی به واسطه موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه در شاهراه انرژی و مسیرهای ترانزیتی و همچنین همسایگی با ایران و روسیه، به منطقهای جذاب برای بازیگران خارجی تبدیل شده است. در این میان، اسرائیل نیز با درک اهمیت این جغرافیا میکوشد در میدان رقابت پیچیده قفقاز جایگاه تازهای برای خود ایجاد کند و نفوذش را در معادلات امنیتی و اقتصادی منطقه گسترش دهد.
در زمانی که انزوای جهانی رژیم صهیونیستی به دلیل تشدید بحران فاجعه انسانی در غزه روز به روز بیشتر میشود، «ایتامار بنگویر»، وزیر امنیت داخلی این رژیم روز یکشنبه (2 شهریور) طی یک سفر رسمی به گرجستان رفت. در طول این سفر، بن گویر با ایراکلی کوباخیدزه، نخست وزیر و پاتا سالیا، وزیر دادگستری گرجستان به منظور تعمیق روابط سیاسی و امنیتی دیدار کرد.
این دیدارها بر روابط دوستانه گرجستان و اسرائیل و چشماندازهای تعمیق همکاری در حوزه عدالت متمرکز بود. کوباخیدزه در این دیدار گفت:«ما میخواهیم پیوند بین کشورها و مردم خود را تقویت کنیم. ما روابط بسیار خوبی با جامعه یهودیان گرجستان و گردشگران اسرائیلی داریم و از بازدید از اسرائیل خوشحال خواهیم شد».
با وجود اینکه این سفر در ظاهر برای توسعه روابط دوجانبه انجام شد اما در لایههای پنهان، آنچه اهمیت دارد بهرهگیری تلآویو از موقعیت ژئوپلیتیک گرجستان به عنوان حلقهای واسط میان خاورمیانه، قفقاز و دریای سیاه است.
اسرائیل طی دو دهه گذشته کوشیده در قفقاز جنوبی جای پای محکمی برای خود ایجاد کند. فروش پهپاد و تجهیزات نظامی به تفلیس، آموزش نیروهای امنیتی گرجی و مشارکت شرکتهای صهیونیستی در حوزه فناوریهای دفاعی، بخشی از این روند بوده است. لذا، سفر بنگویر در شرایط کنونی تلاش برای تثبیت حضور امنیتی اسرائیل در قفقاز است.
گرجستان به دلیل موقعیت جغرافیایی ویژه، دروازهای میان دریای خزر و دریای سیاه محسوب میشود و به عنوان مسیر ترانزیتی انرژی و کالا نقش کلیدی در اتصال شرق و غرب ایفا میکند. بنابراین، اسرائیل با حضور در تفلیس میتواند دسترسی آسانتری به منابع انرژی و پروژههای زیرساختی منطقهای داشته باشد که این مسئله نقش ژئوپلیتیک تلآویو را در قفقاز پررنگتر کند و این مسئله در شرایط بحران و تهدیدات منطقهای اهمیت حیاتی برای صهیونیستها دارد.
خروج از انزوای دیپلماتیک
سفر بن گویر به گرجستان را باید در چارچوب تلاشهای تلآویو برای شکستن محاصره دیپلماتیک ناشی از جنگ غزه تحلیل کرد. در شرایطی که اتهامات جنایات جنگی، افکار عمومی جهانی و حتی متحدان سنتی اسرائیل در غرب را به مواضع انتقادی سوق داده، تلآویو با تمرکز بر قفقاز در پی یافتن متحدان جدید و کاهش فشارهای بینالمللی است.
حضور بنگویر در تفلیس در بحبوحه جنگ غزه و فشارهای بینالمللی علیه اسرائیل، حامل پیامی روشن است که تلآویو قصد ندارد صرفاً درگیر جبهههای داخلی باشد بلکه به دنبال گسترش عمق استراتژیک خود در مناطقی فراتر از مرزهای سرزمینهای اشغالی است.
از منظر داخلی، سفر بنگویر ارزش نمادین بالایی برای جناح راست افراطی تلآویو دارد. او که بیشتر به دلیل سیاستهای سختگیرانه علیه فلسطینیها شناخته میشود، با این اقدام میکوشد تصویری فراتر از یک سیاستمدار صرفاً داخلی ارائه دهد که میتواند در شکلدهی به معادلات منطقهای و حفاظت از منافع فراملی رژیم صهیونیستی نیز نقشآفرینی کند. برای کابینه نتانیاهو نیز چنین سفری ابزار مشروعیتسازی است و برای افکارعمومی صهیونیستی حاوی این پیام است که سیاستهای امنیتی نه تنها در داخل بلکه در سطح بینالمللی نیز با حمایت و همکاری شرکا پیش میرود.
مقابله با تهدیدات ایران
سفر بن گویر به تفلیس در میانه تشدید تنشهای ایران و اسرائیل، حرکتی حساب شده برای مقابله با نفوذ منطقهای تهران و ایجاد پایگاه نظارتی در مجاورت مرزهای شمالی ایران محسوب میشود. گرجستان به عنوان بازیگری کلیدی در قفقاز میتواند برای اسرائیل هم نقش پایگاه اطلاعاتی برای رصد فعالیتهای ایران ایفا کند.
چنین حضوری میتواند فشار مضاعفی بر ایران وارد کند، زیرا تلآویو از طریق قفقاز جنوبی به حلقههای پیرامون تهران نزدیکتر میشود. از آنجا که اسرائیل در خاک آذربایجان محدودیتهایی برای اقدامات ضدایرانی دارد، گرجستان میتواند به مرکز راهبردی برای جمعآوری اطلاعات و فعالیتهای جاسوسی علیه ایران تبدیل شود.
با توجه به تشدید تنشها، گرجستان میتواند به عنوان یک پایگاه هشدار برای تحرکات ایران و امکان اشتراک اطلاعات و هماهنگی عملیاتی را فراهم کند. گرجستان میتواند موقعیت اسرائیل را در منطقه تقویت کند و توان آن را برای مقابله با تهدیدات ایران افزایش دهد. با توجه به همزمانی تلاشهای آمریکا برای حضور در بخشهای اقتصادی و امنیتی قفقاز، از دید صهیونیستها موفقیت این راهبرد نه تنها به تضعیف موقعیت ایران در قفقاز منجر خواهد شد بلکه میتواند موازنه قدرت در منطقه را به نفع تلآویو تغییر دهد.
پیامدهای ژئوپلیتیکی
گرجستان با موقعیت استراتژیک خود در همسایگی ایران و نزدیکی به روسیه میتواند برای اسرائیل نقش یک پل ژئوپلیتیکی را ایفا کند. این سفر احتمالاً بر گسترش همکاریهای امنیتی، فروش تسلیحات و ایجاد پایگاهی نرم برای رصد تحولات منطقه متمرکز است.
این روند در صورت تداوم، میتواند به افزایش رقابتهای ژئوپلیتیک در قفقاز جنوبی بینجامد. نزدیکی بیش از حد گرجستان به اسرائیل احتمالاً واکنش ایران، روسیه و حتی ترکیه را به همراه خواهد داشت.
روسیه همواره نسبت به افزایش نفوذ بازیگران خارجی در قفقاز حساس بوده است. حضور فعال اسرائیل میتواند بر روابط کرملین با تفلیس سایه انداخته و حتی سطحی از رقابت ژئوپلیتیک را ایجاد کند.
ترکیه هم که خود پروژههای اقتصادی و ترانزیتی بزرگی در قفقاز دنبال میکند، ممکن است گسترش نفوذ اسرائیل را تهدیدی برای نقش منطقهایاش تلقی کند و نزدیکی بیش از حد تفلیس به تلآویو میتواند باعث حساسیت ترکیه و رقابتهای پنهان شود.
همچنین تقویت نفوذ اسرائیل در گرجستان میتواند باعث افزایش تنش بین تهران و تلآویو و بروز تقابل در حوزه نفوذ و امنیت منطقه شود.
از آنجا که آذربایجان پیشتر روابط نزدیکی با اسرائیل برقرار کرده و از این همکاری در زمینههای نظامی و اطلاعاتی بهره برده است، در چنین شرایطی سفر بنگویر میتواند ارمنستان را نیز وادار به بازنگری در سیاستهای خود کند و موازنه قوا در قفقاز جنوبی بار دیگر تحت تأثیر تحولات جدید قرار گیرد.
افزون بر این، نزدیکی بیش از حد گرجستان به اسرائیل میتواند در درازمدت تنشهایی در میان اقلیتهای مسلمان یا گرایشهای قومی منطقه ایجاد کند و با پیچیدهتر کردن مناقشات قومی و ارضی مانند آبخازیا و اوستیای جنوبی یا حتی بحران قرهباغ، ثبات شکننده قفقاز را بیشتر به چالش بکشد.
پیام آشکار این سفر به ایران و دیگر بازیگران منطقهای آن است که تلآویو نه تنها از فشارهای بینالمللی عقبنشینی نخواهد کرد بلکه در حال گسترش شبکه نفوذ و همکاریهای امنیتی خود در نقاط حساس اطراف خاورمیانه است. اما در سوی مقابل، این روند میتواند قفقاز جنوبی را به میدان رقابت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای بدل کرده و ثبات شکننده آن را بیش از پیش آسیبپذیر سازد.
در کل، این سفر صرفاً یک اقدام دیپلماتیک نیست بلکه حلقهای از زنجیره استراتژی کلان تلآویو برای تثبیت حضوری پایدار و امن در قفقاز محسوب میشود. تأثیر این راهبرد میتواند در سالهای آینده هم بر محاسبات امنیتی اسرائیل و هم بر معادلات بینالمللی آن تأثیری ملموس و تعیینکننده بر جای بگذارد.
منبع: اندیشکده زاویه